ناشناس
سوال 994056
سلام علیکم وقتتون بخیرمن خیلی دلم گرفته ، از شما کمک و مشاوره میخواستم، لطفا کمکم کنیدمن یه دختر ۳۵ ساله هستم و دختر و بچه اول خانواده، خواهرم دوسال از من کوچیکتر هست و ازدواج کرده و الان ۲ تا بچه داره،ازدواج نکردم، خداروشکر زندگی خوبی داره، شوهرش کارمند بانک ملت هست و کارشناسی ارشد داره، الان خونه و ماشین هم داره و تک پسر هست، از لحاظ ویژگی های شخصیتی آدم درونگرا و آرومی هست، برعکس اون خواهرم برون گرا و آدم احساسی و گرمشوهر آبجیم اومد خواستگاری کاری نداشت، پدرش مغازه پارچه فروشی داشت و تو اون کار میکرد و آزمون بانک را هم ثبت نام کرده بود، چون خانوادشونو میشناختیم جواب بله داد آبجیم، خودم هم اول موافق بودم که آبجیم ازدواج کنه، الان ولی خیلی پشیمون هستم! هر وقت که خواهرم میاد خونمون دلم میگیره، گریه میکنم، برای اینکه کسی متوجه نشه میرم تو دستشویی یا الکی خودمو میزنم به خواب و میرم زیر پتو گریه میکنم که کسی متوجه نشه، از وقتی خواهرم ازدواج کرده تعداد خواستگاران من هم خیلی کم شد و الان چندسالی هست که کسی خواستگاری نکرده، دلم خیلی میگیره، پدر و مادرم وقتی آبجیم میاد خونمون خیلی حالشون خوب هست و سرحال و خوشحال هستند و با نوه ها بازی میکنند، منم بچه ها رو خیلی دوست دارم، میگم اینا معصوم هستند و گناهی ندارند، ولی از دست آبجیم و گاهی هم شوهرش و پدر و مادرم ناراحتم، چندبار هم بهشون گفتم ولی در مقابلم ایستادن و گفتند کار اشتباهی نکردن، من احساس میکنم این حق من بوده که اول ازدواج کنم چون خدا منو زودتر آفریده و رزق و روزی منم زودتر داده، مگه ازدواج روزی نیست، این رزق من بوده و اونا این رزق از من صلب کردند، مگه زمان های قدیم که پدربزرگ و مادربزرگ های ما ۱۰ و ۱۲ تا بچه داشتند، دخترها همه نوبت به نوبت ازدواج کردند و رفتند سر زندگی هاشون، این کار ، کار درستی نیست، توروخدا به کسی توصیه نکنید که تا خواهر بزرگتر هست کوچیکتر ازدواج کنه،مخصوصا وقتی داماد شرایط خوبی داشته باشه و زندگی خوبی داشته باشند حالت حسادت تو آدم زیاد میکنه و مشکلات دیگری رو برای فرزند اول بوجود میاره، الان من مریض شدم و قرص میخورم و همش ناراحتم و دلم میگیره و اشک هام میریزه، از اینکه کسی منو نمیبینه، کسی توجهی بهم نمیکنه، ناراحتم! خواهرم میاد خونمون و برای مامانم نظر میده میگه اینو اینجا بزار اونو اونجا بزار ، این کار بکن، اون کار بکن، جالب اینجاست که حرفش هم پدر و مادرم گوش میکنند ولی حرف من نه! پدرم که احساس میکنه من دشمنش هستم ! منم کار میکنم خیلی، مادرم تشکر میکنه ازم ولی روی حرف آبجیم و نظرات آبجیم توجه بیشتری دارن، من بیماری چشمی دارم از بچگی داشتم، به خاطر اینکه پدر و مادرم ازدواج فامیلی داشتند ژن روی من تاثیر گذاشته و من بیماری چشمی گرفتم، گاهی فکر میکنم میگم ای کاش مامان و بابام باهم ازدواج نمیکردن و ژن روی من تاثیر نمیگذاشت، دلم خیلی گرفته، الان که دارم اینا رو تایپ میکنم اشک هام سرازیر شده، اشک امان نمیده، من با اینکه مشکل چشمی دارم ولی احساس میکنم انسان موفقی هستم، مدرک کارشناسی دارم، گواهی نامه رانندگی دارم، خیاطی میکنم و خیلی