ناشناس

سوال 991618

سلام و خسته نباشید من سوالی دارم دارم طلاق میگیرم ۵ ماه خونه پدرم هستم همش فکرای منفی میکنم تنهایی نمیتونم از خونه بیرون برم و حالم اصلا خوب نیست توی زندگی مشترک تمام تلاشمو کردم ولی چون چند بار خیانت شد بهم تمام اعتماد به نفس از دست دادم قبلا شاغل بودم نمیتونم برم سرکار و همش گوش گیر شدم و خسته شدم از شرایطم چیکار کنم بهتر بشم احساس تنهایی داره اذییتم می‌کنه و هرکاری میکنم خوب نمیشم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

8 پاسخ
profile-photo
سلام و درود
دوست عزیز تمام این احساساتی که شما دارید تجربه میکنید بسیار طبیعی و قابل درکه
با توجه به اینکه پنج ماه زمان زیادی نیست که از جدایی شما میگذره و بهرحال شما درگیر یک بحران و یک اتفاق نا خوشایندی شدید که تا به مدتی تمام فعالیت و ذهن و روانتون رو تحت الشعاع خودش قرار میده که اصطلاحا بهش میگن سوگ بعد از جدایی که معمولا در افراد متخلف بین شش ماه تا دوسال متغیرهخب همون‌طور که واضحه سوگواری مراحلی داره که اگر به اون آگاهی داشته باشید سلامت میتونید از این مرحله عبور کنید یکی از مهم ترین راه ها پذیرش آگاهانه است و نادیده نگرفتن و سرکوب نکردن احساسات نا خوشایندی هست که تجربه میکنید
اما برا اینکه بتونید زودتر به روال عادی زندگی و سازگاری و سازش با خودتون و محیط اطرافتون برسید باید سعی کنید از گذشته بیرون بیایید
نشخوار ذهنی نداشته باشید از سرزنش خودتون یا حسرت و هر احساس منفی در قبال خودتون خودداری کنید
و این رو بدونید با فعالیت نکردن و گوشه گیری نه تنها چیزی درست نخواهد شد بلکه بدتر شما رو افسرده تر خواهد کرد طوری که فرصت زندگی کردن رو از دست خواهید دادسعی کنید روزانه حتی در منزل ورزش کنید تا انرژی خوبی دریافت کنید
با توجه به اینکه شاغل بودید حتما خودتون رو وادار به ادامه دادن فعالیت گذشته کنید شاید اولش سخت باشه اما بعد از چند بار عادت میشه و اوضاع عادی میشه
برای تخلیه افکار منفی و رهایی از نشخوار های فکری سعی. کنید یادداشت برداری کنید و تمام احساسات منفی و مثبت رو به روی کاغذ بیاورید اینطوری انرژی‌های منفی شما تخلیه میشه و به آروم سازی ذهنی و روانی شما کمک خواهد کرد
profile-photo
سلام شما دچار سوگ رابطه هستید،این مدت از ۶ ماه تا ۲ سال به طول می انجامد بستگی به کیفیت رابطه تان،طول مدت زندگی،داشتن شبکه حمایتی دارد.داشتن هیجانات منفی طبیعی است
مراحل سوگ عبارتند از شوک.انکار.خشم.افسردگی،پذیرش،سازگاری مجدد
سعی کنید افکار ناکارامدتان را سود و زیان کنید و همینطور این جدایی را،فاعلیتهای لذت بخش تان را کم کم شروع کنید به انجام دادن،با دوستانتان تعاملاتی داشته باشید،اصلا به خاطر تنهایی الان وارد رابطه نشوید چون نمیتوانید انتخاب مناسب داشته باشید به خودتان فرصت دهید تا بهتر شوید،توصیه میشود از یک مشاور کمک بگیرید علاوه بر روان درمانی شاید احتیاج به دارودرمانی هم باشد.
موضوع خیانت هم احتیاج به بررسی داشته که به نظر میاد درمانی صورت نگرفته
profile-photo
کاربر عزیز
با توجه به شرایطی که توضیح دادید شما در حال گذراندن مراحل سوگ پس از طلاق هستید و این جا مرحله ای که نیازمند کمک یک متخصص که از این بحران عبور کنید, هستید , به این علت که اگر این دوران با سلامت نگذرد ممکن است که شما به خاطر ترس از تنهایی یک انتخاب ناخواسته ای داشته باشید که تمام موارد را نسجیده باشیده و دوبار دچار شکست در زندگی خود می شوید و قدم دوم این می تواند باشد که شبکه حمایتی خانوادگی خود را بسازید و دوباره به محیط اجتماع( شغل) برگردید و خیلی می تواند کمک کننده باشد

