ناشناس

سوال 993468

سلام و درود من همون خانمی هستم در مورد گذر مراحل سوگ بعد از طلاق سوال پرسیدم... حقیقتا همسر سابق من شخص نرمالی نیست و در ملاقات بابنده قطعا ایجاد مزاحمت میکنن. مثلا بارها پبام فرستادن ک من اون طلاق رو قبول ندارم برگرد سر زندگیت ما هنوز زنو شوهریم طلاق رسمی و شرعی و ثبت شدست ولی ایشون همچنان اذیت میکنه. و درگیر بیماریه روانیه اسکیزوفرنی هست و خب من ایشون رو خییلی دوست داشتم سالهای سال با وجود رفتار های عجیبش تحملش کردم و بهش عشق دادم. و حتی ایشون خیانت کرد چندین و چندبار در حالیه ک من از نظر اندام و ظاهری و مسائل خاص براشون چیزی کم نمیذاشتم.. معتقد ب چند همسری بود و... و قطعا در ملاقات حضوری تماام اینها از ذهنم عبور میکنه حتی اگر ده سال هم بگذره این ضربه ی عاطفی حل نمیشه... و فقط میشه باهاش کنار اومدو ایشون درملاقات حضوری در مورد بچه هم درخواست ازدواج مجدد با من رو مطرح میکنه و اصلا ب اصل موضوع یعنی مسایل مربوط ب فرزند نمیپردازه و منو ازار میده. بهترین گزینه برام همین ملاقات نکردن و ارتباط با واسطست

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
باسلام
مهم ترین علائم اسکیزوفرنی توهم و هذیان هست. ایشان باید تحت نظر روانپزشک باشند.
امید به درمان کامل نداشته باشید. و اگر نمی خواهید برگردید حتما به خانواده ها هم اعلام کنید. و در صورت مزاحمت از طریق واسطه فرزند را ببرید.
profile-photo
سلام مسلما زندگی با فردی که اسکیزوفرن می باشد سختی های زیادی را داشته است چون این افراد رفتارهای عجیب،توهم و هذیان دارند.اگر قصد ازدواج مجدد ندارید کلیه راههای ارتباطی با ایشان را قطع کنید حتی خط تلفن تان را عوض کنید و اگر شرایطی عوض نشده پس چرا جدا شدید که بخواهید برگردید؟شرایط را سود و زیان کنید.سود رابطه مجدد و زیان رابطه مجدد،در مورد شرایط فرزند هم میتوانید با واسطه ای ارتباط داشته باشید و مسائل فرزند مطرح بشه
profile-photo
باسلام
کاربر عزیز ممنون بابت توضیحاتی که مجدد فرمودید. با توجه به این مطالب، شما حتما شرایط سختی رو گذروندید و از این بابت متاسفم و امیدوارم همدردی بنده رو بپذیرید.
اگر ایشون همچین تشخیص اثبات شده ای براشون مطرح هستش پس گویا با اقدامات قانونی میشه که کاملا حضانت فرزندتون در اختیار شما باشه، اون موقع میتونید بفرمایید که به علت آزار و اذیتی و تهدیدی که این ارتباط میتونه داشته باشه، من ازش دوری میکنم، مگر اینکه گواهی پزشک و تاییدیه از مرجع قانونی بیارن که بهبود پیدا کردن. بحث بنده این هستش که اگر مصداق سوگ مطرح هستش، پس در پایان شما باید به یک آرامش رسیده باشید. من عرض کردم شما به یک معنا از اون درد و رنج رسیده باشید، به یک جواب قاطع، به یک پذیرش، البته قبول دارم که کار شما بسیار سخته و درد و رنجی که متحمل شدید زیاد بوده اما با توضیحی که فرمودید و تشخیصی که مطرح کردید، می شه راحتتر اتفاقات و کارهایی که ایشون انجام دادن رو هضم کرد. تلاش بنده در جهت این هستش که خودتون به این قطعیت برسید این دوری کردن، این فشار برای انتخاب همسر و ازدواج کردن، راهکار شما برای طفره رفتن از مواجهه و پذیرش آنچه بر شما گذشته نباشه. چون اگر اینطور باشه همچنان گریه ها و آسیب پذیریه میتونه ادامه پیدا کنه.
در ادامه مجدد توصیه می کنم مواردی که در سوال قبلی خدمتتون عرض کردم رو اندکی روش تامل بفرمایید. موفق باشید
مشاور و روانشناس💭
profile-photo
سلام و درود
فردی که دچار اختلال روانی، آن هم، اختلال اسکیزوفرنی هست، دچار توهم و هذیان میباشد، او آنچه میگوید و رفتار میکند را باور دارد و این هذیان چیزی نیست که تغییر کند یا در دست و اختیار خودش باشد پس اگر قول تغییر میدهد هم ، امیدی به صحبتها یا وعده هاش نیست. و اگر قصد برگشت دارید باید ببینید چه چیزی تغییر کرده که قبلا اینطور نبوده.... و اگر قصد برگشت ندارید قاطع با خانواده اش صحبت کنید و تمام راه های ارتباطی را قطع کرده و حتی اگر لازم شد از مجاری قانونی برای برخورد با او اقدام کنید
🌱مهسا یوسف‌پور روانشناس و مشاور خانواده
profile-photo
درود 🌱
وقتی به همسر سابقتان علاقه‌ای ندارید، باید این موضوع را شفاف و روشن به او بگویید، اشاره کردید ایشان دچار اختلال روانی هستند، پس به خانواده ی ایشان بگویید.هم برای حفظ امنیت خودتان و هم برای احترام گذاشتن به ایشان، در نهایت صداقت و روراستی با خانواده سان صحبت کنید.
حتی اگر او با پیغام، تماس و ملاقات های رو در رو شما را کلافه کرده است، نظرتان را عوض نکنید. وقتی نمی خواهید همسرش باشید، اجازه ندهید ارتباط شما ادامه پیدا کند. موضع خودتان را تغییر ندهید تا او انتظارات بیجایی در آینده نداشته باشد.
اجازه ندهید فرصت هایی که برایتان پیش می آید به راحتی از دست برود. سعی کنید کارهایی را که دوست می دارید و مدتی است که انجام نداده اید را مجددا انجام دهید؛ انجام این گونه فعالیت ها حس و حال خوبی به شما خواهد داد.روی ملاک هایتان برای ازدواج مروری داشته باشید و تلاش کنید که این بار منطقی تر و عاقلانه تر ملاک های خودتان را تنظیم کنید.سعی کنید در زمان حال زندگی کنید و با مدیریت ذهن تان اجازه ندهید که فکرهای گذشته، آینده تان را نابود کند.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