از کارهای دیگه که حتی دوست و آشنا کارامو میبینند خیلی خوششون میاد و تعجب میکنتد و میگن ماشاالله چقدر هنرمند هستی، خوش به حالت چقدر استعداد داری! شاید بالای ۵۰ تا خواستگار داشتم، یاخودم خوشم نمیامد یا از کسی هم که خوشم میامد و متوجه میشدند مشکل چشمی دارم پا پس میکشیدن و حتی یه زنگ هم نمیزدن و بگن که جوابشون منفی هست، الان خیلی دلم گرفته کمکم کنید ، دوبار تو بیمارستان روانپزشکی بستری بودم و قرص استفاده کردم، از زندگی و آدم های دور و اطرافم و پدر و مادرم و آبجیم و حتی پدرشوهر و مادرشوهرش و خواهر شوهراشون که برای خواستگاری پاگذاشتند تو خونه ما و این سرنوشت برای ما رقم زدن راضی نیستم و دلخورم، از اینکه آبجیم زندگی خوبی داره خداروشکر میکنم ولی گاهی با دیدنشون و کاراشون دلم میگیره، حتی بادیدن خواستگارهایی که قبلا داشتم و الان ازدواج کردن و زندگی خوبی دارن دلم میگیره و انگار که بهشون حسودیم میشه و میگم که خوش به حالشون ، چه زندگی های خوبی دارن، چی تو زندگی کم دارند؟ اینا چه مشکلی دارند تو زندگی؟ چرا ما به جایی نرسیدیم؟ چرا من زندگیم این طوری هست ؟ چرا و چرا و چرا و کلی چرا دیگهخواهش میکنم کمکم کنید من چکار کنم که از زندگی راضی باشم؟چکار کنم که با دیدن آبجیم و بقیه خواستگارام دچار حسرت و حسودی نشم و ناراحتی نکنم؟چکار کنم که جلب خواستگار کنم و ازدواج موفقی داشته باشم؟گاهی پیش خودم میگم برم تو چت روم و با پسری رفیق بشم و دوست بشم، شاید از این طریق بتونم ازدواج موفقی داشته باشم! به نظر شما آیا این کار ، کار درستی هست؟ اگه بله ، با این خواسته پسرها که بعد دوستی انتظار سکس دارن و دوست دارن که اندام تناسلیشونو لمس کنند خانم ها چطور برخورد کنم؟من چادری هستم و مقید هستم به حرام و حلال و محرم و نامحرم و انجام واجباتممنونم از پاسخگویی شما
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
4 پاسخسلام و درود
اول از همه بابت تمام احساسات ناخوشایند که در شما بوجود آمده و رنجی که متحمل شده اید. بسیار متاسفم
شرایطی که شما در اون قرار دارید و متعاقب اون پیامدهای منفی اون بسیار قابل درکه
اما با کمی آگاهی و پذیرش شرایطی رو که در اون قرار دارید رو میشه تلطیف کرد و بار روانی ناشی از اتفاقات منفی که در گذشته و حال حاضر باهاش دست به گریبانید رو کاهش داد
با در نظر گرفتن اینکه هر کسی به یک اندازه حق زندگی کردن داره
درسته که شما فرزند بزرگ هستید و درسته بهر حال نا خودآگاه این ازدواج روی شما تاثیری روحی نامطلوبی گذاشته اما باید بدونید مادامی که درگیری ذهنی ناشی از این اتفاق رو داشته باشید هر لحظه با یک تلنگر و برخوردی دچار آسیب های روانی ناشی از این اتفاق خواهید شد
