ناشناس
سوال 993445
سلام خسته نباشید من خانمی هستم یک ساله ک جدا شدم و یک دختر ۶ ساله هم دارمدوران سوگ بعد از طلاقم طی شده یعنی اون حاال بد و حالات غم و اندوه فراوان رو ندارم دیگه خدارو شکر و فقط برای حدود ۳ تا ۶ ماه اول بود اما باز وقتی یادم میفته اتفاقاتی ک بر من گذشت و ظلم هایی ک دیدم، حالم بد میشه و گریه میکنم و این درصورتیه ک عمق فجایع زندگیه قبلیم یادم میاد و هییچ ارتباطی حتی پیامکی هم با همسر سابقم ندارم نه ایشون رو میبینم و ن میذارم ایشون ملاقات داشته باشه حتی یک پیامک، برای هماهنگیه امور مربوط ب بچه هم پدربزرگ دخترم واسطه ی ماست اما درمورد گذر کامل سوگ طلاقم شک دارم و در این مورد میخوام بیشتر برام توضیح بدین. در حال حاضر هم خاستگاران زیادی داشتم ولی خب رد کردم بنا ب دلایلی ک در معیارهام نبودن. و خیلی سخت گیر تر شدم و نگرانم بابت اینده. فکرم خیلی مشغوله ازدواج مجدده و آیندست طوری ک کارم و کسب درآمدم هم تحت تاثیر قرار گرفته و و نمیتونم متمرکز روی کارم باشم، البته ک چشم انتظاری در برنامه ی همدم و سایر هم در این آشفتگیه ذهنیم بی تاثیر نیست... این ک تنهام و رفیقو مونسی ندارم و زندگیه گذشتم هم علارغم عشق و محبت و پاکی ای ک نثار همسر سابقم کردم شکست خورده خیلی آزار دهندست برام... و ذهنم رو مشغول کرده. واز طرفی نمیخوام خودم درخواست وساطت بدم ب اقایی چون جواب رد گرفتن ب عنوان یک خانوم حالمو خییلی بد میکنهممنون میشم با نکات گوهر بارتون کمکی ب بنده بفرمایید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
4 پاسخسلام و درود
طی کردن روزهای سخت ازدواج و طلاق آن هم باوجود فرزند، شرایط را بسیار برای شما سخت میکند و داشتن حال و روز بد کاملا طبیعیست و اینکه شما آن روزهارا فراموش نکنید یسیار عادی و طبیعیست. اما بخود زمانی برای بازسازی روانی بدهید، باخود شرایطتان را مرور کنید و روشن ترسیم کنید چه کسی با چه ویژگی هایی میخواهید ، مشاور در این بازسازی میتواند راهبرنده باشد
🌱مهسا یوسفپور روانشناس و مشاور خانواده
طی کردن روزهای سخت ازدواج و طلاق آن هم باوجود فرزند، شرایط را بسیار برای شما سخت میکند و داشتن حال و روز بد کاملا طبیعیست و اینکه شما آن روزهارا فراموش نکنید یسیار عادی و طبیعیست. اما بخود زمانی برای بازسازی روانی بدهید، باخود شرایطتان را مرور کنید و روشن ترسیم کنید چه کسی با چه ویژگی هایی میخواهید ، مشاور در این بازسازی میتواند راهبرنده باشد
🌱مهسا یوسفپور روانشناس و مشاور خانواده
باسلام
دوست عزیز شما سالها زندگی مشترک داشته اید و قطعا آسیب ها و روزهای سخت فراموش یا پاک نمی شوند، فقط به این پذیرش می رسید که بخش مهمی از زندگی شما به این صورت سپری شده و حالا باید برای حال بهتر خودتون و انتخاب های بهتر تلاش کنید. شاید بهتر باشد چند جلسه مشاوره داشته باشید تا به شما کمک شود که روی دو مرحله اخر یعنی واقعی بینی و پذیرش بیشتر کار شود.
در کنار کار حتما فعالیت های جدید را در دایره زندگی خودتان اضافه کنید.ورزش، یادگیری موسیقی، هنر و.. معاشرت با دوستان یا تورهای طبیعت گردی می تواند کمک کننده باشد.
معیارهایتان برای ازدواج را بررسی کنید بدون درنظر گرفتن معیارهایتان وارد رابطه جدید نشوید و عجله نکنید.
دوست عزیز شما سالها زندگی مشترک داشته اید و قطعا آسیب ها و روزهای سخت فراموش یا پاک نمی شوند، فقط به این پذیرش می رسید که بخش مهمی از زندگی شما به این صورت سپری شده و حالا باید برای حال بهتر خودتون و انتخاب های بهتر تلاش کنید. شاید بهتر باشد چند جلسه مشاوره داشته باشید تا به شما کمک شود که روی دو مرحله اخر یعنی واقعی بینی و پذیرش بیشتر کار شود.
