ناشناس

سوال 988582

سلام ، به عنوان مردی ۳۸ ساله و علیرغم اصرار اطرافیان ام که میدانم از سر خیرخواهی هست، هیچ انگیزه ای برای ازدواج ندارم و فکر میکنم ازدواج در خلاف جهت نیاز های کنونی من هست که قصد برآورده کردنشون رو دارم، از طرفی هم قادر به شناسایی دقیق نیازهای کنونی خودم نیستم و صرفا می‌دونم که فعلا علاقه ای به رفتن زیر بار مسئولیت ازدواج ندارم. این بلاتکلیفی بسیار آزار دهنده است و زمان بر.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
باسلام
مسلما تعارض داشتن احساس ناخوشایندی است ولی وقتی نیازهای کنونی خود را نمی شناسید از کجا می دانید با ازدواج کردن در تضاد است ؟
اگر بتوانید ریشه اصلی بی انگیزگی خودتان را شناسایی کنید شاید از انتخاب اجتناب نکنید.
ممکن است علت ، ترس از مسئولیت پذیری باشد، یا تجربه های شخصی ناخوشایند قبلی خودتان یا اطرافیان که باعث شده فکر کنید ازدواج یعنی مشاجره ، از دست دادن آزادی ، کنترل شدن یا ....
همچنین اگر متوجه نیازهای اصلی خودتان بشوید و بدانید چه ملاک هایی در انتخاب شما را به آن نیازها نزدیک می کند و با اهداف و اولویت هایتان در تضاد نیست و انتظاراتتان برآورده می شود ، ازدواج کردن برایتان معنی پیدا کند.
بهتر است به روانشناس مراجعه کنید تا علت را ریشه یابی و نیازها را شناسایی کنید تا انگیزه لازم برای پذیرش مسئولیت پیدا کنید و از این بلاتکلیفی دربیایید . موفق باشید