سوال 992233
سلام.امیرهستم۴۰ساله ومدت چهار ساله که با خانمم رابطه جنسی نداشته..به دلیل اینکه خانم نمیزاره وازمن دوری میکنه درحالیکه اصلا بهم اهمیت نمیده که در طول چهار سال نیاز جنسی نداشته..وحرف همیشگی خودشوتکرار میکنه که همینم که میبینی.،ضمنادرمدت چهار سال خیلی به خودش میرسه و هرجایی که دوست داشته باشد وباهرشخصی رفت وامد خودشو داره وهیچ اهمیتی نمیده ومیگه به تو چه ربطی داره و اصلا تو کی هستی.. حتی من نمیتونم دست به تلفن همراهش بزنم.گوشیشو با خودش به حمام میبره وباهرشخصی که دوست داشته باشد رفت وامد وتماس تلفنی داره ،خیلی رفتارمشکوک وتنهایی در۱۲ساعت روزانه درشهربامردان مختلف سروکار داره..که کاملا شخصیت خیلی بدی دارن،وازش میگم چرا..میگه تو راسنن..دوست دارم تازه شاکی میشه توتهمت میزنی وهرروز خداهمین رفتارو حتی اجازه نمیده که من بخواهم دنبالش کنم ویادر مسیری که میخواد بره باید مطمئن باشه که من تعقیبش نکنم وشب موقع برگشتن به خونه میگه نمیتونم به کسی جواب پس بدم.. عصبانی میشه که من دارم بهش تهمت میزنم و خلاصه کنم دیگه طاقت ندارم ،بریدم.. دوست دارم بمیرم تا اینکه همسرم چنین کاری یا فتارعذاب اوری درطول پنج سال داشته باشد.. دیگه راهی ندارم ویه پسر۲۰ ساله داریم که دست اموبسته.. وگرنه حالا همان سال اول طلاقش میدادم تا گم شه بره.. فقط اسمش توشناسنامم هست.. حداقل باید ازش جدا شم ویه همسر نجیب زاده به درد من میخورد
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
7 پاسخبا سلام
مسائلی که مطرح کردید بسیار مهم هست و نشانه های طلاق عاطفی و خیانت می باشد.
چه مدت هست که همسر شما این رفتار را دارد؟ مسئله ای یا مشکلی بین شما بوجود آمده؟
ازدواج با اجبار صورت گرفته؟ در این ۲۰ سال زندگی چه اتفاقاتی روی داده؟
فرزند شما خردسال نیست و جوان ۲۰ ساله هست
به مشاوره خانواده مراجعه کنید اگر تغییری در زندگیتان ایجاد نشد تصمیم با شماست که به این شرایط ادامه دهید یا جدا شوید.
مسائلی که مطرح کردید بسیار مهم هست و نشانه های طلاق عاطفی و خیانت می باشد.
چه مدت هست که همسر شما این رفتار را دارد؟ مسئله ای یا مشکلی بین شما بوجود آمده؟
ازدواج با اجبار صورت گرفته؟ در این ۲۰ سال زندگی چه اتفاقاتی روی داده؟
فرزند شما خردسال نیست و جوان ۲۰ ساله هست
به مشاوره خانواده مراجعه کنید اگر تغییری در زندگیتان ایجاد نشد تصمیم با شماست که به این شرایط ادامه دهید یا جدا شوید.
سلام دوست گرامی
از وضعیتی که در آن به سر می برید بسیار غمگین شدم.
بیا یکبار برای همیشه انگشت اشاره ات را به سوی خودت دراز کن و تمرکزت را از همسرت بردار تا راهِ درست را بیابی و تصمیم درستی بگیری.
از خودت تک تکِ سوالات زیر را بپرس و صادقانه به آنها جواب بده.