در کنار کار حتما فعالیت های جدید را در دایره زندگی خودتان اضافه کنید.ورزش، یادگیری موسیقی، هنر و.. معاشرت با دوستان یا تورهای طبیعت گردی می تواند کمک کننده باشد.
معیارهایتان برای ازدواج را بررسی کنید بدون درنظر گرفتن معیارهایتان وارد رابطه جدید نشوید و عجله نکنید.
باسلام
کاربر عزیز با توضیحاتی که فرمودید، اینطور به نظر میرسه اتفاقا تنها مراحلی از دوره سوگ برای شما طی شده، اینکه از یک ازدواج ناموفق خارج شدید خودش یک موفقیت محسوب میشه اما لازمه که بعد از اون بتونید با شکست ها و واقعیت های تلخ هم کنار بیاید، بپذیریدشون و برای اون ها معنایی پیدا کنید، و یا حتی به مرحله بخشش برسید، در حدی که توان روبرو شدن با اون آقا که به هرحال بخشی از گذشته شما با ایشون طی شده و در حال حاضر پدر فرزندتون هستن با کمترین احساس فشاری و بدون واسطه ایجاد بشه و راجبه مسائل فرزندتون تعامل کنید. بتونید برای آنچه به شما گذشته به یک جواب قاطع برسید که با مرور اون جواب، گریه و اشکاتون در جا قطع بشن. درسته حتما شرایط سختی بوده و حتما هم تلاش هایی در جهت بهبودی انجام دادید اما گویا کافی نبودند و بیشتر فقط اون دور بودن و زمان خوردن باعث آروم شدنتون شده اما هنوز اون آسیب پذیریه در وجودتون هست.
به همین جهت خدمتتون توصیه میکنم در صورت امکان فشارها رو بپذیرید و خودتون با جسارت و مستقیما با همسر سابقتون در مورد فرزندتون در ارتباط باشید و وقتی دیدید بدون هیچ حس منفی میتونید با ایشون تعامل کنید، اینجا اون نقطه ای هستش که شما خودتون آمادگی ورود به یک رابطه جدید رو خواهید داشت. انشاله در این زمان اگر مورد مناسبی وجود داشت با تمرین مهارت های جرات ورزی حتما پیشنهاد و درخواستتون رو مطرح کنید و بدون اینکه تصور کنید شانیت خودتون به خطر میافته، برای دیگران هم حقِ دادنِ جواب منفی و یا مثبت قائل باشید. فراموش نکنید هرکسی برای خودش دلایل و ملاک هایی میتونه داشته باشه و جواب رد شنیدن نباید باعث بشه شما حس و یا ارزش گذاری منفی روی خودتون داشته باشید.
همچنین توصیه میکنم برای ازدواج مجدد به هیچ وجه تعجیل نکنید و اجازه ندید فکر ازدواج و گیر کردن بین انتخاب هایی که میتونید داشته باشید و فشار تصمیم گیری در این مورد، به صورت غیرمستقیم باعث بشه تلاش برای رسیدن به اهداف دیگر زندگیتون و کار و تفریحتون مختل و یا فراموش بشه.
سعی کنید فعلا روابط با انسان های امن، بیشتر برقرار کنید و به جای پر کردن تنهاییتون با ازدواج کردن ارتباطات دیگرتون رو گسترش بدید. این به افزایش اعتماد به نفس و تقویت مهارت های ارتباطی شما و تجربه شادکامی کمک بیشتری خواهد کرد.
موفق باشید
مشاور و روانشناس💭
کاربر عزیز با توضیحاتی که فرمودید، اینطور به نظر میرسه اتفاقا تنها مراحلی از دوره سوگ برای شما طی شده، اینکه از یک ازدواج ناموفق خارج شدید خودش یک موفقیت محسوب میشه اما لازمه که بعد از اون بتونید با شکست ها و واقعیت های تلخ هم کنار بیاید، بپذیریدشون و برای اون ها معنایی پیدا کنید، و یا حتی به مرحله بخشش برسید، در حدی که توان روبرو شدن با اون آقا که به هرحال بخشی از گذشته شما با ایشون طی شده و در حال حاضر پدر فرزندتون هستن با کمترین احساس فشاری و بدون واسطه ایجاد بشه و راجبه مسائل فرزندتون تعامل کنید. بتونید برای آنچه به شما گذشته به یک جواب قاطع برسید که با مرور اون جواب، گریه و اشکاتون در جا قطع بشن. درسته حتما شرایط سختی بوده و حتما هم تلاش هایی در جهت بهبودی انجام دادید اما گویا کافی نبودند و بیشتر فقط اون دور بودن و زمان خوردن باعث آروم شدنتون شده اما هنوز اون آسیب پذیریه در وجودتون هست.
