ناشناس

سوال 988079

سلام.من دختری ۲۸ ساله هستم با مدرک کارشناسی ارشد که در خانواده ای مذهبی و مقید و متعادل بزرگ شدم.شخصیت برونگرایی دارم و تیپ شخصیتی من estj هست.و از لحاظ خانوادگی خانواده اصیل و شناخته شده ای دارم.دو هفته پیش یه آقا با شرایط تحصیلی و مادی مناسب به خواستگاری من اومدن.ما از طریق همین اپ با هم آشنا شدیم و بعد از تماس معرف سه بار تلفنی با هم صحبت کردیم.وقتی که احساس کردیم تناسب و کفویت بین ما و خانواده هامون وجود داره و به قولی از همدیگه خوشمون اومد آقا با خانواده تشریف آوردن برای خواستگاری.جلسه اول خواستگاری در منزل صحبت کردیم به مدت یک ساعت و جلسه دوم رفتیم بیرون و به مدت ۵ ساعت با هم صحبت کردیم.(من تمایل به صحبت ۵ ساعته نداشتم و تایم کمتری مدنظرم بود ولی ایشون اصرار داشتن لازم هست.)طی تماس های تلفنی و صحبت های حضوری متوجه شدم ایشون دوست دارن من رو بعد از ازدواج تغییر بدن حالا از همه لحاظ.(من دختری چادری هستم که هیچوقت حتی مو،دست ها یا جایی از بدنم پیش نامحرم نمایان نشده)برای مثال حجاب من رو کافی نمیدونستن و حتی اشاره میکردن که شما باید حتما ساق بپوشید یا همه جا چادر سر کنید و مانتو فلان جور بپوشید و.... من با ساق پوشیدن و این جور مسائل مشکلی ندارم وحتی قبول کردم ولی دیدم حساسیت های ایشون داره بیشتر و بیشتر میشه و دارن برای جزئی ترین مسائل مربوط به من هم نظر میدن.برای مثال حتی پدر من زیر سوال بردن و گفتن پدر شما در مورد حجاب شما کم کاری کرده.از سخت گیری های دیگه ایشون اینکه اعتقاد داشتن حرف آخر مرد باید بزنه و زنها اصولا تصمیمات اشتباه میگیرن.یا اینکه خیلی اعتقاد به سفر های تفریحی و پیک نیک نداشتن ولی موافق صد درصدی سفرهای زیارتی بودن.و یا علاقه من به رفتن کلاس هنری و باشگاه و استخر و اینجور چیزا رو مسخره میدونستن. و دائم میگفتن اینا اولویت های زندگی نیست.و یه زن به جای این کارها مطالعه کنه بهتره.من تا قبل از جلسه دوم که ۵ ساعت طول کشید با همه چی اکی بودم و خانوادمم ایشون کیث مناسبی میدیدن و نتیجه تحقیقات از ایشون هم خیلی خوب بود.روز قبل از جلسه دوم ایشون با تماس گرفتن و گفتن اول یه آزمون تیپ شخصیتی بدین که با شخصیت همدیگه بیشتر آشنا بشیم و یه سری سوال براتون میفرستم که هردو به اونها جواب بدیم و فردا راجع بهشون صحبت کنیم.منم که فکر میکردم شاید بد نباشه پاسخ به این سوالات قبول کردم.اما دیدم کلی چیز مدنظرشون هست.برای مثال ویژگی های مدنظر برای همسر،باید ها و نباید های زندگی با همسر،نقاط ضعف و قوت خودم،ویژگی های پدر فرزندم و از این دست سوالات و گفتن جواب ها واضح با ذکر مثال باشه.که وقتی من همه این سوالات جواب دادم دیدم ساعت ۲ شب هست. و تازه ایشون گفتن جواب ها رو برای هم ارسال کنیم تا با آمادگی حاضر بشیم.اینجوری بهتون بگم که من با این کار ایشون اینقدر تحت فشار قرار گرفتم و اذیت شدم که تا نزدیکای صبح مشغول ارسال جواب بودم و وقتی جوابای ارسالی ایشون رو دیدم شوکه شدم.تمام جوابای ایشون پیرامون مسائل دینی بود برای مثال ویژگی هایی که همسرشون باید داشته باشه این بود که:اهل عناد با دین نباشد دنیا دوست نباشدساق بپوشدنهج ابلاغه و قرآن بخواندو.....طوریکه وقتی خوندم حالم بد شد یعنی انگار که ایشون نعوذبالله به دنبال زنی مثل حضرت فاطمه بودن.که تو حرفاشون هم میگفتن که ما باید کاملا زندگیمون مطابق اهل بیت باشه.وقتی به ایشون میگفتم من یه انسانم و جایز الخطا هستم میگفتن نه قبول خطا و بخشش سخت.