سوال 993100
سلام من نمیدونم باید از کجا شروع کنم توروخدا اگه کسی اینو داره میخونه کمک کنه چرا چون دارم واقعلا وقعلا دارم نابود میشم مثل یه شمع دارم میسوزم من ازدواج کردم حدود ۸پیش که ای کاش ازدواج نمیکردم ازدواج من از همون اول اشتباه بود چون خانم من منو دوست نداشت ببینید من بعد جدای ازخانمم نتوانستم با کسی،رابطه بقرار کنم یعنی بلد نبودم از همون اول حالا بعد ۸سال جدایی هروقت میرم بیرون دختر وپسرا روکه میبینم که باهم هستن وکنارهم نشستن از خودم بدم میاد وهزار بار آرزو مرگ میکنم که چرا نباید من هم با کسی،رابطه بقرار کنم اگر کسی میتونه کمک کنه این دنیا کهدهیچ توی اون دنیا هم براش دعا میکنم حالم خوب نیست وهمش دارم غصه میخورم ودارم اذیت میشم نمیدونم باید چیکار کنم اگه کسی بتونه کنمک کنه ممنون میشم این رو که دارم مینویسم دارم اشک میریزم به امید روزهای خوب وآرام شب همگی بخیر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
4 پاسخبا سلام
دوست گرامی حال که مدت 8 سال از زندگی مشترک قبلی شما گذشته است، باید شما پس از سوگواری لازم به پذیرش رسیده باشید. اذعان دارید که رابطه برابر و مناسبی نبوده است. بنابر این:
به شکست به عنوان بخشی از یاد گیری نگاه کنید، از اشتباهاتی که در زندگی قبلی داشته اید، بیاموزید.
گفته اید برقراری ارتباط را بلد نبودم؛ چه خوب که به این شناخت رسیده اید و قبول هم دارید. پس به دنبال راهکار باشید. در دوره های مهارت اموزی، برقراری ارتباط مؤثر، حل مسأله و تعارض، گفت و گو و...شرکت کنید. با کسب این مهارتها اعتماد به نفستان افزایش می یابد و تعاملات اجتماعی شما بهبود می یابد و نگرش و روحیه تان تغییر می کند.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. زندگی برای هر کس به گونه ای رقم می خورد. با کسب آگاهی و مهارت، با رفتارهای مؤثر، کار امد و سازنده، حتماً انتخاب های بهتری خواهید داشت.
خودتان را سرزنش نکنید و شکست قبلی را به همه جنبه های زندگی و زندگی مشترک احتمالی آینده تعمیم ندهید.
نقاط ضعف و قوت خودتان را شناسایی کنید. از نقاط قوت و توانمندیهای خود به عنوان تکیه گاهی برای رفع و اصلاح کاستی ها استفاده کنید.
با خودتان مهربان باشید: به ورزش، تفریح و تغذیه سالم اهمیت دهید. رفت و امد و گفت و گو با دوستان و آشنایان را در برنامه خود بگذارید و حمایت انها را از خودتان دریغ نکنید.نگاهتان رو به جلو باشد و به خدای مهربان نیز توکل کنید.
اگر دیدید به تنهایی از عهده ایجاد تغییر در روند زندگی خود بر نمی آیید از یک مشاور کمک بگیرید.موفق باشید
اکرم مبرم/ مشاور خانواده
دوست گرامی حال که مدت 8 سال از زندگی مشترک قبلی شما گذشته است، باید شما پس از سوگواری لازم به پذیرش رسیده باشید. اذعان دارید که رابطه برابر و مناسبی نبوده است. بنابر این:
به شکست به عنوان بخشی از یاد گیری نگاه کنید، از اشتباهاتی که در زندگی قبلی داشته اید، بیاموزید.
گفته اید برقراری ارتباط را بلد نبودم؛ چه خوب که به این شناخت رسیده اید و قبول هم دارید. پس به دنبال راهکار باشید. در دوره های مهارت اموزی، برقراری ارتباط مؤثر، حل مسأله و تعارض، گفت و گو و...شرکت کنید. با کسب این مهارتها اعتماد به نفستان افزایش می یابد و تعاملات اجتماعی شما بهبود می یابد و نگرش و روحیه تان تغییر می کند.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. زندگی برای هر کس به گونه ای رقم می خورد. با کسب آگاهی و مهارت، با رفتارهای مؤثر، کار امد و سازنده، حتماً انتخاب های بهتری خواهید داشت.