به همین جهت خدمتتون توصیه میکنم در صورت امکان فشارها رو بپذیرید و خودتون با جسارت و مستقیما با همسر سابقتون در مورد فرزندتون در ارتباط باشید و وقتی دیدید بدون هیچ حس منفی میتونید با ایشون تعامل کنید، اینجا اون نقطه ای هستش که شما خودتون آمادگی ورود به یک رابطه جدید رو خواهید داشت. انشاله در این زمان اگر مورد مناسبی وجود داشت با تمرین مهارت های جرات ورزی حتما پیشنهاد و درخواستتون رو مطرح کنید و بدون اینکه تصور کنید شانیت خودتون به خطر میافته، برای دیگران هم حقِ دادنِ جواب منفی و یا مثبت قائل باشید. فراموش نکنید هرکسی برای خودش دلایل و ملاک هایی میتونه داشته باشه و جواب رد شنیدن نباید باعث بشه شما حس و یا ارزش گذاری منفی روی خودتون داشته باشید.
همچنین توصیه میکنم برای ازدواج مجدد به هیچ وجه تعجیل نکنید و اجازه ندید فکر ازدواج و گیر کردن بین انتخاب هایی که میتونید داشته باشید و فشار تصمیم گیری در این مورد، به صورت غیرمستقیم باعث بشه تلاش برای رسیدن به اهداف دیگر زندگیتون و کار و تفریحتون مختل و یا فراموش بشه.
سعی کنید فعلا روابط با انسان های امن، بیشتر برقرار کنید و به جای پر کردن تنهاییتون با ازدواج کردن ارتباطات دیگرتون رو گسترش بدید. این به افزایش اعتماد به نفس و تقویت مهارت های ارتباطی شما و تجربه شادکامی کمک بیشتری خواهد کرد.
موفق باشید
مشاور و روانشناس💭
باسلام
دوست گرامی طبیعتا پشت سر گذاشتن یک دوران سخت، بدون تاوان نخواهد بود
قطعا شما تا آخر عمر آن روزها را فراموش نمی کنید اما باید کم کم بیاموزید و با خودتان تمرین کنید که از بار هیجانی آن خاطرات بکاهید یعنی بتوانید با مرور آن روزها، دیگر هیجانی نشده و دجار گریه و... نگردید
🌻توصیه جدی دارم قبل از هر اقدامی حتما با یک مشاور امین، چند جلسه گفتگو داشته باشید تا از شدت هیجانات منفی تان کاسته شود
همین گفتگو با یک متخصص، حجم زیادی از مشکلات را تسکین می دهد
در ضمن منطقی است که حتما معیارهای ازدواج تان را با مشاور چک کنید تا مبادا دچار تندروی و اشتباه نشوید
🌻نکته دیگر اینکه حتما در مورد معیارهای ازدواج و انتخاب همسر، زیاد مطالعه کنید
مراحل بالا را طی کنید، به ثبات هیجانی هم برسید، سپس برای ازدواج مجدد، اقدام کنید
موفق باشید🎯🎯🎯🎯
دوست گرامی طبیعتا پشت سر گذاشتن یک دوران سخت، بدون تاوان نخواهد بود
قطعا شما تا آخر عمر آن روزها را فراموش نمی کنید اما باید کم کم بیاموزید و با خودتان تمرین کنید که از بار هیجانی آن خاطرات بکاهید یعنی بتوانید با مرور آن روزها، دیگر هیجانی نشده و دجار گریه و... نگردید
🌻توصیه جدی دارم قبل از هر اقدامی حتما با یک مشاور امین، چند جلسه گفتگو داشته باشید تا از شدت هیجانات منفی تان کاسته شود
همین گفتگو با یک متخصص، حجم زیادی از مشکلات را تسکین می دهد
در ضمن منطقی است که حتما معیارهای ازدواج تان را با مشاور چک کنید تا مبادا دچار تندروی و اشتباه نشوید
🌻نکته دیگر اینکه حتما در مورد معیارهای ازدواج و انتخاب همسر، زیاد مطالعه کنید
مراحل بالا را طی کنید، به ثبات هیجانی هم برسید، سپس برای ازدواج مجدد، اقدام کنید
موفق باشید🎯🎯🎯🎯



