ناشناس

سوال 989817

سلام۲۸سالم ۳ ساله بودم مادرم از دست دادم تو تصادف بعد پدرم رفت زن گرفت که اون زنه یه دختر هم سن من داشت الان هم دوتا بچه ای دیگه داره داداشم هم تو تصادف از دست دادم سال ۱۴۰۱ بود نامزادی کردم خانواده شوهرم خیلی وقت میان که بدون هیچ عروسی چیزی ببرم خونه ای بخت اما من دوست ندارم از خانواده ام جدا بشم تازه تو مدرسه کار میکنم مدیر هستم زنگ میزنن که بیا سرکارت اصلا از خونه دوست ندارم برم بیرون اما از یه جا هم میگم برم پیش دخترام من باید بهشون یاد بدم چطور سر پا بمونن تو سختی هاو...

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
باسلام
برای ریشه یابی مشکل و پیدا کردن این که چرا دوست ندارید از منزل خارج بشوید و سر کار بروید یا چرا استقلال و جدا شدن از خانواده برایتان دشوار است ،توضیح شما کافی نیست.
البته مرگ عزیزان روحیه انسان را افسرده می کند . پس بهتر است برای تشخیص دقیق تر به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. شاید نیاز به دارو درمانی داشته باشید.
شما با اجتناب از مشکلات فرار می کنید. برای اینکه درباره خواسته هایتان بتوانید با نامزد و خانواده اش صحبت کنید میتوانید مهارت ارتباط و مهارت قاطعیت را یاد بگیرید.‌
برای اینکه بتوانید الگوی خوبی باشید باید ابتدا حال خودتان خوب باشد. موفق باشید