آدمها از یه سنی نیاز به همدم و شریکی برای زندگی دارند پس قبل از هر چیز سعی کنید مهارت های ارتباطی خودتون رو در اجتماع ،خانوتده و اعضای فامیل و آشنایان بالا ببرید و به نوعی دایره روابط خودتون رو گسترش بدید و بدونید درگیر بودن بیش از حد به مقوله ازدواج نکردن باعث ایستایی و افسردگی در شما خواهد شد با توجه به مهارت و هنرهایی که دارید پس بجای پر و بال دادن به افکاری که ناشی از اتفاقات گذشته بوده و بجای نشخوار کردن ذهنی وقت و ذهنتون رو سمت این فعالیت ها ببرید و در نهایت بپذیرید که هر کس مسوول رفتار خودش هست و ما نمیتونیم رفتار یا شخصیت کسی رو کنترل و تغییر بدیم فقط چیزی که وجود داره تلاش برا پختگی و بلوغ فکری خودمون که کمتر در مسیر تاثیر پذیری نسبت به حرف های اطرافیان باشیم و بتونیم مسیری رو مشخص کنیم و برای رسیدن به اون تلاش کنیمپیشنهاد میکنم سعی کنید مطالعه خصوصا در مورد حوزه های چون عزت نفس ،پیاده روی و معاشرت با آدمهای مختلف ،نوشتن و کارهایی از این قبیل ،و سرگرمی های متناسب با علایق خودتون همچون هنرهایی که ازش یاد کردید رو در برنامه و روتین زندگیتون قرار بدید چرا که با انجام مرتب و هدفمند این کارها متوجه تغییر حال خودتون در جهت مثبت خواهید شد
موید باشید 🌱
اول از همه بابت تمام احساسات ناخوشایند که در شما بوجود آمده و رنجی که متحمل شده اید. بسیار متاسفم
شرایطی که شما در اون قرار دارید و متعاقب اون پیامدهای منفی اون بسیار قابل درکه
اما با کمی آگاهی و پذیرش شرایطی رو که در اون قرار دارید رو میشه تلطیف کرد و بار روانی ناشی از اتفاقات منفی که در گذشته و حال حاضر باهاش دست به گریبانید رو کاهش داد
با در نظر گرفتن اینکه هر کسی به یک اندازه حق زندگی کردن داره
درسته که شما فرزند بزرگ هستید و درسته بهر حال نا خودآگاه این ازدواج روی شما تاثیری روحی نامطلوبی گذاشته اما باید بدونید مادامی که درگیری ذهنی ناشی از این اتفاق رو داشته باشید هر لحظه با یک تلنگر و برخوردی دچار آسیب های روانی ناشی از این اتفاق خواهید شد
آدمها از یه سنی نیاز به همدم و شریکی برای زندگی دارند پس قبل از هر چیز سعی کنید مهارت های ارتباطی خودتون رو در اجتماع ،خانوتده و اعضای فامیل و آشنایان بالا ببرید و به نوعی دایره روابط خودتون رو گسترش بدید و بدونید درگیر بودن بیش از حد به مقوله ازدواج نکردن باعث ایستایی و افسردگی در شما خواهد شد با توجه به مهارت و هنرهایی که دارید پس بجای پر و بال دادن به افکاری که ناشی از اتفاقات گذشته بوده و بجای نشخوار کردن ذهنی وقت و ذهنتون رو سمت این فعالیت ها ببرید و در نهایت بپذیرید که هر کس مسوول رفتار خودش هست و ما نمیتونیم رفتار یا شخصیت کسی رو کنترل و تغییر بدیم فقط چیزی که وجود داره تلاش برا پختگی و بلوغ فکری خودمون که کمتر در مسیر تاثیر پذیری نسبت به حرف های اطرافیان باشیم و بتونیم مسیری رو مشخص کنیم و برای رسیدن به اون تلاش کنیمپیشنهاد میکنم سعی کنید مطالعه خصوصا در مورد حوزه های چون عزت نفس ،پیاده روی و معاشرت با آدمهای مختلف ،نوشتن و کارهایی از این قبیل ،و سرگرمی های متناسب با علایق خودتون همچون هنرهایی که ازش یاد کردید رو در برنامه و روتین زندگیتون قرار بدید چرا که با انجام مرتب و هدفمند این کارها متوجه تغییر حال خودتون در جهت مثبت خواهید شد
موید باشید 🌱
سلام
اینکه نیاز به ازدواج در شما وجود داره کاملا طبیعی هست ولی نباید ارزشمندی خودتان را به ازدواج ربط بدید،اشاره کردید که هنرمند هستید ،خیاطی می کنید،شاغل هستید به توانمندی ها و مهارتهای خود بیشتر تمرکز کنید و نقاط قوت خودتان را بیشتر ببینید.