خودتان را سرزنش نکنید و شکست قبلی را به همه جنبه های زندگی و زندگی مشترک احتمالی آینده تعمیم ندهید.
نقاط ضعف و قوت خودتان را شناسایی کنید. از نقاط قوت و توانمندیهای خود به عنوان تکیه گاهی برای رفع و اصلاح کاستی ها استفاده کنید.
با خودتان مهربان باشید: به ورزش، تفریح و تغذیه سالم اهمیت دهید. رفت و امد و گفت و گو با دوستان و آشنایان را در برنامه خود بگذارید و حمایت انها را از خودتان دریغ نکنید.نگاهتان رو به جلو باشد و به خدای مهربان نیز توکل کنید.
اگر دیدید به تنهایی از عهده ایجاد تغییر در روند زندگی خود بر نمی آیید از یک مشاور کمک بگیرید.موفق باشید
اکرم مبرم/ مشاور خانواده
سلام و درود
دوست عزیز مشکل شما دقیقا اینجاست که هنوز درگیر گذشته اید و هنوز بعد از این مدت تلاش نکردید فراموش کنید هر کس در زندگی چالش ها و مشکلاتی رو داره که اگر بهش آگاهی نداشته باشه و نتونه به سلامت ازش عبور کنه ناگزیر دچار این حالات منفی میشه که تبعات بسیار بدی رو براش در بر خواهد داشت
پس در وهله اول باید بدونیم که همه ما یکبار زندگی میکنیم پس چه بهتره اگر اشتباهی رو دچار میشیم خودمون رو بابتش دایم سرزنش نکنیم و بعبارتی فرصت زندگی رو از خودمون سلب نکنیم
بنابراین بپذیرید که اون زندگی با هر خوب و بدی تموم شده و باید آگاهانه و با استفاده از تجربیات اون در جهت مثبت تلاش کنید موقعیت جدیدی برای ازدواج و تشکیل زندگی ایجاد کنید لازمه اعتماد بنفس خودتون و عزت نفس خودتون در برخورد با افراد رو بیشتر تقویت کنید و حضور فعالی در اجتماع داشته باشید و فرصت معاشرت و آشنایی رو از خودتون نگیرید قطعا که با در نظر گرفتن همه اینها و در آخر با کمک گرفتن از مشاور و شرکت در جلسات حضوری اون و به منظور تقویت مهارت ارتباطی خوندن چندین کتاب و مطالعه در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود
دوست عزیز مشکل شما دقیقا اینجاست که هنوز درگیر گذشته اید و هنوز بعد از این مدت تلاش نکردید فراموش کنید هر کس در زندگی چالش ها و مشکلاتی رو داره که اگر بهش آگاهی نداشته باشه و نتونه به سلامت ازش عبور کنه ناگزیر دچار این حالات منفی میشه که تبعات بسیار بدی رو براش در بر خواهد داشت
پس در وهله اول باید بدونیم که همه ما یکبار زندگی میکنیم پس چه بهتره اگر اشتباهی رو دچار میشیم خودمون رو بابتش دایم سرزنش نکنیم و بعبارتی فرصت زندگی رو از خودمون سلب نکنیم
بنابراین بپذیرید که اون زندگی با هر خوب و بدی تموم شده و باید آگاهانه و با استفاده از تجربیات اون در جهت مثبت تلاش کنید موقعیت جدیدی برای ازدواج و تشکیل زندگی ایجاد کنید لازمه اعتماد بنفس خودتون و عزت نفس خودتون در برخورد با افراد رو بیشتر تقویت کنید و حضور فعالی در اجتماع داشته باشید و فرصت معاشرت و آشنایی رو از خودتون نگیرید قطعا که با در نظر گرفتن همه اینها و در آخر با کمک گرفتن از مشاور و شرکت در جلسات حضوری اون و به منظور تقویت مهارت ارتباطی خوندن چندین کتاب و مطالعه در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود
سلام اگر عدم برقراری ارتباط به خاطر ضعف در اعتماد به نفس و مهارتهای ارتباطی است سعی کنید مهارت ارتباط موثر و روابط بین فردی را بیاموزید یا با مطادعه کتاب یا شرکت در کارگاههای اموزشی یا کمک گرفتن از مشاور،
اگر بعد از جدایی دیگر نمیتوانید به کسی اعتماد کنید در این مورد هم باید درمان بگیرید.