خلاصه اون شب من تا صبح بیدار بودم و فقط تونستن دو ساعت بخوابم چون حقیقتا ذهنم آشفته بود و خیلی مضطرب بودم و دقیقا حس کسی رو داشتم که داره میره سر جلسه امتحان.(لازم به دکر که ایشون معلم ریاضی بودن)وقتی شروع کردیم به حرف زدن من دیدم نه واقعا نمیتونم تو زندگی تابع اوامر و بعضی عقاید ایشون باشم و از همون اول خط مشی خودم مشخص کردم و شخصیتم رو برای ایشون شرح دادم و گفتم که اگر منو میخواید باید همینی که هستم رو بخواید نه اینکه فکر کنید میتونید منو تغییر بدین‌.ولی ایشون حرفم نادیده گرفت و حرف عوض کرد و دائما به من میگفت شما تنش دارید و بر عقایدتون ایستادگی میکنید.و بله من بر عقایدم ایستادگی میکردم چون نمیتونستم به خاطر خوشامد ایشون باورهای درست و منطقیم تغییر بدم.جلسه با تفاهم،تفاوت،تشابه و هم فکری تموم شد.ولی در دقیقه های آخر وقتی در مورد روند رابطه پرسیدم ایشون گفتن ما اعتقادی به نامزدی یا همون نشون کردن نداریم و طی ۲۰ جلسه دختر و پسر بدون هیچ نشونی باید همدیگه رو ببینن هر چند که دختر آسیب ببینه.و اعتقاد داشتن این کار به لحاظ شرعی هم اشکالی نداره و طی این مدت من میتونم به خواستگارای دیگه هم فک کنم و جواب بدم!!!!در حالیکه در خانواده من بعد از چند جلسه صحبت و توافق خانواده و تمایل دو طرف به همدیگه انگشتری برای نشون آورده میشه و این رابطه تعریف شده هست و اسمش نامزدی و دو سه ماه طول میکشه بدون هیچ محرمیتی و بدون هیچ رابطه جنسی و صرفا آشنایی دوطرف مطرح هست.ایشون میگفتن حتی اگر من با شما نامزد کنم لا اقل ۷۰ درصد اکی هستم و ۳۰درصد میزارم برای شناخت شما.مثلا اینکه بدونم حجاب شما واقعی هست یا آدم بداخلاق و زیاده خواهی نیستید یا...!!طوریکه من از شدت ناراحتی دلم میخواست جلسه رو ترک کنم.یعنی در واقع ایشون حجاب،شخصیت،خانواده و...من کلا زیر سوال بردن.وقتی خداحافظی کردیم من از ایشون سه روز مهلت خواستم که فکر کنم بعد تماس بگیرن برای ادامه روند خواستگاری و آشنایی.بعد از سه روز که باهاشون ارتباط گرفتم دیدم که ناراحت هستن و شاکی و تمام شخصیت و باورهای من زیر سوال بردن و دقیقا نوشته بودن که شما اصلا حاضر نیستید از باورها و عقایدتون کناره گیری کنید.و سوال من اینه که چرا من باید باورهای درست و تایید شده زندگیم کنار بزارم!!!خلاصه اینقدر با من بدبرخورد کردن که بهشون گفتم اگر تمایل به ادامه ندارید اصراری نیست چون من دوست ندارم خودم رو به شما غالب کنم.که بعد از یه ساعت پیام دادن که خوشبخت باشید و از این حرفا.من نیت داشتم لا اقل یکی دو جلسه دیگه با ایشون صحبت کنم تا به یه نتیجه کلی برسم چون جلسه دوم واقعا نتیجه خوبی نداشت ولی نمیخواستم جزئی نتیجه گیری کنم.ولی ایشون نخواستن ادامه بدیم.حالا نزدیک دو هفته از این قضایا میگذره و من احساس خیلی خیلی بدی رو دارم تجربه میکنم.مثلا همش دارم فکر میکنم که نکنه من تند رفتم یا زیادی مضطرب بودم و نکنه حق با ایشون بوده و من آدم پرتنشی هستم.درحالیکه خانوادم برعکس من فکر میکنن و میگن خیلی خوب شد که این ماجرا به ازدواج ختم نشد چون ایشون برعکس ظاهر گشاده رو و خانواده خوبی که داشتن بسیار متعصب و سختگیر بودن.لازم به ذکر که ایشون ۳۵ سال داشتن و دانشجو دکتری یکی از بهترین دانشگاه های کشور بودن و خونه و ماشین هم داشتن و خانوادشون بسیار خوب و موجه بودن.خواهش میکنم به من بگید که چرا اینقدر ناراحت هستم و دلتنگ ایشونم و فکر میکنم زیادی تند رفتم و همش احساس پشیمانی دارم.ولی هنوزم معتقدم نمیتونم باورهام و شخصیتم به خاطر ایشون تغییر بدم چون من یک انسانم و شخصیت مستقلی دارم هرچند که یک زن هستم.من باید چیکارکنم؟!

