ناشناس
سوال 990979
سلام ۴۴سال سن دارم سال ۹۳ با اقایی به قصد ازدواج اشنا شدم بعد چند ماه از ایشان خواستم تکلیفمو روشن کنه اما ایشان مدام مشکلات درگیری پدرو مادرش با برادر بزرگتشون بهونه قرار میدادن امروز و فردا میکردن چند بار قطع رابطه کردم اما مدام سر راهم قرار میگرفتن اصرار میکردن به دلیل تصادف مادرم و ایام کرونا و فوت پدرشون و چند تا از اقوام دیگه خیلی اصرار نکردم تا اینکه بعد سال پدرشون بهشون گفتم چکار میخواین بکنید بازم طفره رفتن طی تمام این مدت اعلام میکردن مجردن اما شناسنامه برای من نمی اوردن چندین بارم از ایشون درخواست کردم اما از اوردن طفره میرفتن.سال ۹۹ با خواهرشون اومدن خواستگاری که پدر و مادرم جواب ندادن و گفتن هرچی دخترمون بگه تا اینکه سال ۱۴۰۱ متوجه شدم ایشون دوبار ازدواج کردن که اولی با دختر عموشون بوده و ناموفق دومی با فردی غریبه که صاحب دوفرزند ۱۱و۱۲ ساله هستند.کلا رابطه قطع کردم شمارشون بلاک کردم اما چون محیط کار منو بلد هستن مدام سر راه من قرار میگیرن اظهار علاقه فراوان میکنند و اعلام میکنند میخواهند طلاق بگیرن از علاقشون بهم مطمن هستم اما نمی دونم چکار کنم تا بیخیال من بشه خواستم شکایت کنم اما نتونستم.ممنونم راهنمایی کنید.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست عزیز انگونه که گفته اید به دلیل اینکه ایشان پاسخ شفاف و دقیقی برای سوالات و ابهامات شما نداشته اند، خودتان ناامیدانه چندین بار رابطه را قطع کرده اید.
مزیت دوره آشنایی این است که طرفین صادقانه تبادل اطلاعات کنند و از ویژگیها، تناسب ها و تفاوتهای یکدیگر مطلع شوند.
پنهان کاری های ایشان از آغاز، باید برای شما زنگ خطر و هشدار ی جدی تلقی می شد. بسیاری از افراد در دوران آشنایی جنبه های مثبت خود را بیشتر نشان می دهند تا طرف مقابل را جذب خود کنند. ایشان شمه ای از ویژگی های منفی و آسیب زای خود را از قبیل طفره رفتن، پنهان کاری و حتی وارونه جلوه دادن واقعیت ( که من مجردم) و ارائه ندادن شناسنامه و ...به وضوح نشان داده اند.
چگونه می توان امید داشت او این رویه را در زندگی مشترک ادامه ندهد؟
احتمالاً از اینکه ده سال از عمر خود را در بلاتکلیفی گذرانده اید، خسته و ناامیدید و مایلید ایشان بی خیال شما شوند. می توانید پاسخ منفی خود را قاطعانه و محترمانه به ایشان بگویید و در صورتی که رفتارهای ایشان ادامه یافت، از خانواده کمک بگیرید...و شکایت کنید. شما در این رابطه حمایت اجتماعی را خواهید داشت.
روی عزت نفس خودتان کار کنید، خودتان را آنگونه که هستید بپذیرید و ارزشمندی خود را به نگاه و انتظارات اطرافیان گره نزنید. برای خودتان زندگی کنید.
به یاد داشته باشید ازدواج نامناسب کردن، بدتر از ازدواج نکردن است.
دوست عزیز انگونه که گفته اید به دلیل اینکه ایشان پاسخ شفاف و دقیقی برای سوالات و ابهامات شما نداشته اند، خودتان ناامیدانه چندین بار رابطه را قطع کرده اید.
مزیت دوره آشنایی این است که طرفین صادقانه تبادل اطلاعات کنند و از ویژگیها، تناسب ها و تفاوتهای یکدیگر مطلع شوند.
پنهان کاری های ایشان از آغاز، باید برای شما زنگ خطر و هشدار ی جدی تلقی می شد. بسیاری از افراد در دوران آشنایی جنبه های مثبت خود را بیشتر نشان می دهند تا طرف مقابل را جذب خود کنند. ایشان شمه ای از ویژگی های منفی و آسیب زای خود را از قبیل طفره رفتن، پنهان کاری و حتی وارونه جلوه دادن واقعیت ( که من مجردم) و ارائه ندادن شناسنامه و ...به وضوح نشان داده اند.
چگونه می توان امید داشت او این رویه را در زندگی مشترک ادامه ندهد؟
احتمالاً از اینکه ده سال از عمر خود را در بلاتکلیفی گذرانده اید، خسته و ناامیدید و مایلید ایشان بی خیال شما شوند. می توانید پاسخ منفی خود را قاطعانه و محترمانه به ایشان بگویید و در صورتی که رفتارهای ایشان ادامه یافت، از خانواده کمک بگیرید...و شکایت کنید. شما در این رابطه حمایت اجتماعی را خواهید داشت.
روی عزت نفس خودتان کار کنید، خودتان را آنگونه که هستید بپذیرید و ارزشمندی خود را به نگاه و انتظارات اطرافیان گره نزنید. برای خودتان زندگی کنید.
به یاد داشته باشید ازدواج نامناسب کردن، بدتر از ازدواج نکردن است.