ناشناس

سوال 992169

سلام من وهمسرم بعد۱۲سال باداشتن یک بچه به دلیل دخالت پدروبرادرهمسرم ازهم جداشدیم درصورتی که ۹ماهی که منزل پدرشون بودن پنهانی هرهفته ۲بارراهم بستر میشدیم بعدازطلاق هم توزمان عده هم باهم بودیم وصیقه یروزه میشیم الانم توزمان عده هستیموالانشم اگرهمسرم بخواهد میتوانیم به هم رجوع کنیم ولی همسرم به خاطر برادروپدرشان قبول نمیکند که بهم رجوع کنیم دیگرنمیدانم چکارکنم اگرکسی راه حلی برایم دارد لطفا کمکم کنید بتونم همسرم رابه زندگی برگردونم وبتونم کاری کنم که جلوی اجباریکه ازطرف خانواده اش میشود رابگیرم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
باسلام
بین شما عشق و علاقه هست.
اما رابطه پنهانی فقط یک مُسکن هست. اگر همسر سابق شما هم تمایل دارد حتما حضوری برای جلسات زوج درمانی اقدام کنید تا به شما کمک شود که یک تصمیم قطعی برای این رابطه بگیرید.
ازدواج نیازمند بلوغ فکری و عاطفی هست. الویت زندگی هرکس همسرش هست.
ساناز طغرائی/روانشناس،زوج درمانگر،مولف و مدرس
profile-photo
یکی از نشانه ی اینکه ایا یک فرد توانایی زندگی مشترک بدون دخالت والدین و افراد مهم زندگیش را دارد بنام تمایز یافتگی می باشد یعنی فرد قادر باشد بعد از اینکه انتخاب کرد با فرد مورد نظرش ازدواج نماید بتواند بدون مداخله ی انها تصمیمات زندگیش را بگیر د و حالا اینکه چطور این خانم بعد از گذشت ۱۲ سال و با حضور فرزند هنوز تمایز نایافته است خودش مسله ای می باشد که این جا نیاز به درمان فردی توصیه می گردد و در کنار ان حتما از یک زوج در مانگر کمک بگیرید
profile-photo
سلام اینکه فردی ۱۲ سال زندگی مشترک داره و متاسفانه نمیتونه برای زندگیش تصمیم گیری کنه یعنی فرد به پختگی و استقلال فکری و روانی نرسیده که خودش با همسرش در مورد مسائلشان صحبت کنند و راه حل پیدا کنند و اگر خودتان نمی توانید از مشاور کمک بگیرید.به هر حال اگر تصمیم همسرتان به جدایی نبوده ایشون باید به خانوادشون صحبت میکردند و دلایل همدیگه را میشنیدند و تصمیم گیرنده نهایی برای زندگی مشترک خود زوجین‌هستند و نباید به اطرافیان‌ اجازه ورود به مرزهاشون بدهند.
profile-photo
باسلام
دوست گرامی متاسفانه همسر شما هنوز استقلال فکری لازم را ندارد که بتواند یک تصمیم قطعی بگیرد و تکلیف خودش و شما را روشن کند
📍اولا در این زمینه حتما با یک مشاور حقوقی مشورت کنید
📍در ثانی حتما به اتفاق همسر سابق تان چند جلسه مراجعه حضوری نزد مشاور خانواده داشته باشید، شاید صحبت با یک مشاور یا روان شناس ، به همسرتان کمک کند تا بتواند تصمیم قطعی بگیرد
📍در ضمن دلیل مخالفت خانواده همسرتان با شما چیست؟ چه مشکل و ایرادی وجود دارد که آنها تا این حد اصرار بر جدایی دارند؟
شاید بهتر باشد شما هم تغییرات در سبک زندگی خود داشته و ایرادات را رفع کنید تا از شدت مخالفت‌ها کاسته شود
موفق باشید
سلام
به نظرم شما یک فرد مورد قبول پدرشون یا برادرشون(البته هر کدوم که مهم تر برای مسئله و امکان داره نظر اش عوض کرد.)پیدا کنید،مثل روحانی محله شون که خیلی قبول‌اش دارند(حالا اگر مذهبی نیستند پدربزرگ یا عموی بزرگ یا ....!)مسئله(علاقه‌ی بین خودتون و مصلحت بودن در ادامه همین زندگی)به شون بگید البته از رابطه داشتن با ایشون نگید ولی بگید خودش به من علاقه دارد و اینها.و ایشون را برای وساطت بفرستید!
به نظر من بهتر ین راه این هست !(اگر امکان‌اش باشد!)