ناشناس
سوال 993578
سلام دختری هستم 23ساله مادر پدرم وقتی ۸سالم بود از هم جداشدند و خیلی زود ب بلوغ فکری رسیدم. پدرم ادم روانپریشی بود و مدام منو مادرمو کتک میزد یک برادر دارم ک ۹ سال از خودم بزرگ تر است و او هم از همسرش جدا شده است. زمان ۱۷سالگیم با اقایی وارد رابطه شدم ک از نظر شخصیتی ب پدرم خیلی شباهت داشت و من به طور ناخاسته وابسته و عاشق اون اقا شدم بعد گذشت ۳سال احساسات من به اون اقا سرد تر شد و در نتیجه یک سال بعد زمانی ک اون اقا شیفته من شده بود من ایشون رو ترک کردم و طی همه این اتفاقات من خیلی از ازدواج ترسیده شده ام و تنهایی رو ترجیح میدم از طرفی هم شرایط زندگیم سخته و دوست دارم ک خانواده خودم رو داشته باشم از طرف دیگر هم دکتر بهم گفته ک باید هر چه سریع تر ازدواج کنم و بچه دار شوم. چکار کنم ک بتونم تصمیم درستی بگیرم و با ترسم مواجه شم و این ذهنیت رو تغییر بدم ؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
7 پاسخسلام و وقت به خیر
یکی از پیامدهای وارد شدن در رابطه در دوران نوجوانی ، این موضوع است که نوجوان تحت تاثیر هیجانات خود وارد رابطه و عشق آتشین می شود و چون این هیجانات گذرا هستتد، بعد از مدتی آن عشق آتشین، خاموش می شود و رو به افول میرود.
در ادامه به چند نکته در قالب سوال اشاره میکنم:
۱- پزشک شما بر چه مبنا و اساسی ، ازدواج و بچه دار شدن را برای شما تجویز کرده است؟
2- آیا همچنان مانند گذشته ، این تعجیل و شتاب شما برای ازدواج از سر هیجانات تان نیست؟
3- آیا فکر می کنید ازدواج، راه حل مناسبی برای رهایی از شرایط دشوار فعلی تان است؟اگر اینگونه تصور می کنید ، باید بگویم : نگاهتان به ازدواج واقع بینانه نیست ؛ ازدواج نه آسایشگاه است و نه درمانگاه.
۴-چگونه با وجود آسیبهای کودکی و مسائل روانی حل نشده ای که در زندگی تجربه کرده اید ؛ میخواهید همسر و مادرِ خوب، شاد، موفقی باشید؟
۵- آیا بهتر نیست برای بهتر شدن وضعیت روانی تان، به جای ازدواج ، مشاوره ی فردی دریافت کنید و با کمک روانشناس ، زخمهای روانی تان را بهبود بخشید؟
و نکته ی اخر اینکه نیرو و انرژی جوانی ات را جهت رشد شخصی ، کسب حرفه و شغل ، روابط سالم، دوستان خوب، تفریح، یادگیری، هنر و ...متمرکز کن و به سوی قوی شدن قدم بردار.
عاطفه یزدی
یکی از پیامدهای وارد شدن در رابطه در دوران نوجوانی ، این موضوع است که نوجوان تحت تاثیر هیجانات خود وارد رابطه و عشق آتشین می شود و چون این هیجانات گذرا هستتد، بعد از مدتی آن عشق آتشین، خاموش می شود و رو به افول میرود.
در ادامه به چند نکته در قالب سوال اشاره میکنم:
۱- پزشک شما بر چه مبنا و اساسی ، ازدواج و بچه دار شدن را برای شما تجویز کرده است؟
2- آیا همچنان مانند گذشته ، این تعجیل و شتاب شما برای ازدواج از سر هیجانات تان نیست؟
3- آیا فکر می کنید ازدواج، راه حل مناسبی برای رهایی از شرایط دشوار فعلی تان است؟اگر اینگونه تصور می کنید ، باید بگویم : نگاهتان به ازدواج واقع بینانه نیست ؛ ازدواج نه آسایشگاه است و نه درمانگاه.