از طرفی این باور را از کجا دارید که فرزندان یک خانواده باید به ترتیب سن ازدواج کنند هر فردی یک زمانی امادگی و شرایط و پختگی ازدواج را پیدا میکند و ترتیب تولد نقش پررنگی در این میان ندارد مگر اینکه این مورد را در خانواده دریافت کرده باشید،چی شده که شما دیگران را مسئول عدم ازدواج و تشکیل خانواده خودتان میدانید؟
برای اشناشدن با فردی در محیطهای اجتماعی بیشتر قرار بگیرید و تعاملات تان را افزایش دهید و فرایند قبل از ازدواج را طی کنید که ازدواج موفقی داشته باشید.
در مورد سکس و....از لحاظ روانشناسی قبل از ازدواج توصیه نمیشود بنا به درگیر شدن احساسات و....و به ارزشها و باورهای شما برمیگردد
اینکه نیاز به ازدواج در شما وجود داره کاملا طبیعی هست ولی نباید ارزشمندی خودتان را به ازدواج ربط بدید،اشاره کردید که هنرمند هستید ،خیاطی می کنید،شاغل هستید به توانمندی ها و مهارتهای خود بیشتر تمرکز کنید و نقاط قوت خودتان را بیشتر ببینید.
از طرفی این باور را از کجا دارید که فرزندان یک خانواده باید به ترتیب سن ازدواج کنند هر فردی یک زمانی امادگی و شرایط و پختگی ازدواج را پیدا میکند و ترتیب تولد نقش پررنگی در این میان ندارد مگر اینکه این مورد را در خانواده دریافت کرده باشید،چی شده که شما دیگران را مسئول عدم ازدواج و تشکیل خانواده خودتان میدانید؟
برای اشناشدن با فردی در محیطهای اجتماعی بیشتر قرار بگیرید و تعاملات تان را افزایش دهید و فرایند قبل از ازدواج را طی کنید که ازدواج موفقی داشته باشید.
در مورد سکس و....از لحاظ روانشناسی قبل از ازدواج توصیه نمیشود بنا به درگیر شدن احساسات و....و به ارزشها و باورهای شما برمیگردد
باسلام
دوست گرامی احساسات شما کاملا قابل درک است و طبیعی است که نیاز داشته باشید تشکیل خانواده دهید و ازدواج کنید اما توجه کنید در شرایط ایجاد شده شما همه رو مقصر میدانید بدون اینکه به اشتباهات احتمالی خود اشاره ای کنید
شما هم به اندازه کافی خواستگار داشته اید، آیا تا به حال به این پرداخته اید که چرا همه آنها ناتمام مانده؟
توجه کنید باید این مساله آسیب شناسی شود
لذا همه این احتمالات را در نظر بگیرید👇
📍آیا معیارهای ازدواج تان به حد کافی منطقی است یا اینکه بلندپروازی هایی هم داشته اید و فرصت از دست داده اید؟
📍در جلسات خواستگاری زمان بیان مشکلات جسمی مشخص است مثلا در همان جلسات اول و دوم نباید به این موضوع پرداخته شود، اول باید با روحیات و شخصیت هم آشنا شوید وقتی توافقات اولیه صورت گرفت مساله را با طرف مقابل به صورت خصوصی مطرح کنید، طوری هم مطرح کنید تا کاملا متوجه شود نه اینکه دچار ابهاماتی شود مثلا تصور کند با یک مشکل حاد طرف است
📍نکته مهم دیگر اینکه برای داشتن خواستگار، باید فعالیت اجتماعی زیاد داشت، زیاد رفت و آمد کرد و در کل مراودات اجتماعی زیاد داشت
فعالیتهای اجتماعی هم روحیه تان را خوب می کند و مشکلات روحی تان را کاهش می دهد و هم ایجاد کننده فرصت ازدواج است
📍با توجه به اینکه خانمی هنرمند هستید حتما سعی کنید دنبال کسب درآمد باشید، داشتن درآمد اعتماد به نفس تان را بالا میبرد