احتمالا شما نشانه های خلق پایین و افسردگی را هم دارید،سعی کنید ورزش کنید،دایره ارتباطی با دوستان را حفظ کنید و تعاملاتی داشته باشید،خودتان را به فعالیتهای مورد علاقه تان سرگرم کنید تا از این خلق پایین فاصله بگیرید.
در مورد رابطه از دست رفته هم سود و زیان کنید که ادامه رابطه در بلندمدت و کوتاه مدت چه معایب و محاسنی داشته؟خودتان را سرزنش نکنید؟نقش و سهم خودتان را در ان اتفاق در نظر بگیرید،رفتارهای ناکارامد در ان رابطه را مورد بازنگری قرار دهید.
ارتباطات اجتماعی تان را گستر ش دهید.
اگر بعد از جدایی دیگر نمیتوانید به کسی اعتماد کنید در این مورد هم باید درمان بگیرید.
احتمالا شما نشانه های خلق پایین و افسردگی را هم دارید،سعی کنید ورزش کنید،دایره ارتباطی با دوستان را حفظ کنید و تعاملاتی داشته باشید،خودتان را به فعالیتهای مورد علاقه تان سرگرم کنید تا از این خلق پایین فاصله بگیرید.
در مورد رابطه از دست رفته هم سود و زیان کنید که ادامه رابطه در بلندمدت و کوتاه مدت چه معایب و محاسنی داشته؟خودتان را سرزنش نکنید؟نقش و سهم خودتان را در ان اتفاق در نظر بگیرید،رفتارهای ناکارامد در ان رابطه را مورد بازنگری قرار دهید.
ارتباطات اجتماعی تان را گستر ش دهید.
سلام دوست گرامی.
نوعی استیصال در نحوه بیان شما حس کردم.
ببینید قبل از اینکه به این فکر کنید چرا نمی تونید با جنسمخالف برای ازدواج ارتباط بگیرید به دوران زندگی خودتون خوب نگاهی بیندازید
ببینید کجاها معقول عمل کردین چه اشتباهاتی در زندگی داشتین
گاهی ما فقط فکر می کنیم که مثلا مشکل ما همینه که نمی تونیم ازدواج کنیم اما درواقع اینمشکل ریشه هایی داره که اونها باید درمان بشن
تا وقتی شما کاملا متوجه اشتباهات ازدواج قبلی نشدین نمی تونید یک رابطه پایدار جدید ایجاد کنید
دقت کنید ممکنه سالها بگذره اما ما هنوز هم ندونیم مشکل کجاست چون از راهش وارد نشدیم
به نظر من این فضا مجال این رو نداره که مشکلتون کاملا برطرف بشه اگه واقعا مستاصل هستین از یک روانشناس به طور حضوری کمک بگیرید.
نوعی استیصال در نحوه بیان شما حس کردم.
ببینید قبل از اینکه به این فکر کنید چرا نمی تونید با جنسمخالف برای ازدواج ارتباط بگیرید به دوران زندگی خودتون خوب نگاهی بیندازید
ببینید کجاها معقول عمل کردین چه اشتباهاتی در زندگی داشتین
گاهی ما فقط فکر می کنیم که مثلا مشکل ما همینه که نمی تونیم ازدواج کنیم اما درواقع اینمشکل ریشه هایی داره که اونها باید درمان بشن
تا وقتی شما کاملا متوجه اشتباهات ازدواج قبلی نشدین نمی تونید یک رابطه پایدار جدید ایجاد کنید
دقت کنید ممکنه سالها بگذره اما ما هنوز هم ندونیم مشکل کجاست چون از راهش وارد نشدیم
به نظر من این فضا مجال این رو نداره که مشکلتون کاملا برطرف بشه اگه واقعا مستاصل هستین از یک روانشناس به طور حضوری کمک بگیرید.
