ناشناس
سوال 989124
بامزه ترین خاطره روز اول مدرسه تون چی بوده؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
5 پاسخمن یک سال زودتر رفتم مدرسه و دانش آموز بسیار خوبی بودم ولی نمیتونستم به دلیل پایین بودن سن در امتحانات پایان سال شرکت کنم. روز اول سال تحصیلی از اینکه باید دوباره سر کلاس اول بشینم احساس بسیار بدی داشتم و فکر می کردم همه من را به عنوان یک دانش آموز تنبل که مردود شده تصور می کنند.
سلام یادش بخیر منو عموی ناتنی مامانم برد ثبت نام کنه از خجالت بچه ها کنار یک ستون که کنار مدرسه بود پام تکیه دادم وایسادم همه نگاهم میکردن چون تازه خونمون به اون محل رفته بود زیر پای این یکی منم شن و ریگ ریخته بود یه جور لیز خوردم افتادم زمین همه برگشتن فقط میخندیدن بهم منم با گونه های سرخ شده پاشدم لبخندی زدم شلوارم با دست تکوندم بعد دیگه خجالتم کمتر شد یادش بخیر
سلام علیکم
روز اول که رفتم اول ابتدایی سعی کردم راه رفتن را قشنگ یاد بگیرم .باید هنگام برگشت ،مثل رفت با برادرم برمیگشتم ولی ما زود تر تعطیل شدیم،به خودم گفتم راه را که بلد هستم ،خودم بر میگردم.ولی گم شدم .مدتی راه رفتم دیدم مناظر آشنا نیست،فهمیدم قسمتی از راه اشتباه رفتم!اسم خیابان نزدیک خانهمان را حفظ بودم،پرسیدم راهنماییام کردم ،منزلمان را پیدا کردم.(کلی پیادروی کردم و خیلی خسته شدم و برام خاطره شد!):-)
روز اول که رفتم اول ابتدایی سعی کردم راه رفتن را قشنگ یاد بگیرم .باید هنگام برگشت ،مثل رفت با برادرم برمیگشتم ولی ما زود تر تعطیل شدیم،به خودم گفتم راه را که بلد هستم ،خودم بر میگردم.ولی گم شدم .مدتی راه رفتم دیدم مناظر آشنا نیست،فهمیدم قسمتی از راه اشتباه رفتم!اسم خیابان نزدیک خانهمان را حفظ بودم،پرسیدم راهنماییام کردم ،منزلمان را پیدا کردم.(کلی پیادروی کردم و خیلی خسته شدم و برام خاطره شد!):-)
من روز اول مدرسه صبحش با گریه با مامانم رفتم و ظهر موقع برگشتن منتظر نموندم مامانم بیاد و خودم راه افتادم به سمت خونه و تو راه برای خودم زغال اخته خریدم و خوشحال و خندان خوردم و رسیدم خونه. غافل از اینکه بیچاره مامانم اومده دنبالم و وقتی دیده من نیستم کلی نگران شده و تا یکی دو ساعت دورتادور مدرسه رو گشته تا منو پیدا کنه.
