ناشناس

سوال 989623

سلام‌روزتون بخیر..من یه دختر ۲۳ مجرد هستم..لیسانس معماری دارم..ولی هنوز سر کار نمیرم و درامد ندارم..تو خانواده ای هیتم که درامد و کار و تحصیل دختر یه اجبار ه حتی اگه میخوان دختر انتخاب کنن طرف یا باید حتمی کار داشته باشه یا اگه نداره فامیل باشه..تو جمع خانوادگیمون من یه دختر شکست خورده محسوب میشم چون رتبه کنکور تجربیم صد هزار هفتاد و دو شد هیچ جا نتونستم قبول شم و دانشگاه ازاد با معدلم رفتم که اونم ۱۴ بود و تعریف نداشت..از لحاظ ظاهری هم چاقم ۸۷..۸کیلو هستمو قیافه درست حسابیم ندارم..تو خونه هم والدینم ازم ناامید شدن و منو کردن اینه عبرت برادرم..مشکل این جاست که با این که خونه و خانواده بران زهرنار شده..دختر عمه نازمم‌ تربیت معلم قبول شده و فشارش رو منه بدیخته..حالا این وسط حتی یه دونه خواستگارم ندارم..اصلا نمیخوام داشته باشم چون قصد ازدواج ندارمو والدینم نه نمیخوام حالیشون نیست و اگه‌ بقال سر کوچه بیاد میگن تو باید بری همون طور که تو ازمون استخدامی هرچی‌ میگم رشته خودمو مبخوان میگن نه باید بری و از خداتم‌باشه هرچی که شد..تو ازدواج هم یه پسر عمه دارم که دکترا داره و خودش روانشناسه تقریبا یه ۶.۷ سالی ازم بزرگتره..از لحاظ قیافه..اخلاق و سلامت و...کار و اینا هم عالیه..من خودمم هم از خودش بدم‌نمیاد و شاید بشه گفت عشق ۱۵ سالگیمم بوده ولی مسیله اینه که خودش هیچ علاقه و حرفی در موردم نمیزنه اصلا انگار از هیچی خبر نداره ولی والدینش قبلا یه چیزی به والدینم گفتن و حالا اینا پاشون و کردن تو یه کفش که باید مخ پسره و بطنی که بیاد بگیرتت مگرنه بهتر پیدا نمیکنی..من خودم و خانوادم سنتین براهمین ارتباط خاصی با جنس مخالف نداشتم و تاحالا دو نفرم منو به اون‌چشم‌ندیدن چون اصلا خودم طوری رفتار کردم که نمیخوان ولی بعد لز دعوای وللدینم سر پسر عمم..که حتی باهاش‌حرفم نزدم تاحالا در این موضوع دلم خیلی شکسته و حالا که از کنکور ارشدم جاموندم که واویلااااااااااا...خلاصه که عذر میخوام ..سگ تو موقعیت من بود تاحالا خودکشی کرده بود از بس که بی ارزشم..حتی از بحاظ اعتقادی هم‌پیش خدا ابرو‌ندارم و پر گناه..به هیچی دلم خوش نیست هی خیال پردازی میکنم ولی میدونم از بسسسسس دهتر تنبلییممم به هیچی نمیرسم...حالا که با همدم اشنا شدم گفتم ببینم حداقل تو زمینه ازدواج چه راهنمایی میکنید منو

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
سلام، الهه عزیزم.
با توجه به مطالبی که عنوان گردید، شما نیاز به مشاوره فردی دارید. با مراجعه به یک مشاور بسیاری از این مسائل حل خواهد شد.
با یک یا چند جمله نمی‌توان به حل مسئله شما پرداخت.
احتملا خود شما آگاهید که یکی از عوامل مؤثر در حال شما عدم اعتماد بنفس بوده‌است. بنابر این انشاالله به کمک مشاور از نزدیک و بررسی مواردی، براحتی مسئله قابل حل می‌باشد.
به امید توفیقات روز افزون.
سلام
سعی کن خودت بشناسی،نقاط ضعف،نقاط قوت،علایق واقعی(نه به خاطر دهن‌بینی و ....)
برای خودتون برنامه‌ای کوتاه مدت و بلند مدت ایجاد کنید!
سعی کنید دوست داشتن ها تون به خاطر دلایل منطقی و واقعی باشه نه ظاهری و فانتزی!مثلا به آقا پسر علاقه دارم به خاطر اخلاق خوبش،کاری بودن،مهربون بودن،دیندار بودنش!به فلان غذا علاقه دارم به خاطر خواص و سالم بودن ومزه خوبش
به خود‌کشی و نا امیدی فکر نکنید ،که دنیا و آخرت‌تون(زندگی ابدی هست)را خراب می‌کنید!
سعی کنید از زیبایی ها و مسائل خوب به ظاهر کوچک بیشترین انرژی را بگیرید.بدونید در زندگی باید از تلاش کردن لذت برد.
در نظر داشته باشید خداوند شما را خیلی دوست داره و درگاه الهی به روی تمام بندگان باز است
بنده هم مثل شما دوچار نا‌امیدی های مقطعی می‌شوم،ولی با تذکر نکاتی مثل گذرا بودن سختی ها،کوتاه بودن زمان عمر،عمل به وظیفه و توجه نکردن به دور بودن نتیجه و بقیه نکات کلیدی زندگی ،همیشه سعی به بازیابی روحیه خودم دارم.
خداوند افراد با تقوا را در را رسیدن به تعالی یاری میکند.
سعی کن خودتو دوست داشته باشی
سلام من نظر شخصیمو میگم ،شما اگه روی عزت نفس و اعتماد به نفست کار کنی و بالا ببریش مشکلاتت حل میشه و خیلی می تونی موفق باشی انقد به خودت بد نگو.