profile-photo
با سلام و درود☘️ باتوجه به اینکه دچار خیانت شده اید یک سوگ و یا یک شک حل نشده دارین که خود این رویداد باعث احساسات منفی و مود و خلق پایین در شما شده ، و و چون درگیر این سوگ هستین و هنوز براتون حل نشده زمان‌میبرد تا بتواتید به آرامش برسید و این ارامش از طریق روبرو شدن با این مسئله و بازسازی تمام اتفاقاتی که براتان افتاده از طریق گذر زمان میباشد
مینا یوسف پور/روانشناس و زوجدرمانگر
profile-photo
سلام
اول توجه به چند نکته ضروری است. و آن این است که شما دچار سوگ شده اید، و این سوگ حل نشده ، در حال افزایش است. اول دچار سوگ خیانت، و الان درگیر سوگ طلاق، بی انگیزگی ، بی حوصلگی و علائمی که گفتید همه از علائم سوگ است. به خود فرصت دهید تا از این دوده عبور کنید، برای خود بیشتر وقت بگذارید، به خودتان وقت بیشتری را اختصاص دهید، و نخواهید سریع از این حال رها شوید.
🌱مهسا یوسف پور روانشناس و مشاور خانواده
profile-photo
باسلام
دوست عزیز قطعا شرایط سختی سپری می کنید. آسیب هایی که بعد از خیانت به شما وارد شده آیا درمان شده؟حضور یک درمانگر می تواند به بهبودی شما کمک کند. خودتون سرزنش نکنید.مدام دنبال عیب و ایراد از خودتون نباشید. به گفته خودتون شما تلاشتون کردید.
دوست امنی یا فرد مطمئنی در خانواده دارید؟ حضورش می تواند کمک کننده باشد.
قطعا شما به زمان نیاز دارید روزها و شرایطی تجربه می کنید که قبلا تجربه نکردید( در آستانه طلاق هستید) به خودتون سخت نگیرید.
فعالیت هایی در روز برای خودتون در نظر بگیرید مثل پیاده روی، کوه یا طبیعت گردی به همراه دوستانتان مفید هست.
بیشترین کمک برای شما مراجعه به روانشناس هست.
سلام دوست عزیزم
شما در حال حاضر شرایط سختی دارید، در آستانه طلاق هستید و حال و روز خوبی ندارید. قابل درک است و حق دارید.
بعد از هر فقدان و از دست دادن لازم است ما زمانی را به روبه رو شدن با هیجانات ناخوشایند، دیدن و انکار نکردن آنها، گریه کردن، سوگواری کردن بگذرانیم تا اندکی از بار هیجانی و عاطفی ماجرا کاسته شود.
شرایط جدید و دردی را که بابت آن می کشید بپذیرید. فکر نکنید باید به سرعت اوضاع تغییر کند. برای رهایی از این بن بست روحی از کارهای کوچک شروع کنید تا اندکی حالتان بهتر شود: صحبت تلفنی با یک دوست امن و همراه، یک پیاده روی ساده ده دقیقه ای، گفت و گو با مادر، خواهر یا دوست در مورد درد و رنجی که می کشید، وقت گذراندن با آنها و هر فعالیتی که ترجیح شماست.

خودتان را سرزنش نکنید. وقتی روحیه خود را کمی بازیافتید، گام های بزرگتری را برای بهبود شرایط خود بردارید. با جمع دوستانتان تفریح کنید. برای زندگی جدید خود برنامه ریزی کنید. به برگشتن سرِ کار حتی به صورت پاره وقت فکر کنید و آن را در برنامه خود بگنجانید.

بدیهی است وقتی همسر فرد چندین بار به وی خیانت کند، او زیبایی، رفتار و سایر ویژگی های خود را زیر سؤال ببرد و به خودش شک کند. پیامد این امر کاهش اعتمادبه نفس و عزت نفس اوست. این در حالی است که ممکن است فرد هیچ نقشی در خیانت کردن همسرش نداشته باشد. شما می توانید کم کم گذشته خود را مرور کنید و اگر دیدید بخشی از علت این اتفاق به شما بر می گردد، سهم خود را بپذیرید. کاستی های خود را رفع کنید و مهارت های زندگی و حل مسأله و تعارض را بیاموزید.
به یاد داشته باشید، زندگی برای همه افراد فراز و نشیب دارد. ما می توانیم از چالش ها و اتفاقات زندگی بیاموزیم، آنها را در کوله بار تجربی خود بگذاریم و از آنها به عنوان پلی برای گذر به سمت اهداف و برنامه هایمان استفاده کنیم.
نکته پایانی، اگر دیدید همچنان نمی توانید از پیله خود خارج شوید و خود را با شرایط جدیدتان وفق دهید، از یک روان شناس یا مشاور کمک بگیرید، تا مطمئن شوید به افسردگی مبتلا نشده اید.



profile-photo
سلام و درود ، نکته‌ی اول اینکه بعد از اینکه متوجه شدین خیانت شده بهتون، چه اتفاقی افتاد و از زمانی که متوجه شدین چقدر میگذره و برای این موضوع به روانشناس مراجعه کردین یا خیر؟ و الان که تصمیم به جدایی گرفتین و حالتون بده طبیعیه که احساس ترس دارین اعتماد به نفس پایین اومده ، این خاصیت این دورانه و اینکه قبلا سرکار میرفتین و الان نمیتونید احتمال داره تو دورانه سوگه این موضوع هستین و این نکته رو میخوام بگم که بدونید نکته اول مراجعه به روانشناس الزامیه ،نکته دوم طبیعیه که حال مساعدی ندارین، و اعتماد به نفس پایین اومده احتمال داره خودسرزنشگری و نشخوارهای فکری سراغتون بیاد برای گذر از این دوران مراجعه به روانشناس و درمان فردی مهمتریم عامله برای حال شما