سوال 990445
سلام اسم من فرشته است دختری ۲۵ ساله که مجرد هستم ودارای خانواده ای بسیار سخت گیر که حتی اجازه نمیدن تنهایی تا وسط محله هم برم واز اینکه خواستگار ندارم مرتب باهام دعوام میکنن میگن دخترای مردم ازدواج میکنن ولی تو خواستگار نداری ومن بخاطر این موضوع خیلی افسرده ودلگیر هستم میتونید در این مورد کمک کنید همش ارزوی مرگ میکنم ودوست دارم خودکشی کنم از این زندگی خیلی خستم ودیگه تحمل زندگی کردن ندارم 😭😭😭😭
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخسلام وقتی شما تا وسط محله به قول خودتان نمیروید خانواده چه جوری انتظار دارن که شما ازدواج کنی زمانی که کسی شما را ننی بیند و تعاملات اجتماعی ندارید چون در محیط کار،دانشگاه،تحصیل،همسایگان،دوست،فامیل باید رفت و امد داشته باشید تا دیده بشید خانواده توقع دورن بدون تعاملات اجتماعی شما خواستگار داشته باشید،اینکه افسرده شدید و خلق تان پایین امده،تمایل به خودکشی دارید،از ززندگی خسته شدید،از چیزی لذت نمی برید حتما با یک مشاور و روانپزشک جلسه داشته باشید و کمک بگیرید،باخانواده هم صحبت کنید که چگونه شما باید خواستگار داشته باشید تا کسی ندونه دختری در این خانواده هست البته با رعایت حدو حدودی که برای خانواده و شما مهمه
فراموش کردم قید کنم: حتما به درمانگر خود بگویید که افکار حودکشی داشته اید تا کامل به موضوع رسیدگی شود
سلام دوست عزیز
این موضوع که دختران سرزمین ما به خاطر باورهای نابه جا و غلط والدینشان تحت فشارند، بسیار دردناک است.
چه بسیار پدر و مادرهایی هستند که با اعمال محدودیت و کنترل کردن فرزندان بالغشان فرصت تعاملات اجتماعی و رشد و پیشرفت و تجربه کردن را از آنها می گیرند و بعد انتظار دارند، جهان اطرافشان بر مدار خواسته های آنها بچرخد.
شرایط دشواری دارید، اما خودتان زمینه را برای رهایی از این شرایط و کاهش بار آن فراهم کنید:
- آرامش خود را حفظ کنید و در برابر والدین خود جبهه نگیرید.
- سعی کنید آرام با والدین و به ویژه مادرتان صحبت کنید و بگویید من از همراهی شما برای ورود به جامعه، رفتن به پارک، پیاده روی، خرید و...لذت میبرم و خوشحال میشوم با هم باشیم ( به این وسیله قدری فضا و ارتباط شما با وی تلطیف می شود).
- اگر چنین چیزی میسر نیست، فردی را در فامیل واسطه کنید تا محترمانه خواسته های شما را به والدین منتقل کند.
- با توافق مادر، دوستانتان را به خانه دعوت کنید تا با دیدن و شناخت نسبی از آنها راه برای رفت و آمد به اتفاق آنها، تفریح مناسب، ورزش و... در مجیط بیرون باز شود. از این طریق قدری از ناامیدی و رخوت و افسردگی شما کاسته می شود.
- اگر ادامه تحصیل برایتان طرح نیست یا امکان آن وجود ندارد، نظر والدینتان را برای آموختن حرفه یا مهارتی در آموشگاهها و مراکز فنی حرفه ای جلب کنید که بتوانید پس از اتمام آن کار کنید و برای خودتان کسب درآمد داشته باشید .
- اگر والدین بر این عقیده اند که ارزش و جایگاه دختر با ازدواج کردن به هر قیمت به دست می آید، شما با رفتار و توانمندیها و داشته ها و اعتماد به نفس و دوست داشتن خودتان به ایشان برسانید که چنین نیست.
- شما برای خودتان زندگی می کنید. اگر در مسیر زندگی گزینه مناسبی برای ازدواج پیش آمد، ازدواج می کنید. اگر چنین نشد، نه خودتان را سرزنش می کنید، نه اجازه می دهید دیگران سرزنشتان کنند.
- برای اینکه بیش از این ناراحتی و افسردگی شما را در دام خود نک شد،حتما به روانشناس، مشاور و در صورت صلاحدید روانپزشک مراجعه کنید و کمک بگیرید. روان درمانی در کمک بزرگی به شما می کند.
این موضوع که دختران سرزمین ما به خاطر باورهای نابه جا و غلط والدینشان تحت فشارند، بسیار دردناک است.
چه بسیار پدر و مادرهایی هستند که با اعمال محدودیت و کنترل کردن فرزندان بالغشان فرصت تعاملات اجتماعی و رشد و پیشرفت و تجربه کردن را از آنها می گیرند و بعد انتظار دارند، جهان اطرافشان بر مدار خواسته های آنها بچرخد.
شرایط دشواری دارید، اما خودتان زمینه را برای رهایی از این شرایط و کاهش بار آن فراهم کنید:
- آرامش خود را حفظ کنید و در برابر والدین خود جبهه نگیرید.
- سعی کنید آرام با والدین و به ویژه مادرتان صحبت کنید و بگویید من از همراهی شما برای ورود به جامعه، رفتن به پارک، پیاده روی، خرید و...لذت میبرم و خوشحال میشوم با هم باشیم ( به این وسیله قدری فضا و ارتباط شما با وی تلطیف می شود).
- اگر چنین چیزی میسر نیست، فردی را در فامیل واسطه کنید تا محترمانه خواسته های شما را به والدین منتقل کند.
- با توافق مادر، دوستانتان را به خانه دعوت کنید تا با دیدن و شناخت نسبی از آنها راه برای رفت و آمد به اتفاق آنها، تفریح مناسب، ورزش و... در مجیط بیرون باز شود. از این طریق قدری از ناامیدی و رخوت و افسردگی شما کاسته می شود.
- اگر ادامه تحصیل برایتان طرح نیست یا امکان آن وجود ندارد، نظر والدینتان را برای آموختن حرفه یا مهارتی در آموشگاهها و مراکز فنی حرفه ای جلب کنید که بتوانید پس از اتمام آن کار کنید و برای خودتان کسب درآمد داشته باشید .
- اگر والدین بر این عقیده اند که ارزش و جایگاه دختر با ازدواج کردن به هر قیمت به دست می آید، شما با رفتار و توانمندیها و داشته ها و اعتماد به نفس و دوست داشتن خودتان به ایشان برسانید که چنین نیست.
- شما برای خودتان زندگی می کنید. اگر در مسیر زندگی گزینه مناسبی برای ازدواج پیش آمد، ازدواج می کنید. اگر چنین نشد، نه خودتان را سرزنش می کنید، نه اجازه می دهید دیگران سرزنشتان کنند.
- برای اینکه بیش از این ناراحتی و افسردگی شما را در دام خود نک شد،حتما به روانشناس، مشاور و در صورت صلاحدید روانپزشک مراجعه کنید و کمک بگیرید. روان درمانی در کمک بزرگی به شما می کند.