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

8 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
ایشان بیست جلسه برای ارتباط و آشنایی بدون نشان کردن مد نظرشون بود و از شما خواسته بودند که طی این مدت به خواستگاران دیگه تون فرصت بدهید، در واقع این آقا طی این بیست جلسه به خواستگاری افراد دیگر هم میرن و در نهایت خودشون یک خانم رو انتخاب میکنن!
به نظرم درست نیست بدون در نظر گرفتن احساسات دختر خانم، به افراد به چشم گزینه نگاه بشه و آسیبی که به خانم وارد میشه نادیده گرفته بشه!
ایشان از اول راه تمام تلاش خود را صرف کنترل و تغییر دادن شما کرده است، خود و عقایدشان را ملاک بهترین ها قرار دادن و شما و خانواده تان را با سنگ محک خود سنجیده اند!
با توجه به شخصیت، عقاید و باورها تون سال ها بعد را کنار ایشان تصور کنید:
پس از سال‌ها، ناگهان به خود می‌آیید و جلوی آینه با یک فرد عصبانی، خسته، رنجیده و افسرده مواجه می‌شوید!
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
کاربر عزیز
در یک مشاوره پیش از ازدواج نیز سوالاتی پرسیده می شود جهت بررسی شخصیت هر دو طرف منتها موضوعی که در این رابطه وجود داشت نوع شخصیت و برخورد اقا نسبت به دین و سایر اعتقادات و یا حتی باورهای زناشویی مخرب( مثلا معیار درستی و غلطی یک رفتار فقط توسط اقا تعیین می شود و بسیاری از مطالب عنوان شده در سوال شما) که این باور ها بسیار اسیب زننده می باشد در رابطه ی زوجی به خاطر اینکه یک نفر تعیین کننده و تصمیم گیرنده می باشد( اسیب جدی به صمیمیت زوجین وارد می شود)

مورد بعدی بر میگرده به نوع دقت و ریزیبینی بسیار زیاد اقا که می تواند نشانه یک اختلال شخصیت باشد ( افرادی که این ویژگی را دارندیک نوع نگاه خاصی به زندگی دارند)که مولفه های زیر را شامل می شود: دقت , سرسختی , ن کنترل گری , منتقد بودن نسبت به هر چیزی , هر موضوعی باید در حد کمال اش انجام شود و گرنه راضی نمی شوند, قاعد ها و چارچوبهای سختی که معیار درستی و نادرستی فقط خودشان هستند و لا غیر,نکته سنجی های بسیار موشکافانه, و تفریح جز فعالیتهای روز مره شان نیست و حتی ان را یک فعالیت بیهوده می دانند, همه چیز باید طبق یک قوانین خاص و ثابت از پیش تعیین شده پیش برود,تمام زندگی شان از یک نظم خاصی برخودار است که این موضوع سبب می شود در جامعه بسیار موفق به نظر برسند
مورد بعدی یک مقدار دلبستگی شما احتمالا به خاطر شرایط و جایگاه اجتماعی قابل قبول ایشان می باشد که این عامل یکی از 10 اشتباه , اشتباهات دوره اشنایی ( تسلیم رزق و برق و,موقعیت ,جایگاه اجتماعی ,خانوادگی , تحصیلات فرد مقابل شدن)هست که در کارگاه مشاوره پیش از ازدواج برای دختران و پسران مجرد بیان می شود, لطفا به خودتان زمان بدهید و گذر زمان باعث ارامش خواهد شد و از این مورد تجربه ای موفقیت امیز به انتخاب بعدیتان استفاده نمایید
و یادمون باشه که اگر فردی با این عنوان وارد زندگی دیگری شود به این عنوان که اورا تغییر خواهم داد هم خودش شکست خواهد خورد و هم اسیب به طرف مقابل خواهد زد

سلام عزیزم
مواردی را که در متن گفتید از جمله سؤالاتی که ایشون از شما پرسیدند ، مواردی هست که باید بررسی بشه. معمولا در مشاوره پیش از ازدواج این اتفاق میافته.
اما از نظر من هر دو طرف انسانهای شریفی هستید ولی نظراتتون با هم متفاوت هست حتی شاید از نظر شخصیتی متفاوت باشید.
به هیچ وجه افراد نباید با تصمیم به اینکه دیگری را تغییر دهد، ازدواج کند. هر انسانی برای خودش مستقل هست مگر خودش اراده کند برای تکامل تغییر کند.
