ناشناس

سوال 993508

سلام من اقا ۳۱ساله هستم سن پاین سن پایین ازدواج کردم و دوتا بچه پسر دارم ی‌خواستم بگم من هنوز گاهی اوقات عنی بیشتر اوقات به همسرم فکر می‌کنم دو سالی میشه گذشته ولی خب می‌دونم چرا هنوز بهش فکر می‌کنم یلی اذیتم می‌کنه اصلاً نمی‌تونم به کسی دیگه فکر بکنم ولی اون اصلاً براش هم نمی‌دونم والا دیگه چیکار باید بکنم که فکرشو سرم بره بیرون بتونم به زندگیم ادامه بدم چون خیلی واقعاً فکر کردن بهش اذیتم می‌کنه چند بار فکر خودکشی زده به سرم دو سال میشه از طلاقمون گذشته ولی هنوز همون حس روز اولو دارم نمی‌دونم باید چیکار بکنم تا فکر کردم بهش از سرم بپره ا بتونم به موقعیت‌های دیگه زندگیم فکر کنم من احساس می‌کنم منو دعا خور کرده لطفاً کمک کنید تا ببینم چگونه می‌تونم فکرشو از سرم بیرون کنم و به موقعیت‌های دیگه برای ازدواج فکر کنم مرسی

