سوال 993666

سلام آیا طبق روایات ائمه در برزخ فقط نمی‌توانند حق الناس را شفاعت کنند و بعد برزخ می‌توانند شفاعت کنند کیفیتش به چه صورت است با تشکر

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام
موضوع شفاعت فقط به ائمه اطهار صلوات الله علیهم اختصاص ندارد و شفیعان مختلف خواهند بود.
در این زمینه که شفاعت در برزخ هم وجود دارد یا نه، اختلاف نظر وجود دارد؛ ولی آنچه هست شفاعت در برزخ نمی تواند منتفی باشد زیرا هر چه در دنیا وجود دارد در برزخ نیز خواهد بود.
برای مثال در آیه هفتم سوره غافر آمده است: ﴿الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا﴾؛ کسانی (از فرشتگان) که عرش را حمل می کنند و آنان گرداگرد عرش هستند، با حمد خدایشان به ستایش او می پردازند و به او ایمان می آورند و برای اهل ایمان طلب بخشش می نمایند.
این آیه شفاعت را به دنیا و آخرت محدود نکرده، بنا بر این ممکن است شامل برزخ هم بشود.
درباره روایتی که از امام صادق علیه السلام درباره شفاعت روز قیامت نقل شده که ایشان درباره برزخ فرمودند «لکنی و الله اتخوف علیکم» این نمی تواند به معنای عدم شفاعت در برزخ باشد، این به معنای سخت بودن برزخ است و اینکه شفاعت در برزخ شامل همه نمی شود در حالی که در روز قیامت شامل همه شیعیان خواهد شد.
درباره چگونگی شفاعت در قیامت مناسب است جستجو بفرمایید و از مطالبی که در سایتهای معتبر در این باره بیان شده استفاده بفرمایید اینجا مجال بیان تمام مطلب وجود ندارد.
در پناه خدا باشید
باسلام
طبق جست و جويي که در آيات و روايات داشتيم در اين خصوص به مطلبي که به صورت قطعي بخواهيم به آن استناد کنيم دست نيافتيم و اصل وساطت و شفاعت اهل بيت عليهم السلام در مورد حق الناس در روز قيامت گرچه عقلا محال نيست. اما عملا بايد ببينيم که چگونه مي تواند موثر باشد؛ زيرا در شفاعتي که مربوط به حق الله است چون حق ضايع شده مستقيما با خداوند متعال در ارتباط است و اهل بيت محبوب خداوند متعال هستند وساطت آنها مي تواند موثر باشد. اما درباره حق الناس، موضوع متفاوت است مگر اينکه بگوييم اهل بيت با صرف پادرمياني و شفاعت مشکل را حل نمي کنند بلکه به اذن خدا درخواست و حاجت کسي که حق وي ضايع شده را برآورده مي سازند و به گونه اي او را راضي مي کنند. بيانات علماء نيز در اين باره متفاوت است به عنوان نمونه در تفسير حجة التفاسير و بلاغ الإکسير مي خوانيم: «به اشخاصي از انبياء و اولياء ممکن است حق شفاعت داده شود و اين حق شفاعت هم در موضوع حق اللّه است نه حق الناس» اما در تفسير مواهب الرحمان في تفسير القرآن روايتي از امام رضا عليه السلام به نقل از رسول خدا(ص)‌آمده که: «إِذَا کَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وُلِّينَا حِسَابَ شِيعَتِنَا فَمَنْ کَانَتْ مَظْلِمَتُهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَکَمْنَا فِيهَا فَأَجَابَنَا وَ مَنْ کَانَتْ مَظْلِمَتُهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ اسْتَوْهَبْنَاهَا فَوُهِبَتْ لَنَا وَ مَنْ کَانَتْ مَظْلِمَتُهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَنَا کُنَّا أَحَقَّ مِمَّنْ عَفَي وَ صَفَحَ»؛ چون روز قيامت شود حسابرسي شيعيان ما بما واگذار مي ‏شود، پس هر کس مظلمه و بدهي و گناهش ميان او و خداوند است ما داوري کرده و هر چه حکم کنيم خداوند امضاء مي‏ فرمايد، و هر کس مظلمه ‏اش ميان او و مردم است، ما از مردم