سوال 989562
بچه ام خیلی دروغ میگه و 4 سالشه. بعضی وقتا بهش میگم مامان جون اینقدر دروغ نگو و اون تو چشمهام نگاه می کنه و میگه من راست گفتم. کم کم داره باعث اختلاف در رابطه بین من و پدرش میشه با دروغ هاش. نمی دونم چه رفتاری باید باهاش داشته باشم؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
دوست گرامی با توجه به اینکه فرزندتان چهارساله است یعنی در سن رشد قرار دارد و هنوز جای نگرانی زیاد نیست بلکه گاه این مساله خودش می تواند نشان از رشد یک کودک باشد
از طرف دیگر برخی شرایط حاشیه ای مانند یادگیری نیز می تواند در بروز این رفتار مهم باشد
ضمنا شما و همسرتان باید بدانید با یک کودک مواحهید و نباید دروغگویی های وی رابطه شما دو نفر را مختل کند
ما در گام اول این رفتار فرزندتان را یک مشکل رایج درنظر میگیریم لذا راهکارهایی ارائه می دهم اما در صورت اجرای این راهکارها و به نتیجه نرسیدن، مراجعه حضوری نزد روان شناس کودک و نوجوان توصیه می شود 👇
📌مچگیری نکنیم
از سؤالکردن برای گیرانداختن فرزندتان خودداری کنید. پرسشهایی که هدفشان مچگیری است، دروغگویی را تقویت میکنند. اینها پرسشهایی هستند که ما پاسخ آنها را از قبل میدانیم. پس بهتر است به جای اینکه بپرسیم: «اتاقت را تمیز کردهای؟» بگوییم: «متوجه شدم که اتاقت را تمیز نکردهای، چه برنامهای برای تمیزکردن آن داری؟»
📌بگوییم که به چه فکر میکنیم
روش دیگر برای اینکه نشان دهیم متوجه دروغگویی شدهایم، بیان چیزی است که به آن فکر میکنیم: «قصهی خوبی به نظر میرسد. تو قوهی تخیل خوبی داری. بیشتر دربارهاش برایم حرف بزن.»
📌بگویید که منتظرید که حقیقت را بشنوید
وقتی از فرزندتان دروغ میشنوید همدلانه و صادقانه موضوع را با او مطرح کنید و بگویید که منتظر شنیدن حقیقتید. آنها باید بدانند که ما دروغشان را باور نکردهایم. مثلاً بگوییم:
«به نظرم حقیقی نیامد. بیشتر ما وقتی احساس میکنیم گیر کردهایم یا تهدید شدهایم، حقیقت را نمیگوییم. چرا مدتی این کار را کنار نگذاریم؟ بعد اگر دوست داشتی بیا و برایم تعریف کن که چه اتفاقی برایت افتاده.»
📌 راهحلمدارانه برخورد کنید
به جای سرزنشکردن، بر راهحلهای مشکلات تمرکز کنید و به جای اینکه بپرسید«کارهایت را انجام دادهای؟» بگویید «کارهایت را از کجا باید شروع کنی؟»
📌دروغ را نادیده بگیرید و به او چیزی یاد بدهید
راه دیگر، نادیدهگرفتن «دروغ» و کمک به فرزندتان برای کشف مسئله و پیداکردن راهحل از طریق سؤالات «چه چيز» و «چگونه» است. اگر او میگوید در تمام طول روز چیزی نخورده، بپرسیم: «چه اتفاقی افتاد؟ چه چیزی باعث شد که نتوانی غذا بخوری؟ چه احساسی داری؟ چه چیزی از آن آموختی؟ برای حل مشکل چه نظری داری؟»
این پرسشها فقط زمانی میتوانند مؤثر باشند که ما حقیقتاً کنجکاو باشیم که دیدگاههای کودک را بدانید. نباید این پرسشها را با این هدف به کار ببریم که مچ کودک را موقع دروغ گفتن بگیرید. همچنین نباید از این پرسشها به صورت استفهام انکاری استفاده کنیم. پرسشهایی مثل «بالاخره کِی میخوای یاد بگیری دروغ نگی؟» یا «باز دروغ گفتی؟» یا «دوباره چه خرابکاریای کردی؟» اصلاً سازنده نیستند. درست است که این جملهها پرسشیاند، اما درواقع پرسش نیستند، بلکه جملاتی هستند که بهطور غیرمستقیم این پیامها را به کودک منتقل میکنند که «تو هنوز یاد نگرفتهای دروغ نگویی!»، «تو داری دروغ میگویی!» و «تو خرابکاری و برای پوشاندن خرابکاریات دروغ میگویی!».
