ناشناس

سوال 989001

سلام ۴۲ سالمه خانمم سابقه ازدواج نداشتم کارشناسی ارشد و کارمند دولتم ظاهری خوبم الحمدلله اخلاقی آروم و عاقل و مهربان و دلسوز در کل همیشه از نطر همکاران و دوستانم و فامیل دختر خوب موفق و قابل اعتمادی بودم و موارد زیادی رو برای ازدواج به من معرفی کردند ک هیچکدوم منجر به ازدواج نشده تا الان ...یا اونا نخواستن یا من....تقریبا همیشه منطقی تصمیم گرفتم و آدم سختگیری هم نیستم الان با اینکه منطقی میدونم باید به کیسهایی ک بچه هم دارند فکر کنم اما حتی با مردایی ک متارکه کردن و حتی بچه ها نزد مادرشون هستن هم نمی تونم فکر کنم ینی نمی تونم به آدم بچه دار فکر کنم تازگی تازه تونستم از نطر روانی با مردایی ک متارکه کردن و بچه ندارن آشنا بشم برای ازدواج ،من منطقی میدونم ک پسرایی ک سابقه ازدواج ندارن و شرایط سنیشون به من میخوره اکثرا مشکلات بیشتری دارن حتی نسبت به متارکه کرده ها با چند تاشون تو همدم اشنا شدم و واقعا مشکلات اساسی داشتن ولی نمی دونم چطور احساسی این موضوع فکر کردن به مردایی ک ازدواج کردن و بچه دارند رو برای خودم هضم کنم چون خودم میدونم چ بسا اونا از یه پسر مجرد ۴۸ ساله معقولتر باشن برای ازدواج.....هیچ حال روحی خوبی ندارم فک میکنم حقم این نبوده و لیاقتم خیلی بیشتر ازین ها بوده سنم الان شده یه معضل برای ازدواجم در صورتی ک همه میگن تو یه دختر همه چی تموم و عالی و پخته هستی و حسرت هر مردی(قصد خودستایی ندارم شما که منو نمیشناسید بخوام خودستایی کنم)😔😔

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
کاربر عزیز
واقعیت این است که ازدواج با مردی که صاحب فرزند می باشد چالش های خاص خودش را به خاطر وجود فرزند دارد پس نمی خواهیم صرفا یک نگاه مثبت به این موضوع داشته باشید ,با این وجوداگر فردی به شما معرفی می شود که سایر معیار های شما را دارد می توانید با تحقیقات از همسر قبلی ایشان ,و نظر فرزند نسبت به حضور شما می توانید تصمیم مناسب تری را اتخاذ نمایید.

profile-photo
باسلام
چیزی که شرایط را برای شما اسفبار کرده، تفسیر منفی است که شما نسبت به ازدواج با یک مرد مطلقه یا بچه دار دارید.
فاجعه سازی و بها دادن به نظر اطرافیان باعث شده ازدواج خارج از چارچوبی که در ذهنتان و باور دیگران وجود دارد را لایق خودتان ندانید
ولی اگر در سن پایین با یک فرد مجرد ازدواج کرده بودید که اجازه تحصیل و اشتغال به شما نداده بود و حالا در این سن با دو فرزند بزرگ طلاق گرفته بودید عدالت در خصوص شما رعایت شده بود؟
این چراها و باید و نبایدهایی که برای خودتان دارید (علی رغم دید منطقی )شما را اذیت می کند.
بین این چراها ارتباطی وجود ندارد. چون همه چیز تمام هستید بایدی وجود ندارد که یک مرد مطلقه در حد شما نباشد یا ازدواج با یک مرد بچه دار به معنی این است که شما ایراد دارید.
همانطور که فردی که در تمام طول عمر خود بهداشت و تغذیه را رعایت کرده از اینکه سرطان گرفته ، خشمگین است و آنرا عادلانه نمی بیند. شما هم ازدواج با یک مرد مطلقه را یک تنبیه می بینید و با انکار شرایط و موقعیت خودتان را عذاب می دهید.
اگر ازدواج برایتان اهمیت دارد سعی کنید با شناخت درست ، شریک زندگی مناسبی انتخاب کنید و اگر باز هم کسی را مناسب ارزیابی نکردید شاید با تنهایی کنار آمدن راحت تر باشد.وقتی ازدواج نکرده اید فقط یک موضوع برای فکر کردن دارید . موفق باشید
سلام.
چرا فکر میکنید که باید به کسانی که دارای فرزند هستند هم فکر کنید؟
اگر صرفا به دلیل افزایش سن وارد زندگی ای شوید و بعد آه و افسوس بخورید چه فایده ای دارد.
ازدواج با افراد دارای فرزند شرایط خاص خود را می طلبند و اگر زن و مرد فرزند یکدیگر را به معنای واقعی قبول نکنند در آینده مشکلات فراوانی را بوجود می آورند.
به نظرم ملاک های تان را مورد بازبینی قرار دهید و اگر واقعا ازدواج با شخصی که دارای فرزند است برای شما سخت و جز خطوط قرمز شما است. اصلا نیازی ندارد به ان فکر کنید.