* چه چیزی در این رابطه وجود دارد که شما تمایل به ماندن و ادامه دادن دارید؟
* کدام نیاز شما در این زندگی ارضا می شود؟
* کدام نیاز همسرتان در این رابطه ارضا می شود؟
* با وجود این همه تحقیر ، طرد شدن ،بی احترامی و توهین به شخصیت تان ، چه چیز باعث می شود که در این رابطه کماکان بمانید؟
*نقش شما در این زندگی چیست؟ حق و حقوق تان چیست؟
* آیا ماندن در این رابطه و سازگاری تان با وضع موجود ریشه در عدم اعتماد به نفس و عدم عزت نفسِ خودتان نیست؟
* فرزندتان با دیدن چنین رفتارهایی از سوی والدینش ، دچار چه آسیبهایی می شود؟
*آیا واقعا دلیل ماندن تان ، فرزندتان است یا ضعف ها و ترس هایتان؟
*در کجای این رابطه به فرزند شما خوش می گذرد؟
* فرزندتان چه تصویری از شما در ذهنش دارد؟ چه تصویری از مادرش دارد؟
* اگر به همین منوال جلو بروید ، چند ساله دیگر از لحاظ سلامت روانی در چه وضعیتی هستید؟
و...
توصیه ی اکید دارم که به این چند خط که من و همکارانم برایتان نوشته ایم بسنده نکنید و به روانشناس مراجعه کنید تا با کمک او بتوانید تصمیم درست و معقولی بگیرید.
عاطفه یزدی/ مشاور خانواده
از وضعیتی که در آن به سر می برید بسیار غمگین شدم.
بیا یکبار برای همیشه انگشت اشاره ات را به سوی خودت دراز کن و تمرکزت را از همسرت بردار تا راهِ درست را بیابی و تصمیم درستی بگیری.
از خودت تک تکِ سوالات زیر را بپرس و صادقانه به آنها جواب بده.
* چه چیزی در این رابطه وجود دارد که شما تمایل به ماندن و ادامه دادن دارید؟
* کدام نیاز شما در این زندگی ارضا می شود؟
* کدام نیاز همسرتان در این رابطه ارضا می شود؟
* با وجود این همه تحقیر ، طرد شدن ،بی احترامی و توهین به شخصیت تان ، چه چیز باعث می شود که در این رابطه کماکان بمانید؟
*نقش شما در این زندگی چیست؟ حق و حقوق تان چیست؟
* آیا ماندن در این رابطه و سازگاری تان با وضع موجود ریشه در عدم اعتماد به نفس و عدم عزت نفسِ خودتان نیست؟
* فرزندتان با دیدن چنین رفتارهایی از سوی والدینش ، دچار چه آسیبهایی می شود؟
*آیا واقعا دلیل ماندن تان ، فرزندتان است یا ضعف ها و ترس هایتان؟
*در کجای این رابطه به فرزند شما خوش می گذرد؟
* فرزندتان چه تصویری از شما در ذهنش دارد؟ چه تصویری از مادرش دارد؟
* اگر به همین منوال جلو بروید ، چند ساله دیگر از لحاظ سلامت روانی در چه وضعیتی هستید؟
و...
توصیه ی اکید دارم که به این چند خط که من و همکارانم برایتان نوشته ایم بسنده نکنید و به روانشناس مراجعه کنید تا با کمک او بتوانید تصمیم درست و معقولی بگیرید.
عاطفه یزدی/ مشاور خانواده
با سلام
برادر ارجمند خانواده و حضور در آن زمانی می تونه موثر واقع بشه که اعضای اون به لحاظ عاطفی همدیگر رو سیراب کنند و پاسخگوی نیازهای یکدیگر باشند وقتی اعضای خانواده در پی اهداف شخصی خودشون هستند و دیگران رو در حریم خودشون مداخله نمی دهند دیگر اثری از مادری یا پدری یا همسری کردن نیست و در این زمان دیگر جمع خانواده کارایی ندارد که بخواهید در حفظ آن بکوشید. این نوع روابط یا باید اصلاح شود یا خاتمه پیدا کند . لذا هردو به روان شناس خانواده رجوع کنید و در پی اصلاح روابط باشید در صورت عدم تمایل او این شمایید که تصمیم بر ادامه یا عدم ادامه می گیرید. گاه تنش ها بقدری آثار منفی ایجاد می کنه که قطع روابط دارای آرامش بیشتری خواهد بود و گاه فردی در نقش پدر یا مادر می تونه آموزه های منفی داشته باشه که نبودش مفید فایده خواهد بود.