۴-چگونه با وجود آسیبهای کودکی و مسائل روانی حل نشده ای که در زندگی تجربه کرده اید ؛ میخواهید همسر و مادرِ خوب، شاد، موفقی باشید؟
۵- آیا بهتر نیست برای بهتر شدن وضعیت روانی تان، به جای ازدواج ، مشاوره ی فردی دریافت کنید و با کمک روانشناس ، زخمهای روانی تان را بهبود بخشید؟
و نکته ی اخر اینکه نیرو و انرژی جوانی ات را جهت رشد شخصی ، کسب حرفه و شغل ، روابط سالم، دوستان خوب، تفریح، یادگیری، هنر و ...متمرکز کن و به سوی قوی شدن قدم بردار.
عاطفه یزدی
با سلام
دو بال براییک ازدواج موفق لازم هست
احساسات و منطق
اما چگونه این دو را با هم همسو کنیم؟
در این همسویی احساساتی قابل توجه هست که با مدیریت منطق حرکت کند. لذا عاشق شدن و وابستگه شدن بدون دلایل منطقی ممنوع است در غیر این صورت پشیمانی زددهنگام به همراه دارد.
زمانی باید احساس مثبت شکل بگیرد که تناسب وجود داشته باشد معیارهای ما را در حیطه های مختلف تامین کند و ..
شباهت به پدر داشتن، علاقه داشته به شما و ... دلایل منطقی نیستند. پس ابتدا معیارهای مناسبی را با کمک یک مشاور انتخاب کنید و سپس بر اساس آن همسرآینده را برگزینید.
دو بال براییک ازدواج موفق لازم هست
احساسات و منطق
اما چگونه این دو را با هم همسو کنیم؟
در این همسویی احساساتی قابل توجه هست که با مدیریت منطق حرکت کند. لذا عاشق شدن و وابستگه شدن بدون دلایل منطقی ممنوع است در غیر این صورت پشیمانی زددهنگام به همراه دارد.
زمانی باید احساس مثبت شکل بگیرد که تناسب وجود داشته باشد معیارهای ما را در حیطه های مختلف تامین کند و ..
شباهت به پدر داشتن، علاقه داشته به شما و ... دلایل منطقی نیستند. پس ابتدا معیارهای مناسبی را با کمک یک مشاور انتخاب کنید و سپس بر اساس آن همسرآینده را برگزینید.
باسلام
دوست عزیز تشخیص پزشک شما برای عجله در ازدواج چیست؟
برای ازدواج تمایل، کشش، آشنایی و شناخت و آمادگی مهم هست. ازدواج فقط فرزندآوری نیست.
ازدواج نیازمند بلوغ فکری هست. ازدواج مسئولیت پذیری می خواهد.
برای ازدواج باید مهارت های ارتباطی و زندگی را یادبگیرید. آسیب های گذشته را به کمک روانشناس درمان کنید . تا زمانی که ترس خود را درمان نکرده اید آمادگی ازدواج ندارید و ممکن هست انتخابی شبیه پدرتون داشته باشید.
دوست عزیز تشخیص پزشک شما برای عجله در ازدواج چیست؟
برای ازدواج تمایل، کشش، آشنایی و شناخت و آمادگی مهم هست. ازدواج فقط فرزندآوری نیست.
ازدواج نیازمند بلوغ فکری هست. ازدواج مسئولیت پذیری می خواهد.
برای ازدواج باید مهارت های ارتباطی و زندگی را یادبگیرید. آسیب های گذشته را به کمک روانشناس درمان کنید . تا زمانی که ترس خود را درمان نکرده اید آمادگی ازدواج ندارید و ممکن هست انتخابی شبیه پدرتون داشته باشید.
درود 🌱
یكی از مسائلی كه بعد از پایان رابطه باید به آن نگاه كرد، این است كه چرا یك رابطه ی عاطفی به جدایی ختم شده است. اگر قرار باشد در انتخابهای بعدی شك، تردید و ترس را در زندگی راه داد، به طور قطع این رابطه با زندگی نیز با شكست و مشكلاتی همراه میشود كه فرد را به بنبست میرساند.
باید نگاهتان به زندگی عادی باشد و شكست گذشته را یك درس و تجربه تلقی كنید تا كمتر دچار آسیب شوید، بازگشت به ارتباط دوباره در شرایطی مهیا میشود كه تفاوتهای رفتاری با فرد مقابل را آگاه شوید و با فراموش كردن خاطرات تلخ گذشته به زندگی جدیدتان فكر كنید.