در ارتباط با نشان آوردن، ایشون درست می‌گفتند باید آشنایی کامل صورت بگیرد ، در صورت قطعی شدن نشان آورده شود.دوره آشنایی حداقل ۶ ماه تا یک سال زیر نظر خانواده‌ها می‌تواند طول بکشد.
اگر مشکلاتی در این مدت دیده شود و رابطه به پایان برسد بهتر است تا بعد ازدواج. چون تبعات بیشتری خواهد داشت.
سلام. اگر شما بیشتر بررسی می‌کردید بیشتر متوجه دوگانگی رفتاری و. اختلافات می شدید. آیا برای منی که به اصطلاح مذهبی هستم احکام و اسلام فرق میکند. که خود را مجاز به. انجام هر کاری که به نفع مان باشد میکنیم؟
شاید نظر ایشان تا چادر و ساق دست و ... به عنوان یک دیدگاه قابل احترام باشد ولی مهم نبودن آسیب طرف مقابل بیان گر. این است که طرف مقابل منفعت طلب است و تا جایی دین را قبول دارد که منافعش باشد‌.
موضوع بعدی تفاوت شما در فرهنگ خانوادگی است. اینکه یک طرفه تصمیم میگیرند یعنی چه؟ حداقل باید دیدگاه خانواده را به هم نزدیک میکردند. نه اینکه ....
مورد بعدی هم این است که اولین چیزی که در آقای باصطلاح مذهبی باید وجود داشته باشد غیرت است و این موضوع از زمان شروع صحبت با طرف مقابل شروع می‌شود. تا پایان صحبت و یا زندگی.
واقعا جای تامل دارد که هم خود ایشان در زمانی که تکلیف یک رابطه را مشخص نکرده. به دیگری هم فکر کند و هم اینکه قبول کند در دوره آشنایی با ایشان خواستگار داشتن شما اشکال ندارد.
اگر. به قول خودتان ۲۰ جلسه ادامه می دادید و بعد جدا می‌شد. آن وقت نمی‌توانستید دیگر. تصمیم درست بگیرید و عشق یک طرفهشکل می گرفت.
در نهایت اگر. میتوانید شرایط ایشان هر چند غیر. معمول، را بپذیرید از طریق معرف موضوع را. پیگیری کنید. تا حداقل اگر جواب ایشان منفی است فکرتان را درگیر نکنید. ولی. ازدواج صرفا به دانشگاه خوب, خانواده و ثروت نیست.
کسانی که از طریق اپ و اینترنت برای ازدواج آشنا میشن اعتماد ندارن و با آزمون و ... هم این اعتماد ایجاد نمیشه دنبال یجیزی میگردن که رد کنن، در کل بیشتر برای افراد مطلقه و شرایط خاص مناسب شما هرکاری هم می کردی باز هم آخرش رد میشدی
سلام
خب معلومه همش بخاطر اینه که دانشجوی دکتری بهترین دانشگاه کشور و خونه و ماشین داره
بخاطر این ناراحتین و دلتون تنگ شده یعنی خودتون جواب خودتون دادین
اگه غیر این بود نه تنها ناراحت نمی شدی بلکه نمیزاشتی خواستگاری بیاد
اومدم تو سایت فقط جواب پیام شما رو بدم،اول اینکه میدونم خیلی سخت هست تنهایی و میدونم این سختی برای خانومها بسیار بیشتره،ولی کاش دختران سرزمینم می‌فهمیدند که تنهایی بهتر از با یه آدم اشتباهی زندگی کردن هست،باور کنید شما زندگیتون رو نجات دادید،و این احساسی که شما دارید شاید تو ذهن ناخودآگاه تون هست که به خاطر ترس از تنهایی ایجاد شده،خواستگار شما با کلی محاسن که شما گفتید که من نفهمیدم جز اینکه وضعشون مناسب بودو مذهبی بودند،اینو باید بگم ایشون فقط وضعشون خوب بود مگر نه اصلا مذهبی نبودند،شاید هم یه خشک مذهب بودند که فکر می‌کنند خدا تو دنیا جز اونا دیگه هیچ کس دیگه رو هدایت نکرده،برید خداروشکر که زندگیتون رو نجات پیدا کرد و وارد جهنم یه آدم خشک نشدید،کمی به خودتون استراحت بدید و بیشتر با بقیه نشست و برخواست کنید و تو امر ازدواج هیج وقت از خواسته های معقول خودتون نگذرید که این یعنی وارد دروازه جهنم شدن،و اگر کسی هم خواست شمه رو تغییر بدید ،سریع بگید برن دروس مهدکودک رو پشت سر بزارن تا کمی بعدش بزرگتر بشن شاید....امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه
اینجوری که شما گفتین به نظرم طرف مشکل روانی داشته .