ناشناس

سوال 979591

جواب من : سلام با تشکر از جواب شما در دوران دوستی هیچکدوم از این نشانه ها در ایشون نبود. بخاطر اینکه فهمیده بودن من در دانشگاه چند خواهان دیگه هم داشتم به من و همه بدبین شدن. با اینکه میدونستن من به اونا توجهی ندارم حتی نسبت به دوستای من حسودیشون میشد و میگفت با اونا خوبی با من نه در دوران عقد هم که نمیتونستم طلاق بگیرم بازم بخاطر ابروی خانواده ها و امید به اینکه بعد از عروسی خوب بشه من هر بار همسرم دست روم بلند کرد فقط به خانوادم فک کردم که با شنیدن این خبر بی نهایت دلشون میشکنه و عذاب میکشن. البته همسرم هر بار میگه تقصیر خودته که دعوا رو شروع میکنی. یعنی همیشه واسه همه چیز میگه تقصیر منه . کلا من مقصرم برای همه چیز من ایمان و حجب و حیای ایشونو پسنیدیم. خانوادم هم به شدت در مورد ایشون و خانوادش تحقیق کرد و هیچ نقطه ی سیاهی پیدا نکردن . خانواده فقط مادر من از بعضی بگو مگو های ما خبر دارد و فکر میکند یه اعوای عادی زن و شوهری هست چون نمیخوام ناراحتشون کنم همه چیزو نمیگم همسرم میگه من دوستت دارم ولی تقصیر خودته که زندگی رو زهر کردی. در صورتی که زندگی خوب از نظر ایشون اینه که هرچی گفت من بگم چشم و هرکاری که دوست دارم و گفت نکن بگم چشم . کلا یعنی زندگی به میل خودش . من این وسط دارم تو بهشت زندگی میکنم و هیچ کمبودی ندارم درمورد مشاوره هم راضی نیست و میگه میخوای مشکلاتمونو جار بزنی پیش نامحرم . حتی میگم یکی از بزرگترامون بیان صحبت کنیم میگه آبروی منو میبری . با مادرم نمیتونم برم خرید چون اعتماد نداره بهم و بدبینه . میترسه برم بیرون کاری کنم دور از چشمش و مادرم هم پشتیبانم باشه. چون در ازدواج ما مادرم خیلی کمکمون کرد . و حالا فک میکنه چون از دوستی ما باخبر بوده لابد الانم از چیزای دیگه من باخبره و کمکم میکنه. کلا ازین که من با کسی صمیمی بشم بدش میاد مخصوصا خانوادم. میگه تو اونا رو به من ترجیح میدی .درصورتی که خودش هم نسبت به مادرش همینطوره . نه سرکار نمیره فعلا ولی نظرش اینه که زن خرجی نداره بیشتر ازین و همین 30 تومن کافیه . توی خونه کافیه من گوشی بگیرم دستم میگه تو مگه رس نداری. مگه کار نداری. در صورتی که من هم کارای خونه رو میکنم و هم درس میخونم ولی ایشون که فقط مسیولیت خرید رو دارن الان دو هفته هست به بهانه درس نمیرن بیرون و چیزی برای خونه نمیخرن. بعد هر بارم گوشی دستش باشه و به شوخی چیزی بگم بهش میگه من درسامو خوندم تو به من کاری نداشته باشو دعوامون میشه کلا خیلی بچه هست من خودم واقعا از طلاق فقط و فقط بخاطر خانوادم دوری میکنم چون میدونم دق میکنن اگر چنین اتفاقی بیفته واینکه میترسم بعدا پشیمون بشم . چون میدونم همسرم دوسم داره ولی میخوام قرصای ارامبخش مصرف کنم شاید اینجوری اروم بشم تو خونه

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام کاربر گرامی. مادرتان با توجه به سن کم همسرتان چگونه موافق رابطه شما بوده ؟ کسی مخالف این ازدواج نبوده ؟ همانطور که خودتان هم متوجه شده اید همسرتان هنوز خیلی بچه است وچون سنش از شما هم کمتر است برای اینکه نشان دهد مرد خانه چه کسی است در بعضی موارد جزئی  سختگیری بیشتری می کند تا شما بقولی پر رو نشوید . خوردن قرص آرام بخش عوارض خودش را دارد ولی اگر کنترل خشم نداربد و در عکس العمل به صحبت و رفتار همسرتان هیجانی و تند پاسخ می دهید بهتر است با یک روان پزشک مشورت کنید تا در صورت لزوم برای ثبات خلق قرص مصرف کنید .
اینطور که معلوم است همسرتان نه عیب خودش را می بیند و نه می خواهد از کسی کمک بگیرد، شما چقدر مهارتهای زندگی را می دانید؟آیا از مهارت ارتباط موثر یا مهارت حل مسئله چیزی می دانید؟ برای اینکه تنش در خانه کم شود دقت کنید بیشتر در چه مواردی با هم بحث می کنید و چرا؟ آیا هر حرف او را پاسخ می دهید و از اینکه دوست دارد شما همیشه به حرفش گوش کنید با لجبازی اعتراض خود را نشان می دهید؟ یکی از مهارتها در زندگی این است که بتوانید برای آرامش خودتان و همسرتان بعضی اختلافات را شوخی تفسیر کنید و همیشه حالت جدی نداشته باشید. سن همسرتان کم است و اگر کمی به دلش راه بیایید شاید بتوانید از ابتدای زندگی لذت ببرید . خوب است که متوجه شده اید او نمی خواهد تقصیر اشتباهی را بگردن بگیرد و دوست دارد حرف او را گوش کنید پس سعی کنید در مکالماتتان این احساس را به او بدهید که او را قبول دارید یعنی مستقیم محالفت نکنید .شما معمولا چگونه به حرف و رفتاری که مورد پسندتان نیست عکس العمل نشان می دهید؟ به نظر خودتان ایراد شما در زندگی مشترک چیست؟ لطقا به سوالات پاسخ دهید و کمی بیشتر درباره نحوه صحبت کردنتان با هم بنویسید . موفق باشید