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

7 پاسخ
profile-photo
با سلام، تا یک زمانی این احساسات طبیعیه و هرچقدر که از این احسلسات بیشتر فرار کنید یعنی‌بیشتر از‌اینکه‌پرا‌حالم بده‌چرا بهش فکر‌میکنم‌چرا از یادم نمیره بیشتر اون افکار‌در ذهن شما ایجاد خواهد شد، چیزی‌که وجود‌ داره اینه‌ که‌ ، شما یک احساس ناتوانی و ضعیف بودن‌از‌لحاظ احسلسی و غیره‌درونتون شکل‌پیگیره در‌این‌اوقات فقط باید به‌احساساتتون بها بدید اشکالی‌ نداره‌که‌از‌ذهنتان بیرون نمیاد چون این قسمت بخشی از زندگی شماست و وقتی به انساساتتون بها میدین‌و با‌احساساتتون در یک‌جریان حرکت میکنید‌ بعد از‌مدتی خواهید شاهد روند‌بهبود خود شوید
profile-photo
سلام و عرض ادب خدمت شما دوست بزرگوار
کاملا مشخص است که از لحاظ روحی در شرایط سختی قرار دارید .
امیدوارم نکته های زیر بتواند برایتان راهگشا باشد:
1-زندگی مشترکی که ثمره اش دو فرزند هستند و به جدایی ختم شده است ، فراموش کردنش امکان‌پذیر نیست زیرا شما به واسطه ی بچه ها با یکدیگر ارتباط خواهید داشت و قطع رابطه به طور کامل امکانپذیر نیست؛ همین مساله کار را برای شما سخت تر می کند.
پس به دنبال فراموشی به طور کامل و صد درصد نباشبد، بیشتر به دنبال پذیرش این اتفاق(‌ جدایی) باشید.
۲- زمانی که‌‌ ما در زندگی با پدیده ی جدایی مواجه می شویم‌ ، در واقع دچار سوگ می شویم، دقیقا مانتد زمانی که عزیزی را به واسطه ی مرگ از دست می دهیم.
بیشتر افراد نهایتا بعد از یکسال می توانند از سوگ خود عبور کنند ، به پذیرش و سازگاری برسند و به زندگی و روال قبلی خود بازگردند.برخی افراد ( مثل شما) به دلایل ویژگیهای شخصیتی، روانی ، محیطی و... در سوگ خود گیر می کنند و هر چه دست و ما می زنند ، نمی توانند به سازگاری برسند.متاسفانه با گذر زمان هم معجزه ای رخ نمی دهد.این افراد حتما باید از کمکهای تخصصی روانپزشکی و روانشناسی استفاده کنند.یعنی باید دستشان را در دست یک روانشناس بگذارند و با کمک او برای بهبودی خود تلاش کنند.
عاطفه یزدی/ روانشناس
profile-photo
درود 🌱
تجربه جدایی دردناک است زیرا به معنی از دست رفتن رؤیاها، رابطه و تعهداتی است که دو فرد نسبت به یکدیگر داشته‌اند. ما هنگام پایان رابطه ، غم، اضطراب و ناامیدی بسیار زیادی را تجربه می کنیم.
به یاد داشته باشید که احساس کمبود کردن پس از جدایی امری طبیعی است. شما بدون فردی که واقعاً برایتان مهم بوده است، به زندگی ادامه می‌دهید.
جدا از درگیر شدن در حلقه غم و اندوه جدایی ، بدترین چیزی که می‌توانید انجام دهید، این است که وقت کافی صرف سوگواری قطع رابطه خود نکنید.
بسیاری از مردم به شما توصیه می‌کنند که «دوباره به زندگی بازگردید» اما این کار اغلب خلأ ایجاد می‌کند که به‌موجب آن، نمی‌توانید احساسات و عواطف مرتبط با جدایی و قطع رابطه را به‌طور کامل پردازش نمایید و این موضوع در آینده گریبان گیر شما خواهد شد.
همچنین، این موضوع ممکن است باعث شود تا شما به‌عنوان یک راه‌حل فوری وارد شروع رابطه جدیدی شوید و به این طریق، واکنش دوپامینی که موجب درد و رنج ناشی از جدایی و قطع رابطه می‌شود را تسکین دهید.به خود زمان دهید وقتی آماده بودید، به زندگی برگردید.
از نظر روانشناسی، روند بهبود و کسب آمادگی ذهنی برای شروع رابطه مجدد زمان‌بر است؛ وقتی یکی از درهای خوشبختی بسته می‌شود، در دیگری بازمی‌گردد؛ اما ما اغلب آن‌قدر به در بسته نگاه می‌کنیم که دری که برایمان بازشده را نمی‌بینیم.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست🌱
profile-photo
باسلام
دوست عزیز برای شرایطی که سپری می کنید متاسف هستم. شما دوره سوگ بعد از جدایی را به تنهایی نتوانستید سپری کنید.باید بدانید فراموش کردن همسر سابق یا زندگی مشترک سابق غیرممکن هست شما فقط یادمی گیرید که چطور با طلاق کنار بیایید و به روتین زندگی برگردید.
با توجه به افکار خودکشی توصیه اکید دارم به روانشناس مراجعه کنید تا در این شرایط بهترین کمک را به شما داشته باشند.
با سرزنش خودتان فقط افکار منفی را تقویت می کنید و شرایط را برای خودتان سخت تر. پس با خودتان مهربان باشید. معاشرت با آدم های امن را داشته باشید.
مواجهه، درک و پذیرش احساسات قدم اول بهبود در مقابله با چالش های احساسی است.
profile-photo
سلام اگر فکر میکنید امکان بازگشت همسرتان وجود دارد تلاش کنید برای برگشت ایشان،اگر فکر میکنید امکان برگشت وجود ندارد باید این افکار را سود و زیان کنید.چه اسیب هایی به شما میزند.سوگ پس از جدایی در هر فردی بسته به کیفیت رابطه،دلیل جدایی،ویژگیهای شخصیتی و ...مدتی به طول می انجامد.فعالیتهای مورد دلخواهتان را بیشتر انجام دهید،زمانی را با دوستانتان بگذرانید،ورزش کنید.
در مورد افکار خودکشی حتما از یک مشاور کمک بگیرید شاید احتیاج به دارودرمانی و رواندرمانی همزمان باشد.
profile-photo
سلام و درود
این احساس بعد از جدایی تا مدتها بسته به روحیات و تاب آوری فرد امری طبیعیه اما چیزی که مهمه پذیرش .‌‌‌‌و آگاهی شما نسبت به شرایط بوجود اومده اس شما به هر دلیلی خواسته یا ناخواسته جدا شدید و به تبع این جدایی دوره ای رو تجربه میکنید که در علم روانشناسی به اون میگن سوگ در این مرحله فرد تمامی این احساسات رو تجربه می‌کنه انکار خشم چانه زنی (یعنی همینی که شما در حال تجربه اون هستید و مدام میخواهید به گذشته برگردید)
پس چیزی که مهمه سعی کنید این دوره رو بسلامت پشت سر بگذارید با پذیرش تمام این حالات و احساسات که با رعایت یسری نکات میشه امیدوار بود که شما به حالت عادی زندگی برگشتیداز نشخوار ذهنی راجع به اتفاقات گذشته اعم از مثبت و منفی پرهیز کنید و بپذیرید این بخشی از زندگیه شما بوده که تموم شده و اون رو تبدیل به تجربه ای برا آینده کنید میتونید با انجام چند کار ساده به این هدف برسید مرتب ورزش کنید و تمرین ذهن آگاهی و مراقبه کنیدبه هنگام هجوم این افکار اونها رو یادداشت کنید که این خودش به تحلیه ذهنی و روانی شما کمک شایانی می‌کنه