برادر ارجمند خانواده و حضور در آن زمانی می تونه موثر واقع بشه که اعضای اون به لحاظ عاطفی همدیگر رو سیراب کنند و پاسخگوی نیازهای یکدیگر باشند وقتی اعضای خانواده در پی اهداف شخصی خودشون هستند و دیگران رو در حریم خودشون مداخله نمی دهند دیگر اثری از مادری یا پدری یا همسری کردن نیست و در این زمان دیگر جمع خانواده کارایی ندارد که بخواهید در حفظ آن بکوشید. این نوع روابط یا باید اصلاح شود یا خاتمه پیدا کند . لذا هردو به روان شناس خانواده رجوع کنید و در پی اصلاح روابط باشید در صورت عدم تمایل او این شمایید که تصمیم بر ادامه یا عدم ادامه می گیرید. گاه تنش ها بقدری آثار منفی ایجاد می کنه که قطع روابط دارای آرامش بیشتری خواهد بود و گاه فردی در نقش پدر یا مادر می تونه آموزه های منفی داشته باشه که نبودش مفید فایده خواهد بود.
درود 🌱
بین صحبت هاتون غیرمستقیم به مسأله ی خیانت اشاره میکنید اما چون مدرکی برای حدس تان ندارید، احساس سردرگمی میکنید
بین شما و همسرتان طلاق عاطفی اتفاق افتاده.
در صورتی که زن و شوهر از زندگی مشترک خود رضایت نداشته باشند و روابط بین آن ها به سردی گراید، ممکن است با ادامه دار شدن مشکل، طلاق عاطفی اتفاق بیفتد.طلاق عاطفی منجر به جدا شدن همسران از یکدیگر به لحاظ روحی، جسمی و جنسی می گردد و تبعات زیادی به همراه دارد.
یکی از بارزترین نشانه های طلاق عاطفی، تغییر کردن تدریجی زن و مرد در زندگی مشترک است.
در صورتی که بخواهید به این وضعیت ادامه بدهید، آسیب روحی که به شما وارد میشود کاملا جبران ناپذیر است.
به متخصص خانواده مراجعه کنید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
بین صحبت هاتون غیرمستقیم به مسأله ی خیانت اشاره میکنید اما چون مدرکی برای حدس تان ندارید، احساس سردرگمی میکنید
بین شما و همسرتان طلاق عاطفی اتفاق افتاده.
در صورتی که زن و شوهر از زندگی مشترک خود رضایت نداشته باشند و روابط بین آن ها به سردی گراید، ممکن است با ادامه دار شدن مشکل، طلاق عاطفی اتفاق بیفتد.طلاق عاطفی منجر به جدا شدن همسران از یکدیگر به لحاظ روحی، جسمی و جنسی می گردد و تبعات زیادی به همراه دارد.
یکی از بارزترین نشانه های طلاق عاطفی، تغییر کردن تدریجی زن و مرد در زندگی مشترک است.
در صورتی که بخواهید به این وضعیت ادامه بدهید، آسیب روحی که به شما وارد میشود کاملا جبران ناپذیر است.
به متخصص خانواده مراجعه کنید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
سلام و درود
در درجه اول یسری چرایی ها در باب این موضوع پیش میاد که باید به طور کامل برسی و بهش پاسخ داده بشه !توجه داشته باشید در رابطه زناشویی باید بنا بر پایه اعتماد و صداقت و شفافیت پی ریزی بشه و به منظور برقراری رابطه دوستانه دور از هر گونه لج بازی بی احترامی و توهین باید دو طرف در فضایی آرام به گفتگو بنشینند و مسله و نیازهایشان را با صحبت رفع کنند و تبعات این رابطه آسیب زا رو در نظر بگیرند که مهم ترین آسیب همین فاصله و دوری که بهش میگن طلاق عاطفی !