بهتر است خود را خیلی درگیر آنچه قرار است در آینده اتفاق بیفتد نكنید و عملكردهای مثبت داشته باشید، تصمیماتی منطقی بگیرید و با فكری باز و آگاهانه و با مشورت گرفتن از دیگران و خانواده اقدام به تصمیم منطقی كنید.
از روی هیجان و احساس تصمیمگیری نكنید و خود را برای یک شروع دوباره آماده كنید. ظرفیتهای روانی طرف مقابل را سنجیده و تواناییها و عملكردهای سازنده خود را برای ساختن یك زندگی ایدهآل به كار بگیرید.
استرس و اضطراب ممكن است در برخی موارد مثبت به نظر برسد، اما اگر به شكل افراطگونه و بیمارگونه درآید، مشكلاتتان را تشدید میكند، از این رو بهتر است با فردی كه قرار است شریک زندگیتان باشد شفاف و واضح صحبت كنید و برخی مسائل را با یكدیگر حل كنید. نگرشهای مثبت را در زندگی مشترک تقویت كنید و مهارتهای لازم را بیاموزید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
یكی از مسائلی كه بعد از پایان رابطه باید به آن نگاه كرد، این است كه چرا یك رابطه ی عاطفی به جدایی ختم شده است. اگر قرار باشد در انتخابهای بعدی شك، تردید و ترس را در زندگی راه داد، به طور قطع این رابطه با زندگی نیز با شكست و مشكلاتی همراه میشود كه فرد را به بنبست میرساند.
باید نگاهتان به زندگی عادی باشد و شكست گذشته را یك درس و تجربه تلقی كنید تا كمتر دچار آسیب شوید، بازگشت به ارتباط دوباره در شرایطی مهیا میشود كه تفاوتهای رفتاری با فرد مقابل را آگاه شوید و با فراموش كردن خاطرات تلخ گذشته به زندگی جدیدتان فكر كنید.
بهتر است خود را خیلی درگیر آنچه قرار است در آینده اتفاق بیفتد نكنید و عملكردهای مثبت داشته باشید، تصمیماتی منطقی بگیرید و با فكری باز و آگاهانه و با مشورت گرفتن از دیگران و خانواده اقدام به تصمیم منطقی كنید.
از روی هیجان و احساس تصمیمگیری نكنید و خود را برای یک شروع دوباره آماده كنید. ظرفیتهای روانی طرف مقابل را سنجیده و تواناییها و عملكردهای سازنده خود را برای ساختن یك زندگی ایدهآل به كار بگیرید.
استرس و اضطراب ممكن است در برخی موارد مثبت به نظر برسد، اما اگر به شكل افراطگونه و بیمارگونه درآید، مشكلاتتان را تشدید میكند، از این رو بهتر است با فردی كه قرار است شریک زندگیتان باشد شفاف و واضح صحبت كنید و برخی مسائل را با یكدیگر حل كنید. نگرشهای مثبت را در زندگی مشترک تقویت كنید و مهارتهای لازم را بیاموزید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
باسلام
کاربر عزیز به منظور دریافت پاسخی دقیق تر بهتر است اطلاعات دقیق تری ارائه بفرمایید. فرمودید میخواهید خانواده خودتان را داشته باشید اما نسبت به ازدواج بی میل شدید و این دقیقا زمانی ایجاد شده که خواستید از یک رابطه بیرون بیایید، اگر مایل هستید در ادامه بفرمایید جریاناتی که برای شما اتفاق افتاد و درگیرش بودید که منجر به تغییر نظر شما شد چه بودند، برداشتتان از آن اتفاقات چه بود. دوست عزیز دادن اطلاعات در رابطه با تاریخچه خانواده کمک کننده است اما تاریخچه را کنار بگذارید و بپردازید به این که دقیقا چه داستان ها و چه حسی را تجربه فرمودید که نسبت به ازدواج سرد شدید.
مشاور و روانشناس💭
کاربر عزیز به منظور دریافت پاسخی دقیق تر بهتر است اطلاعات دقیق تری ارائه بفرمایید. فرمودید میخواهید خانواده خودتان را داشته باشید اما نسبت به ازدواج بی میل شدید و این دقیقا زمانی ایجاد شده که خواستید از یک رابطه بیرون بیایید، اگر مایل هستید در ادامه بفرمایید جریاناتی که برای شما اتفاق افتاد و درگیرش بودید که منجر به تغییر نظر شما شد چه بودند، برداشتتان از آن اتفاقات چه بود. دوست عزیز دادن اطلاعات در رابطه با تاریخچه خانواده کمک کننده است اما تاریخچه را کنار بگذارید و بپردازید به این که دقیقا چه داستان ها و چه حسی را تجربه فرمودید که نسبت به ازدواج سرد شدید.