بهره بردن از لذت ها روزانه اعم از فیلم دیدن چرخش در طبیعت و معاشرت دوستانه ... خوندن کتاب و...
شاید در آغاز کمی سخت بنظر بیاد اما اگر همه اینها رو به شکل روتین روزانه در زندگیتون قرار بدید اونوقت خواهید به مرور چه تاثیر مثبتی در زندگی شما خواهد داشت و به شما در جهت پذیرش و خود آگاهی بیشتر کمک خواهد کرد
profile-photo
باسلام
دوست گرامی به هر حال این خانم بخش مهمی از زندگی گذشته شما را به خود اختصاص داده و فراموش کردن کلی ایشان تقریبا غیر ممکن است
یعنی شما باید بپذیرید که این اتفاق نمی افتد یعنی فراموشی کامل ممکن نیست بلکه شما باید سعی کنید صرفا بار هیجانی خاطرات ایشان را در ذهن تان از بین ببرید
این مساله نیز هم نیاز به مرور زمان دارد و هم تلاش خودتان
🌷تبصره:اگر هنوز نسبت به ایشان احساس تعلق خاطر مثبت دارید و فکر می کنید امکان از سر گیری روابط، وجود دارد با کمک و نظر مشاوره حضوری در این زمینه اقدام کنید
گاه با رفع مشکلات ارتباطی، می توان یک ازدواج از دست داده را نجات داد
📌اما در کل اگر فکر می کنید هیچ راه برگشتی نیست برای رفع درگیری ذهنی تان با این خانم باید 👇
✅باور کنید زندگی مشترک تان از دست رفته، پذیرش این مساله کمک می کند که کمتر به مرور گذشته بپردازید
✅حتما به اندازه کافی برای زندگی از دست رفته تان سوگواری کنید، این سوگواری به پذیرش این مساله و رها کردن گذشته بسیار کمک می کند
در این راستا حتما از مشاوره حضوری کمک بگیرید
✅به زندگی تان معنا دهید
برای این منظور حتما👇
📌ارتباط با افراد جدید برقرار کنید و در کل ارتباطات اجتماعی تان را زیاد کنید
📌مسوولانه زندگی کنید یعنی بپذیرید که شما مسول تمام اتفاقات زندگی تان هستید لذا جوری زندگی کنید که در آینده احساس گناه نکرده و از تمام توانمندی های خود استفاده کنید
📌از انفعال دست بر داری و سعی کنید طرح ها و بر نامه های جدید برای زندگی تان داشته باشید در کل سعی کنید به زندگی تان موج و هیجان جدید دهید
📌نوع دوستی تان را تقویت کنید و به حس و حال اطرافیان تان خصوصا فرزندانتان حساس باشید
📌سعی کنید بهانه های کوچک و لذت بخش برای خودتان ایجاد کنید مانند وقت گذاشتن بیشتر برای فرزندان، تجربه روابط جدید با دوستان جدید و...
🌷اگر سعی کنید حال و هوای زندگی تان را تغییر دهید، رها کردن گذشته و بازگشتن به حالت عادی زودتر رخ می دهد و حتی می توانید کم کم به فکر ازدواج مجدد هم باشید
موفق باشید🎯🎯🎯