ناشناس
سوال 992586
سلام خانم۲۳ساله هستم مدت۴سال با پسری از شهردیگه رابطه داشتم بعداز۳سال بحث ازدواج و از طرف خانواده پسر با مخالفت جدی رو به رو شد بعد از ۱سال تلاش هر دومون پسر گفتن ک دیگه کاری از دستشون برنمیاد و در اوج علاقه رابطه تمام کردیم و من امیدی به بازگشت ایشون نداشتم و روزهای بدی بود بعد از۱ماه درخواست مکرر شخصی مثبت دادم۲ماه رابطه جدیدی داشتم ولی هنوز شخص قبل دائم در قلب و ذهن من بود چندین بار گفتم من نمیتونم رابطه رو ادامه بدم در همین حال و هوا اقا پسر قبلی برگشت و گفت خانوادش راضی شدن و من گفتم رابطه جدیدی شروع کردم و همون لحظه برگشت ایشون تمومش کردم حالشون بسیار بد شد من واقعا ایشون رو دوست دارم اما ایشون ب حرفای من اعتماد ندارن و میگن اگر منو دوست داشتی چرا رابطه جدید داشتی میگم که راه اشتباه برای فراموشیت انتخاب کردم و فکرکردم حالم خوب میشه میگن نه میشه به من کمک کنیدچیکار کنم؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخباسلام
پس از پایان یک رابطه ۴ ساله نیاز بود حداقل یک سال صبر کنید .
شروع یک رابطه جدید ،وقتی هنوز از نظر هیجانی درگیر احساسات مثبت و منفی هستید ظلم به خودتان و طرف مقابل است.
در حال حاضر اگر فرد اول نمی تواند شما را ببخشد و احساس می کند به او خیانت کرده اید با توجیه رفتارتان نمی توانید نظر او را تغییر دهید و اصرار به ادامه رابطه به صلاح نیست.
به او فرصت دهید تا با این اتفاق کنار بیاید و اگر همچنان شما را مقصر می دانست رابطه را تمام کنید و مدتی تنها باشید و اهداف دیگری برای زندگی تعیین کنید. موفق باشید
پس از پایان یک رابطه ۴ ساله نیاز بود حداقل یک سال صبر کنید .
شروع یک رابطه جدید ،وقتی هنوز از نظر هیجانی درگیر احساسات مثبت و منفی هستید ظلم به خودتان و طرف مقابل است.
در حال حاضر اگر فرد اول نمی تواند شما را ببخشد و احساس می کند به او خیانت کرده اید با توجیه رفتارتان نمی توانید نظر او را تغییر دهید و اصرار به ادامه رابطه به صلاح نیست.
به او فرصت دهید تا با این اتفاق کنار بیاید و اگر همچنان شما را مقصر می دانست رابطه را تمام کنید و مدتی تنها باشید و اهداف دیگری برای زندگی تعیین کنید. موفق باشید
سلام دوست عزیز
بنظر بنده، شما حق زندگی به خود داده اید، البته که ابتدا میبایستی با جواب منفی خواستگار اولتان، او را کامل از ذهن تان میشُستید و سپس وارد رابطه جدید می شدید. چرا که در واقع این خیانت به خواستگار دومتان تلقی میشود
ولی بعد از اتمام کامل رابطه اول، قاعده حق زندگی این است که بتوانید با خواستگاران جدید ملاقات داشته باشید و به زندگی معمول تان ادامه دهید.
حال بیایید کمی راجع به رجوع خواستگار اول بگوییم...
از نظر بنده، همانطور که ایشان به دلیل مخالفت خانواده شان، نظر منفی شان را به شما اعلام کردند، باید برای شما هم منطقا و عرفا این حق را قائل باشند که پاسخ منفی ایشان را پایان رابطه تلقی کرده اید و در پی زندگی خود بوده اید.... ایشان حق ندارند شما را بابت چنین تصمیمی که گرفته بودید سرزنش کنند
که اگر چنین است، بدانید که فردا در زندگی مشترک با ایشان، ممکن است خیلی از رفتارها و تصمیمات عقلایی تان ، به ایشان برخورد و زندگی به کام هر دو تلخ شود
پس اگر تمایل به ادامه با ایشان دارید، حتما راجع به این موضوع مفصلا با یکدیگر گفتگو کنید و براحتی از آن عبور نکنید
پیشنهاد مراجعه به مشاور حاذق برای شما را دارم
موفق باشید
بنظر بنده، شما حق زندگی به خود داده اید، البته که ابتدا میبایستی با جواب منفی خواستگار اولتان، او را کامل از ذهن تان میشُستید و سپس وارد رابطه جدید می شدید. چرا که در واقع این خیانت به خواستگار دومتان تلقی میشود
ولی بعد از اتمام کامل رابطه اول، قاعده حق زندگی این است که بتوانید با خواستگاران جدید ملاقات داشته باشید و به زندگی معمول تان ادامه دهید.
حال بیایید کمی راجع به رجوع خواستگار اول بگوییم...
از نظر بنده، همانطور که ایشان به دلیل مخالفت خانواده شان، نظر منفی شان را به شما اعلام کردند، باید برای شما هم منطقا و عرفا این حق را قائل باشند که پاسخ منفی ایشان را پایان رابطه تلقی کرده اید و در پی زندگی خود بوده اید.... ایشان حق ندارند شما را بابت چنین تصمیمی که گرفته بودید سرزنش کنند
که اگر چنین است، بدانید که فردا در زندگی مشترک با ایشان، ممکن است خیلی از رفتارها و تصمیمات عقلایی تان ، به ایشان برخورد و زندگی به کام هر دو تلخ شود
پس اگر تمایل به ادامه با ایشان دارید، حتما راجع به این موضوع مفصلا با یکدیگر گفتگو کنید و براحتی از آن عبور نکنید
پیشنهاد مراجعه به مشاور حاذق برای شما را دارم
موفق باشید
باسلام
دوست گرامی متاسفانه شما به خودتان هیچ فرصتی برای ایجاد علاقه جدی،، جنگیدن برای آن، تلاش برای مبارزه با سختی های بعد از یک فراغ و... نداده اید
اینها همه نشان از عدم بلوغ شناختی و هیجانی است
یعنی هنوز زمان انتخاب همسر، ایجاد رابطه عاطفی عمیق نشده
توجه کنید ، انتخاب همسر و ازدواج فقط به این معنا نیست که احساسات ما در سر یک شخص دیگر برود، بلکه مجموعه ای از
دوست گرامی متاسفانه شما به خودتان هیچ فرصتی برای ایجاد علاقه جدی،، جنگیدن برای آن، تلاش برای مبارزه با سختی های بعد از یک فراغ و... نداده اید
اینها همه نشان از عدم بلوغ شناختی و هیجانی است
یعنی هنوز زمان انتخاب همسر، ایجاد رابطه عاطفی عمیق نشده
توجه کنید ، انتخاب همسر و ازدواج فقط به این معنا نیست که احساسات ما در سر یک شخص دیگر برود، بلکه مجموعه ای از