اگر زیاد در خانه باشید و فقط با پدر و مادرتان تعامل داشته باشید، روحیه تان تحلیل می رود پس حتما سعی کنید با توجه به مهارت تان یک کسب و کار خوب شروع کنید هر چه بیشتر درگیر خودتان و کاستی ها شوید شرایط بدتر میشود
📍ورزش منظم اکیدا توصیه میشود حتما در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید، همه روحیه تان به شدت بهتر میشود و هم میزان فعالیت اجتماعی تان افزایش می یابد
موفق باشید🎯🎯🎯
دوست گرامی احساسات شما کاملا قابل درک است و طبیعی است که نیاز داشته باشید تشکیل خانواده دهید و ازدواج کنید اما توجه کنید در شرایط ایجاد شده شما همه رو مقصر میدانید بدون اینکه به اشتباهات احتمالی خود اشاره ای کنید
شما هم به اندازه کافی خواستگار داشته اید، آیا تا به حال به این پرداخته اید که چرا همه آنها ناتمام مانده؟
توجه کنید باید این مساله آسیب شناسی شود
لذا همه این احتمالات را در نظر بگیرید👇
📍آیا معیارهای ازدواج تان به حد کافی منطقی است یا اینکه بلندپروازی هایی هم داشته اید و فرصت از دست داده اید؟
📍در جلسات خواستگاری زمان بیان مشکلات جسمی مشخص است مثلا در همان جلسات اول و دوم نباید به این موضوع پرداخته شود، اول باید با روحیات و شخصیت هم آشنا شوید وقتی توافقات اولیه صورت گرفت مساله را با طرف مقابل به صورت خصوصی مطرح کنید، طوری هم مطرح کنید تا کاملا متوجه شود نه اینکه دچار ابهاماتی شود مثلا تصور کند با یک مشکل حاد طرف است
📍نکته مهم دیگر اینکه برای داشتن خواستگار، باید فعالیت اجتماعی زیاد داشت، زیاد رفت و آمد کرد و در کل مراودات اجتماعی زیاد داشت
فعالیتهای اجتماعی هم روحیه تان را خوب می کند و مشکلات روحی تان را کاهش می دهد و هم ایجاد کننده فرصت ازدواج است
📍با توجه به اینکه خانمی هنرمند هستید حتما سعی کنید دنبال کسب درآمد باشید، داشتن درآمد اعتماد به نفس تان را بالا میبرد
اگر زیاد در خانه باشید و فقط با پدر و مادرتان تعامل داشته باشید، روحیه تان تحلیل می رود پس حتما سعی کنید با توجه به مهارت تان یک کسب و کار خوب شروع کنید هر چه بیشتر درگیر خودتان و کاستی ها شوید شرایط بدتر میشود
📍ورزش منظم اکیدا توصیه میشود حتما در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید، همه روحیه تان به شدت بهتر میشود و هم میزان فعالیت اجتماعی تان افزایش می یابد
موفق باشید🎯🎯🎯
درود 🌱
شرایط سختی که در آن قرار گرفته اید را درک میکنم و میدانم که در کانون رنج قرار دارید، چرا که کسانی را برای این امر مقصر می دانید که آدم های امن زندگی شما هستند اما از آنها دلگیر هستید، در واقع شما دچار دوگانگی شده اید.
متاسفانه توی جامعه امروزه ایران، در گوش دختران میخوانند که باید ازدواج کنند و بدون همسر هرچقدر هم کمالات داشته باشند، هیچی نیستند.شما هم سن تان مناسب است و هم تحصیلات و کمالات تان. ارزش و معیارهای افراد با هم خیلی متفاوت هست. باید در نظر داشته باشید رسیدن به رتبه های بالاتر کاری، آشنایی با ادم های جدید، خواندن کتاب های متفاوت میتواند دیدتان را به اینده بازتر و روشن تر کند. اگر شهر بزرگی هستید پیدا کردن گروه ها و افراد مشابه،سفر کردن و.. تا حدودی فکر شما را از شرایط تنش زا دور می کند.