اما در مورد نیاز جنسی که عنوان کردید چهار سال زمان قابل توجهی هست که باید نادیده گرفته نشه پس حتما پیشنهاد میکنم چند جلسه ای رو با سکس تراپ داشته باشید و به طور کلی برای مشکلتون و رفع و بهبود رابطه بصورت حضوری از روانشناس مشاوره بگیرید و این نکته رو در نظر بگیرید در درجه اول برای نتیجه گرفتن بهتر همراهی شماست که به روند بهبودی کمک شایانی میکنه
موید باشید 🌱
در درجه اول یسری چرایی ها در باب این موضوع پیش میاد که باید به طور کامل برسی و بهش پاسخ داده بشه !توجه داشته باشید در رابطه زناشویی باید بنا بر پایه اعتماد و صداقت و شفافیت پی ریزی بشه و به منظور برقراری رابطه دوستانه دور از هر گونه لج بازی بی احترامی و توهین باید دو طرف در فضایی آرام به گفتگو بنشینند و مسله و نیازهایشان را با صحبت رفع کنند و تبعات این رابطه آسیب زا رو در نظر بگیرند که مهم ترین آسیب همین فاصله و دوری که بهش میگن طلاق عاطفی !
اما در مورد نیاز جنسی که عنوان کردید چهار سال زمان قابل توجهی هست که باید نادیده گرفته نشه پس حتما پیشنهاد میکنم چند جلسه ای رو با سکس تراپ داشته باشید و به طور کلی برای مشکلتون و رفع و بهبود رابطه بصورت حضوری از روانشناس مشاوره بگیرید و این نکته رو در نظر بگیرید در درجه اول برای نتیجه گرفتن بهتر همراهی شماست که به روند بهبودی کمک شایانی میکنه
موید باشید 🌱
باسلام
دوست گرامی شما در یادداشت تان به چند مساله جدی اشاره کردید، هم فقدان رابطه جنسی و هم بی اهمیتی شدید همسرتان نسبت به زندگی مشترک
📌توجه کنید سوالات زیادی در رابطه با علت رفتار همسرتان برای ما ایجاد میشود
اول اینکه آیا همسرتان از ابتدای ازدواج این گونه رفتار می کردند؟
دوم، چه شرایط و اتفاقاتی رابطه شما دو نفر را به این مرحله رساند؟
سوم آیا بروز تغییرات یا حضور افراد خاصی باعث شکل گیری این دست از رفتارهای همسرتان شده؟
و....
دانستن جواب این سوالات خیلی مهم آیت تا بتوان دید دقیق تری نسبت به این مشکل داشت
من هیچ اطلاعی از کیفیت رابطه شما دو نفر ندارم، اما بررسی رفتار شما با همسرتان درگذشته خیلی مهم است
آیا شما در گذشته به اندازه کافی رابطه مثبت و محبت آمیزی با همسرتان داشته اید یا در کل زندگی مشترک تان ارتباطات، توام با چالش و تحقیر بوده؟
اگر خودتان قدری دقیق تر بنگرید و از طرف دیگر نگاهی عادلانه تر نسبت به موضوع داشته باشید پاسخ چرایی خیلی از سوالات را می یابید
شما 20 سال از زندگی تان گذشته یعنی همسرتان تا حد زیادی احساس ثبات و امنیت می کند و از طرف دیگر حس می کند به اندازه کافی در این رابطه وقت و انرژی و جوانیش را گذاشته که این گونه رفتار می کند لذا لازم است به جای بررسی گوشی وی، دنبال ایشان رفتن و استنطاق ایشان، که همگی صرفا لجباز ترش می کند، سعی کنید با زبانی نرم و آرام دلیل رفتارها و بی توجهی های ایشان را جویا شوید، صحبتها و جوابهای ایشان را هم بشنود و ببینید برای رهایی از این شرایط چه راهکارها و پیشنهاداتی دارند؟