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
دوست گرامی با توجه به اینکه فرزندتان چهارساله است یعنی در سن رشد قرار دارد و هنوز جای نگرانی زیاد نیست بلکه گاه این مساله خودش می تواند نشان از رشد یک کودک باشد
از طرف دیگر برخی شرایط حاشیه ای مانند یادگیری نیز می تواند در بروز این رفتار مهم باشد
ضمنا شما و همسرتان باید بدانید با یک کودک مواحهید و نباید دروغگویی های وی رابطه شما دو نفر را مختل کند
ما در گام اول این رفتار فرزندتان را یک مشکل رایج درنظر میگیریم لذا راهکارهایی ارائه می دهم اما در صورت اجرای این راهکارها و به نتیجه نرسیدن، مراجعه حضوری نزد روان شناس کودک و نوجوان توصیه می شود 👇
📌مچگیری نکنیم
از سؤالکردن برای گیرانداختن فرزندتان خودداری کنید. پرسشهایی که هدفشان مچگیری است، دروغگویی را تقویت میکنند. اینها پرسشهایی هستند که ما پاسخ آنها را از قبل میدانیم. پس بهتر است به جای اینکه بپرسیم: «اتاقت را تمیز کردهای؟» بگوییم: «متوجه شدم که اتاقت را تمیز نکردهای، چه برنامهای برای تمیزکردن آن داری؟»
📌بگوییم که به چه فکر میکنیم
روش دیگر برای اینکه نشان دهیم متوجه دروغگویی شدهایم، بیان چیزی است که به آن فکر میکنیم: «قصهی خوبی به نظر میرسد. تو قوهی تخیل خوبی داری. بیشتر دربارهاش برایم حرف بزن.»
📌بگویید که منتظرید که حقیقت را بشنوید
وقتی از فرزندتان دروغ میشنوید همدلانه و صادقانه موضوع را با او مطرح کنید و بگویید که منتظر شنیدن حقیقتید. آنها باید بدانند که ما دروغشان را باور نکردهایم. مثلاً بگوییم:
«به نظرم حقیقی نیامد. بیشتر ما وقتی احساس میکنیم گیر کردهایم یا تهدید شدهایم، حقیقت را نمیگوییم. چرا مدتی این کار را کنار نگذاریم؟ بعد اگر دوست داشتی بیا و برایم تعریف کن که چه اتفاقی برایت افتاده.»
📌 راهحلمدارانه برخورد کنید
به جای سرزنشکردن، بر راهحلهای مشکلات تمرکز کنید و به جای اینکه بپرسید«کارهایت را انجام دادهای؟» بگویید «کارهایت را از کجا باید شروع کنی؟»
📌دروغ را نادیده بگیرید و به او چیزی یاد بدهید
راه دیگر، نادیدهگرفتن «دروغ» و کمک به فرزندتان برای کشف مسئله و پیداکردن راهحل از طریق سؤالات «چه چيز» و «چگونه» است. اگر او میگوید در تمام طول روز چیزی نخورده، بپرسیم: «چه اتفاقی افتاد؟ چه چیزی باعث شد که نتوانی غذا بخوری؟ چه احساسی داری؟ چه چیزی از آن آموختی؟ برای حل مشکل چه نظری داری؟»
این پرسشها فقط زمانی میتوانند مؤثر باشند که ما حقیقتاً کنجکاو باشیم که دیدگاههای کودک را بدانید. نباید این پرسشها را با این هدف به کار ببریم که مچ کودک را موقع دروغ گفتن بگیرید. همچنین نباید از این پرسشها به صورت استفهام انکاری استفاده کنیم. پرسشهایی مثل «بالاخره کِی میخوای یاد بگیری دروغ نگی؟» یا «باز دروغ گفتی؟» یا «دوباره چه خرابکاریای کردی؟» اصلاً سازنده نیستند. درست است که این جملهها پرسشیاند، اما درواقع پرسش نیستند، بلکه جملاتی هستند که بهطور غیرمستقیم این پیامها را به کودک منتقل میکنند که «تو هنوز یاد نگرفتهای دروغ نگویی!»، «تو داری دروغ میگویی!» و «تو خرابکاری و برای پوشاندن خرابکاریات دروغ میگویی!».
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
