ناشناس

سوال 993403

سلام من آقا هستم بالای سی و پنج سال یکی دومورد به من معرفی شد که رفتار عجیبی داشتند مثلا یک خانم در جلسه اول موقعی که صحبت پدر مرحومشان که سالها پیش فوت شدند گریه کردند یا یک خانم دیگه صحبت از آرزوی مرگ و چیزهای دیگه میکردند ولی فرداش حالش خوب بود در این جور مواقع خیلی برای طرف دلم میسوزد دوست دارم یه زندگیشون وارد بشم بامحیت روحیه شان را عوض کنم از طرف دیگه میترسم طرف دچار مشکل روحی شده باشد که قابل حل نباشد و زندگی من را هم بهم بزند چون میدانم مشکلات و بیماری‌های روحی به این راحتی وبه این زودی قابل درمان نیستند حالا سوالم اینه اگر طرفم علائمی از افسردگی از خود نشان داد فورا تمام کنم واقعا در این مواقع نمیدونم چکار کنم که سخت گیری هم نکرده باشم در ضمن چون مواردیکه به من معرفی میشوند رنج سنی بالایی دارند اکثرا خاطره بد یا ازدست دادن عزیزان یا شکست عشقی یا به قول خود روانشناسان ترومای روانی در زندگیشون داشته اند میترسم اگر همه را رد کنم مورد ازدواج برای من باقی نماند میتونم امیدوار باشم بعدها در زندگی حالشون بهتر میشود

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
سلام میدونید بزرگترین آسیب های ازدواج پیست؟ ازدوام بر سر ترحم، شما فرشته‌ی نجات کسی نیستید ‌یا پرستار نیستید که بخواید کسی رو خوب‌کنید
دوم ترس از اینکه‌الان‌دارم رد‌میکنم‌نکنه که دیگه‌همینم‌گیرم نیاد همینم باعث‌میشه در نهایت یکی رو انتخاب کنید که پر از مشکله
سوم ، افرادی که مشکلاتی دارن نه این‌ه ازدواج نکنید نه، باید این مشکلات بررسی بشه ریشه شون و حداقل تا زمان بهبود وارد رابطه نشید چون ازدواج هیچ چیزی رو خوب نمیکنه بلکه شرایط الانتون رو و حادتر و بیشترم میکنه
profile-photo
باسلام
دوست عزیز با ترحم و دلسوزی ازدواج نکنید. ازدواج درمانگاه نیست. و شما هم درمانگر نیستید. ازدواج وصلت دو خانواده هست و بعد از ازدواج فرزندی که متولد می شود پدر و مادری با سلامت روان بالا می خواهد.پس یادتان باشد فرزندتان تاوان انتخاب اشتباه شما را ندهد.
ازدواج فراز و نشیب هایی دارد که مشکلات روانشناختی می تواند شرایط را سخت تر کند. اول درمان بعد ازدواج.
گاهی تنهایی بهتر از ازدواج اشتباه و غلط هست. در انتخاب هایتان دقت بیشتری داشته باشید.
profile-photo
درود 🌱
به طور کلی ما انسان‌ها طی ماه و سال، بارها دچار افسردگی می‌شویم. منظور روزهایی است که به شدت خلق‌مان ضعیف بوده و حال و حوصله هیچ چیز را نداریم. اما وقتی صحبت از یک فرد افسرده می‌کنیم، به طور دقیق‌تر منظورمان انسانی است که دچار اختلال افسردگی شده. این افراد به شدت ناامید، بی‌حوصله، بی‌انگیزه و… می‌شوند و البته این حالات را هر روز در زندگی‌شان دارند، نه صرفا بعضی روزها. تا جایی که عملا افسردگی باعث ایجاد اختلال در زندگی فردی و شغلی‌شان می‌شود.
در هر حال، در روانشناسی به شدت توصیه می‌شود هیچ موقع با فردی که به اختلال افسردگی دچار است، ازدواج نکنید. همینطور اگر خودتان دچار این اختلال هستید، به سراغ ازدواج نروید.
البته که به بروز احساسات و هیجانات نمیتوان برچسب افسردگی زد، مثلاً خانومی که برای از دست دادن پدر اشک ریختند، افسرده نیستند و این یک واکنش طبیعی برای اغلب افراد است، اما کسی که آرزوی مرگ دارد، درگیر مشکلات عمیق و بزرگیست.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
سلام یکی از مواردی که جز دلایل نادرست برای انتخاب همسر می باشد همین دلسوزی و ترحم هست،از طرفی اگر فرد مشکلات و اختلالات روانی داشته باشد کار درمانی از طرف شما نمیتونه صورت بگیره شاید در کوتاه مدت یه کم روحیه مثبت ایجاد بشه ولی در بلندمدت خیر،پیشنهاد میشه از مشاور قبل از ازدواج کمک بگیرید برای طی کردن فرایند ازدواج که اگر مشکلات افسردگی و ...وجود داشته باشه توسط ایشون تشخیص گذاشته میشه و پیشنهاد درمان داده میشه
profile-photo
باسلام
دوست گرامی یکی از اشتباه ترین سبک های انتخاب همسر، ازدواج و انتخاب بر اساس ترحم است لذا هرگز به خاطر دلسوزی یا ایجاد تغییر در زندگی کسی، با او ازدواج نکنید
ضمنا انتخاب همسر تنها باید بر اساس تناسب و هماهنگی 70الی 80درصدی باشد
توجه کنید همه انسانها در تمام دوران زندگی خود می توانند آسیب‌های روحی دیده باشند اما یک انسان طبیعی و سالم باید بتواند بعد از مدتی این آسیب‌ها را حل و فصل کند نه اینکه برای مدتی طولانی یا همیشه، درگیر مشکلات و آسیب‌های گذشته باشد
ضمن اینکه فردی که قصد ازدواج دارد، نباید با بیماری وارد جریان انتخاب شود. ابتدا مشکلات باید حل و فصل شود و سپس جهت انتخاب همسر اقدام گردد
انتخاب همسر در هنگام بیماری های عصبی و روحی، بر اساس بررسی و شناخت عمیق نخواهد بود
موفق باشید🎯🎯🎯🎯