تقاضا مي کنيم او را ببخشند، و آنان مي‏ بخشند، و هر کس مظلمه ‏اش ميان او و ما اهل بيت است ما سزاوارتر از همه کس به بخشش و عفو و گذشت هستيم. در سند اين روايت افرادي هستند که ثقه بودن آنها مجهول و ناشناخته است و بايد توجه داشت که اگر اين حديث حديث صحيحي هم باشد باز هم بدين معنا نيست که هر کسي که حق الناس يا حق الله بر عهده وي باشد توسط حضرات معصومين عليهم السلام شفاعت مي شوند بلکه شفاعت شونده داراي شرايطي است که در کتب مرتبط ذکر شده است. به عنوان نمونه شخص شفاعت شونده نماز را سبک نشمارد و ... . ذکر اين نکته نيز خالي از لطف نيست که در برخي دعاها نيز آمده که ما از خود خداوند متعال مي خواهيم که اگر حق الناسي بر گردن ماست خداوند متعال با عنايت خود، آن شخص را از ما راضي بگرداند. در دعاي روز دوشنبه مي خوانيم: «وَ أَسْأَلُکَ فِي مَظَالِمِ عِبَادِکَ عِنْدِي فَأَيُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِکَ أَوْ أَمَةٍ مِنْ إِمَائِکَ کَانَتْ لَهُ قِبَلِي مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي عِرْضِهِ أَوْ فِي مَالِهِ أَوْ فِي أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَيْهِ بِمَيْلٍ أَوْ هَوًي أَوْ أَنَفَةٍ أَوْ حَمِيَّةٍ أَوْ رِيَاءٍ أَوْ عَصَبِيَّةٍ غَائِبا کَانَ أَوْ شَاهِدا وَ حَيّا کَانَ أَوْ مَيِّتا فَقَصُرَتْ يَدِي وَ ضَاقَ وُسْعِي عَنْ رَدِّهَا إِلَيْهِ وَ التَّحَلُّلِ مِنْهُ فَأَسْأَلُکَ يَا مَنْ يَمْلِکُ الْحَاجَاتِ وَ هِيَ مُسْتَجِيبَةٌ لِمَشِيَّتِهِ وَ مُسْرِعَةٌ إِلَي إِرَادَتِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُرْضِيَهُ عَنِّي بِمَا [بِمَ‏] شِئْتَ وَ تَهَبَ لِي مِنْ عِنْدِکَ رَحْمَةً إِنَّهُ لا تَنْقُصُکَ الْمَغْفِرَةُ وَ لا تَضُرُّکَ الْمَوْهِبَةُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين»؛ از تو درخواست مي کنم
مو
اداي حقوق بندگانت را که بر عهده دارم، پس هر بنده ‏اي از بندگانت و هر کنيزي از کنيزانت که او را نزد من حقيّ پايمال شده‏ باشد که در آن به جان يا آبرو يا مال، يا خانواده ‏اش يا فرزندش ستم روا داشته ‏ام يا غيبتي از او کرده‏ ام يا بر اثر ميل خود يا خواهش دل يا تکبّر يا غضب يا خودنمايي يا تعصّب بر او باري نهاده ‏ام، اين بنده يا کنيزت غايب‏ باشد يا حاضر، زنده باشد يا مرده، و دستم کوتاه شده و وسعم نمي رسد از پرداخت آن حق يا طلب‏ حلاليت از او، از تو مي خواهم اي کسي ‏که رفع نيازها در اختيار اوست، و آن حاجات در مقابل مشيّت او اجابت‏ پذير و به جانب‏ اراده ‏اش شتابانند که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي و آن بنده را که بر او ستمي کردم هرگونه که خواهي از من راضي گرداني و از جانب‏ خود مرا رحمت عطا نمايي، چه آمرزيدن از تو نکاهد و بخشيدن به تو زيان نرساند، اي مهربان‏ترين مهربانان. از اين دعا امکان پادرمياني خدا و راضي نمودن شخصي که حق وي ضايع شده استفاده مي شود زيرا دعا نسبت به امر محال صورت نمي گيرد و اگر چنين دعايي صورت گرفته دلالت بر امکان چنين کاري دارد. پي‌نوشت‌ها: 1. بلاغي، سيد عبد الحجت، حجة التفاسير و بلاغ الإکسير، قم، انتشارات حکمت، 1386ق، جلددوم مقدمه، ص597. 2. موسوي سبزواري سيد عبد الاعلي، مواهب الرحمان في تفسير القرآن، بيروت، موسسه اهل بيت( ع)، 1409ق، ج‏4، ص 239 3. مفاتيح الجنان، باب اول، فصل سوم، در ذکر دعاهاي ايّام هفته، دعاي روز دوشنبه.
موفق باشید