✳️شاید در سالهای زندگی مشترک تان، آن قدر که باید وقت و انرژی برای همسرتان نگذاشته ایدکه الان اینگونه واکنش می دهند و یا شاید مساله، مشکلات دیگری است که همگی باید دقیق مشخص شود
در ضمن حتما با همسرتان توافق کنید و چند جلسه مراجعه حضوری نزد مشاور خانواده داشته باشید
موفق باشید🎯🎯🎯
دوست گرامی شما در یادداشت تان به چند مساله جدی اشاره کردید، هم فقدان رابطه جنسی و هم بی اهمیتی شدید همسرتان نسبت به زندگی مشترک
📌توجه کنید سوالات زیادی در رابطه با علت رفتار همسرتان برای ما ایجاد میشود
اول اینکه آیا همسرتان از ابتدای ازدواج این گونه رفتار می کردند؟
دوم، چه شرایط و اتفاقاتی رابطه شما دو نفر را به این مرحله رساند؟
سوم آیا بروز تغییرات یا حضور افراد خاصی باعث شکل گیری این دست از رفتارهای همسرتان شده؟
و....
دانستن جواب این سوالات خیلی مهم آیت تا بتوان دید دقیق تری نسبت به این مشکل داشت
من هیچ اطلاعی از کیفیت رابطه شما دو نفر ندارم، اما بررسی رفتار شما با همسرتان درگذشته خیلی مهم است
آیا شما در گذشته به اندازه کافی رابطه مثبت و محبت آمیزی با همسرتان داشته اید یا در کل زندگی مشترک تان ارتباطات، توام با چالش و تحقیر بوده؟
اگر خودتان قدری دقیق تر بنگرید و از طرف دیگر نگاهی عادلانه تر نسبت به موضوع داشته باشید پاسخ چرایی خیلی از سوالات را می یابید
شما 20 سال از زندگی تان گذشته یعنی همسرتان تا حد زیادی احساس ثبات و امنیت می کند و از طرف دیگر حس می کند به اندازه کافی در این رابطه وقت و انرژی و جوانیش را گذاشته که این گونه رفتار می کند لذا لازم است به جای بررسی گوشی وی، دنبال ایشان رفتن و استنطاق ایشان، که همگی صرفا لجباز ترش می کند، سعی کنید با زبانی نرم و آرام دلیل رفتارها و بی توجهی های ایشان را جویا شوید، صحبتها و جوابهای ایشان را هم بشنود و ببینید برای رهایی از این شرایط چه راهکارها و پیشنهاداتی دارند؟
✳️شاید در سالهای زندگی مشترک تان، آن قدر که باید وقت و انرژی برای همسرتان نگذاشته ایدکه الان اینگونه واکنش می دهند و یا شاید مساله، مشکلات دیگری است که همگی باید دقیق مشخص شود
در ضمن حتما با همسرتان توافق کنید و چند جلسه مراجعه حضوری نزد مشاور خانواده داشته باشید
موفق باشید🎯🎯🎯
با سلام وقتتون بخیر جناب در خصوص مسئلتون در واقع چن مسئلس که باید به صورت جدا و مجزا برسی بشه حتما باید تک تک برسی کنید ببینید از کجا نشات گرفته شده و قبل ۴ سال به چه صورت بوده...؟چه اتفاقی تو این چهار سال رخ داده که اینطور واکنش نشون میدن!؟..تاحالا دلیلشو از خودشون پرسیدین!؟نسبت به ادمی گه چنین واکنشی نشون میده و سریعا گارد میگیره حتما باید با ملایمت و در زمان درست برخورد کرد...و اگه قرار باشه شمام به رفتارش واکنش نشون بدین دفاعش بیشتر میشه...سعی کنید با مهر بونی و مرور خاطرات خوب در زمان درست ازش بپرسید
و نتیجه رو بهم بگین ...
و نتیجه رو بهم بگین ...