سعی کنید روی نگرشتان برای ازدواج بیشتر کار کنید.همه ما این قابلیت را داریم که تفکرات و تمایلات متناسب را شناسایی و نامناسبها رو حذف کنیم یا تغییر بدیم. تغییری اساسی به دستگاه ارزشیتان به وجود اوردید و نگاه دیگران را از زندگیتان حذف کنید
اگر ارزش خودتان را به نگاه دیگران گره بزنید خودتان را برای همیشه آسیب پذیر نشان دادهاید.
جذب خواستگار خوب، بیش از آنچه که تصور می کنید به میزان مهارت ها و توانایی های فردی شما در حوزه روابط عاطفی وابسته است.
برای جذب خواستگار شما باید در جای مناسب و توسط افراد مناسب دیده شوید. اگر دختری هستید که بیشتر وقتتان را در خانه می گذرانید و تنها با دوستان قدیمی و افراد نزدیک و آشنا رفت و آمد دارید، احتمالا به عنوان گزینه مناسبی برای ازدواج دیده نمی شوید. بهتر است کمی دایره افرادی که با آن ها معاشرت می کنید را وسیع تر کنید. با افراد جدید آشنا شوید، در مهمانی ها و مجالس بزرگ شرکت کنید. در انجمن ها و گروه های مختلف ثبت نام کنید. تا بیشتر توسط خواستگاران یا واسطه ها دیده شوید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
شرایط سختی که در آن قرار گرفته اید را درک میکنم و میدانم که در کانون رنج قرار دارید، چرا که کسانی را برای این امر مقصر می دانید که آدم های امن زندگی شما هستند اما از آنها دلگیر هستید، در واقع شما دچار دوگانگی شده اید.
متاسفانه توی جامعه امروزه ایران، در گوش دختران میخوانند که باید ازدواج کنند و بدون همسر هرچقدر هم کمالات داشته باشند، هیچی نیستند.شما هم سن تان مناسب است و هم تحصیلات و کمالات تان. ارزش و معیارهای افراد با هم خیلی متفاوت هست. باید در نظر داشته باشید رسیدن به رتبه های بالاتر کاری، آشنایی با ادم های جدید، خواندن کتاب های متفاوت میتواند دیدتان را به اینده بازتر و روشن تر کند. اگر شهر بزرگی هستید پیدا کردن گروه ها و افراد مشابه،سفر کردن و.. تا حدودی فکر شما را از شرایط تنش زا دور می کند.
سعی کنید روی نگرشتان برای ازدواج بیشتر کار کنید.همه ما این قابلیت را داریم که تفکرات و تمایلات متناسب را شناسایی و نامناسبها رو حذف کنیم یا تغییر بدیم. تغییری اساسی به دستگاه ارزشیتان به وجود اوردید و نگاه دیگران را از زندگیتان حذف کنید
اگر ارزش خودتان را به نگاه دیگران گره بزنید خودتان را برای همیشه آسیب پذیر نشان دادهاید.
جذب خواستگار خوب، بیش از آنچه که تصور می کنید به میزان مهارت ها و توانایی های فردی شما در حوزه روابط عاطفی وابسته است.
برای جذب خواستگار شما باید در جای مناسب و توسط افراد مناسب دیده شوید. اگر دختری هستید که بیشتر وقتتان را در خانه می گذرانید و تنها با دوستان قدیمی و افراد نزدیک و آشنا رفت و آمد دارید، احتمالا به عنوان گزینه مناسبی برای ازدواج دیده نمی شوید. بهتر است کمی دایره افرادی که با آن ها معاشرت می کنید را وسیع تر کنید. با افراد جدید آشنا شوید، در مهمانی ها و مجالس بزرگ شرکت کنید. در انجمن ها و گروه های مختلف ثبت نام کنید. تا بیشتر توسط خواستگاران یا واسطه ها دیده شوید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱


