ناشناس

سوال 992171

من 21سال سن دارم و حدود نه سال از یه اقایی خوشم میاد اوایل خوشم میومد و کم کم غیر عادی شد.بیشتر فکر می کردم بیشتر تلاش میکردم وارد پیجش بشم تا عکسشو ببینم چون مدت طولانی طول میکشید تا ببینمشالانم با اینکه یه نفر بهم گفت داری خودتو تو دردسر اینده میندازی یعنی اگه ازدواج کنه و تو اونو ببینی و رفتار خاصی نشون بدی زندگی جفتتون از بین میره.این حرف باعث شد تمام عکساشو از گوشی حذف کنمسختیش اینجاییه که تو ذهنم باهام حرف میزنه و من تلاش می کنم فکر نکنم ولی نمیشه عشق یه طرفست و تاحالا باهاش صحبت نکردم و زندگی دونفره تو ذهنم ساختم .

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

6 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست عزیز عشق و دوست داشتن یک طرفه جز آسیب برای شما چیزی ندارد. بهتر هست با تمام سختی ها به پذیرش برسید
و هر راه ارتباطی با اون فرد را قطع کنید.
دوره سوگواری را شروع کنید، نوشتن احساس به شما کمک می کند تا حس های منفی تخلیه شود.
پیاده روی و ثبت نام در کلاس ورزشی یا موسیقی به شما کمک میکند.
با دوستانتان بیشتر وقت بگذرانید.
اگر نتوانستید به تنهایی از این مسیر گذر کنید از روانشناس یا مشاور کمک بگیرید.
ساناز طغرائی/روانشناس، زوج درمانگر،مولف و مدرس
profile-photo
درود 🌱
عشق و علاقه یک طرفه یکی از مسائلی است که موجب آسیب های روحی و افسردگی می شود پس باید با روش های مناسب با احساسات یک طرفه خود مقابله کنید.
_اولین و مهم‌ترین راه این است که ارتباط‌تان را با او قطع کنید چون عشق یک احساس اعتیادآور است.
_برای زندگی شخصی‌تان هدف داشته باشید.
_برای سوگواری کردن به خودتان فرصت بدهید. گریه کنید، احساسات‌تان را بنویسید، ورزش کنید، ارتباطات اجتماعی‌تان را گسترش بدهید و… به خودتان فرصت بدهید و تلاش کنید تا به مرور زمان حال‌تان خوب شود.
_عجله نکنید برای اینکه حال‌تان خوب شود.
_در بیشتر مواقع برای حل کردن عشق یک طرفه نیاز به کمک حرفه‌ای وجود دارد. برای تقویت عزت نفس‌تان، کسب آگاهی درباره دوران سوگواری و ترمیم و بهبود حال‌تان می‌توانید با متخصص در این زمینه صحبت کنید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
با سلام
بیش ازین ماندن در برزخی که برای خود ساختید صلاح نیست. اگر براتون مقدوره کسی رو واسطه قرار بدین تا او رو ترغیب به خواستگاری کنه و اگر تمایلی از جانب او وجود نداشت باید خود را رهاکنید. تا همین مرحله هم به اندازه کافی زیاندیده اید اجازه ندین ادامه پیدا کنه.
اگر قررر نیست ازدواجی صورت بگیره خودتون رو نجات بدین. افکار مختلفی به ذهن مذ خطور می کنه مهن اینه که مدیریتشون کنیم یعنی اگر به صلاحمون نیست با کم محلی اونها رو کمرنگ کنیم. این بی توجهی ها اروم اروم اونها رو خاموش می کنه . البته که شاید نیاز به کمک تخصصی داشته باشید و لازم باشه برای مدتی همراه بذ تمرین های فکری مشغله های مفیدی برای خود فراهم کنید تا افکار خاص کمتر بذهن خطور کند.