مشاور و روانشناس💭
با سلام دلیل اینکه عاشق پردی شبیه پدر شدین اینه که مادقیقا از اون گسیکه بدمون میاد بیشتر احساسات حل نشده شبیه به اون داریمکه دنبال چنین فردی میرم و اینکه سرد شدین باش چون دقیقا شبیه پدرتونه ترسهای بزرگی دارین اما تا زمانی که این مشکلات حل نشه به هیچ عنوان ازدواج نکنید و تنها راه یک ازدواج موفق بهبود فردیه ، نمیدونم چرا دکتر پیشنهاد ازدوام زودرودادن اما رابطه اگه درست جلو نره میتونه خیلی مضر و خطرناکباشه پسقبل از ورود به رابطه به درمان فردی بپردازید
باسلام
دوست گرامی نمی دانم به چه دلیل دکتر شما توصیه کرده اند هر چه سریعتر ازدواج کنید و فرزند بیاورید
این توصیه بسیار ناپخته است
چرا که مهمتر از ازدواج کردن، حفظ یک ازدواج است
در هر حال توصیه من این است که ابتدا آمادگی کافی جهت ازدواج کسب کنید و سپس به فکر تشکیل زندگی مشترک باشید
با توجه به اینکه در گذشته مشکلاتی با پدرتان داشته اید و یک رابطه غلط را هم تجربه کرده اید، اهمیت و ضرورت آموزشهای پیش از ازدواج برای تان مهم جلوه می کند
🌺توجه کنید
✅مهارت در کسب شناخت
✅مهارت گفتگوی موثر
✅مهارت حل مساله
✅مهارت خوب گوش دادن
✅مهارت مثبت نگری
اینها مهارتهایی است که اول باید کسب کنید و سپس به فکر ازدواج باشید
❤️دقت کنید ترس از ازدواج عمدتا از ناآگاهی نشات میگیرد
اگر شما بیاموزید که چگونه طرف مقابل تان را بشناسید، او را ارزیابی کنید و از همه مهمتر معیارهای درست ازدواج را شناخته باشید دیگر از ازدواج نمی هراسید
🌷توصیه جدی دارم مراجعه حضوری نزد مشاور قبل از ازدواج داشته باشید تا راهنمایی های لازم را دریافت کنید
من مطالعه این کتابها را هم به شما توصیه می کنم
در کارگاههای آمادگی قبل از ازدواج هم حتما شرکت کنید👇
دوست گرامی نمی دانم به چه دلیل دکتر شما توصیه کرده اند هر چه سریعتر ازدواج کنید و فرزند بیاورید
این توصیه بسیار ناپخته است
چرا که مهمتر از ازدواج کردن، حفظ یک ازدواج است
در هر حال توصیه من این است که ابتدا آمادگی کافی جهت ازدواج کسب کنید و سپس به فکر تشکیل زندگی مشترک باشید
با توجه به اینکه در گذشته مشکلاتی با پدرتان داشته اید و یک رابطه غلط را هم تجربه کرده اید، اهمیت و ضرورت آموزشهای پیش از ازدواج برای تان مهم جلوه می کند
🌺توجه کنید
✅مهارت در کسب شناخت
✅مهارت گفتگوی موثر
✅مهارت حل مساله
✅مهارت خوب گوش دادن
✅مهارت مثبت نگری
اینها مهارتهایی است که اول باید کسب کنید و سپس به فکر ازدواج باشید
❤️دقت کنید ترس از ازدواج عمدتا از ناآگاهی نشات میگیرد
اگر شما بیاموزید که چگونه طرف مقابل تان را بشناسید، او را ارزیابی کنید و از همه مهمتر معیارهای درست ازدواج را شناخته باشید دیگر از ازدواج نمی هراسید
🌷توصیه جدی دارم مراجعه حضوری نزد مشاور قبل از ازدواج داشته باشید تا راهنمایی های لازم را دریافت کنید
من مطالعه این کتابها را هم به شما توصیه می کنم
در کارگاههای آمادگی قبل از ازدواج هم حتما شرکت کنید👇