مرور هر فکری به احساس عاطفی حاصل ازون دامن می زنه.
profile-photo
دوست گرامی تجربه عاشق شدن تقریبا می تواند یک تجربه همگانی باشد، منتها نیازه بررسی شود که این مطلوب بودن باید دو طرفه باشه وگرنه تبدیل میشه به بک جهنم نشخوار ذهنی که دست بردار هم نیست و در تایم حتما نیاز به یک متخصص دارید تا بتواند با درایت کمکتان کند که از این بحران عبور نمایید و در نظر داشته باشید که هر تجربه عشقی قرار نیست به وصال برسد
سلام
من یک مطلب مهم که یاداوری آن باعث آرامش عاشق ها می‌شود می‌گم!«مگر نه این است که عاشق معشوق را خیلی دوست دارد!پس اگر دید معشوق کس دیگری را دوست دارد به علاقه او احترام می‌گذارد»ولی اکثر عاشق ها ،عاشق هوای نفس خودشون هستند و می‌خواهند به آنچه خودشون دوست دارند برسند،نه خواسته اون فرد ،نه خوشبختی او برای شان مهم نیست!
حالا شما هم فردی امین را واسطه کنید،ببینید ایشون به شما علاقه دارند؟!اگر دارند که مبارک باشه!ولی اگر ندارند دعا کنید ایشون خوشبخت بشود،همیشه از خداوند خوشبختی همه را بخواهید و همچنین خوشبختی ایشون را،خودتون هم به زندگی و فرد مناسب دیگری برای ازدواج بگردید!
یک نکته ای که من هیچ وقت نفهمیدم این که مگه اصلا انسان ها باید با معشوق خود ازدواج کنند؟!من از بچه‌گی عاشق مادر بزرگ‌ام بودم،الان هم ایشون را خیلی دوست‌دارم(خداوند ایشون را بیامرزد،به رحمت خداوند از دنیا رفته اند)دوست دارم در بهشت با ایشون ملاقات کنم!
سعی کنید وسواس فکریتون را ازبین ببرید،با ورزش،عبادت، شرکت در اجتماعات، دوره های آموزشی و .... !
ان شاء الله همه خوشبخت بشوند!بنده،شما، عاشق،معشوق و ....
سلام دوست عزیز.
نه سال‌پیش یعنی زمانی که دوازده ساله بودین به این آقا علاقه مند شدید.
شما تو دوازده سالگی هنوز نمی دونستید کی هستین.
درحال شناخت خودتون و جامعه و شرایط بودین .
اسم این احساس رو نمیشه عشق گذاشت.
دوره ای در زندگی دختر و پسر هست که به افرادی علاقه مند میشن و در واقع فقط خوششون میاد همین که معمولا درسن پایین و نوجوانی رخ میده.
شما طی یک زمان طولانی برای این فرد وقت گذاشتین
رویاپردازی کردین این شاخ و برگ دادن باعث شده فکر کنید نسبت به این شخص عشق یک طرفه دارین
داستان این عشق ساخته و پرداخته ذهن شماست چون ریشه در دوازده سالگی داره و فکر میکنم این فرد حتی از آشنایان شما هم نباشه و شما بدون هیچ شناختی این تصورات رو درست کردین
بهترین حالت اینه که ایشون رو از علاقه آگاه کنید اما باید آماده پذیرش نتیجه اون هم باشین چه بسا ممکنه تصوراتی که ساختین فروبریزه و شاید اگر از نزدیک مدتی با این شخص مراوده داشته باشین متوجه بشین رویاپردازی بیهوده کردین
پس بهش بها ندین و اهدافتون در زندگی رو دنبال کنید
همین دیدگاهی که در این سن دارین پنج سال دیگه متفاوت خواهد بود انسان با توجه به محیط و شرایط همش در حال تغییر هست
نگذارین زمانی برسه که حسرت بخورین چرا وقتم رو صرف چیزهای باارزش تر نکردم .