ناشناس

سوال 994241

سلام، خانمی ۳۸ ساله با سابقه ی ازدواج هستم، ۳ ماه است با آقای ۴۴ ساله با ۲ فرزند که حضانت با مادر است آشنا شدم. قرار شد آقا به همراه خانواده اش جهت خواستگاری رسمی تشریف بیارند که گفتند خانواده ام مخالف هستند با ازدواج مجدد معتقد هستند با ازدواج مجدد من دخترم دچار افسردگی می‌شود(دختر۱۲ ساله) فرصت خواستند از پدر من برای راضی کردن خانواده اش. همه چیز خوب پیش می‌رفت که بخاطر موضوعی آقا گفت دخترم در الویت است برای من... بخاطر این حرف من رابطه را تمام کردم ولی ایشان اقدامی انجام نداد و دلیلی نخواست. احساس کردم ادامه ی رابطه بی نتیجه است وقتی به گفته ی خودش هم خانواده اش ناراضی هستند با ازدواج مجدد و نظر دخترشان مهم است،البته من ملاقاتی با دختر ایشان داشتم و ملاقاتی خوبی بود در ظاهر

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست عزیز این آقا بلاتکلیف هست. اول باید به این نتیجه برسد که قصد ازدواج دارد یا خیر و هدفش از ازدواج چیست. بعد از ازدواج الویت همسر هست.
فرزندشون قطعا نیاز به روانشناس نوجوان دارد تا مشکلات فردی، آسیب های طلاق والدین و ازدواج مجدد پدر بررسی شود.
و علت نارضایتی خانواده اش هرچه که هست مهم هست و شما بهترین تصمیم را گرفتید که رابطه را تمام کردید.
profile-photo
سلام درسته که شما سابقه ازدواج داشتید و ایشون هم همینطور،ولی زمانی که یکی از طرفین فرزند دارند حتما باید با فرزندان ملاقات و گفتگو بشه درسته که خود اقا باید تصمیم گیرنده باشه و بلوغ فکری لازم را داشته باشند و بتوانند تصمیم گیری برای زندگیشان را داشته باشند ولی مسائل فرزندان و عدم رضایت انها میتوانست در اینده برای زندگی شما مشکلات عمده ای را به وجود اورد.
از طرفی وقتی برای رابطه ای که خوب پیش میرفته و شمارابطه را تمام کردید و اقا اقدامی نکردند خودش جای سواله؟که ایا فقط موضوع دخترشان بوده؟ایا مشکل در تصمیم گیری دارند؟.....
البته باید دلایل افسردگی دختر هم بررسی شود که ایا به خاطر جدایی پدر و مادره؟ایا مشکلات قبلی دیگری داشته که منجر به افسردگی شده از جمله تنش بین والدین و.....
profile-photo
درود 🌱
فردی که حس می‌کند اولویت اول زندگی مشترک برای همسرش نیست، رنج و ناراحتی بسیاری را تحمل خواهد کرد.
شما تصمیم مناسبی برای ترک رابطه گرفته اید.
در واقع که قرار نبود که شما تنها با ایشان ازدواج کنید، بلکه با فامیل ، فرزندان و خانواده ایشان هم سروکار می داشتید. صرف‌نظر از اینکه شما چقدر دوستانه رفتار می‌کنید و یا چقدر آدم خوبی هستید باید بدانید که ممکن بود فرزندان و نزدیکان ایشان با شما رفتار مناسبی نداشته باشند و یا با دخالت‌ها و سبک رفتاری خاصشان باعث ناراحتی کدورت دائمی شما شوند.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
باسلام
دوست گرامی این آقا علی رغم اینکه از لحاظرسنی باتجربه به نظر می‌رسند و تجربه زندگی مشترک دارند، اما باز هم به نظر می رسد استقلال فکری لازم جهت تصمیم گیری برای ازدواج مجدد را ندارند یعنی هنوز نمی دانند چه چیزی به سودشان است و چه چیزی به ضررشان
لذا با توجه به نوع واکنش شان که کلا همه چیز را گردن خانواده و اطرافیان انداختند و خودشان مسوولیت هیچ چیز را بر عهده نگرفتند، لذا اقدام شما برای جواب رد، کاملا منطقی به نظر می رسد
موفق باشید🎯🎯🎯
سلام. در. مسئله شما چند نکته به نظر م می رسد اول وابستگی آقا به خانواده و توجه بیش از حد به نظر خانواده با وجود سابقه ازدواج . دوم فرزند وقتی جدایی پدر و مادر را می‌بینید دچار افسردگی می شود نه با ازدواج(البته اگر مدیریت شده و انتخاب دقیق صورت پذیرد.) سوم معمولا خانواده چه خانم و چه آقا. دنبال. سر و سامان دادن به زندگی فرزند خود حتی با وجود نوه می‌باشند وقتی خانواده مخالفت میکند با وجود اینکه حضانت فرزند هم با مادر بوده احتمال اینکه آقا اشتباهات اخلاقی و رفتاری داشته باشد فراوان است.
اولویت باید. برقراری زندگی آرام باشد که این. موضوع با توجه به همسر و فرزند بوجود می آید نه فقط به یکی از آنها. ولی اینکه بودن و رسیدگی به فرزند جز خطوط قرمز. آقا باشد به نظرم. معقول است.
در ادامه هم باید گفت. نظر فرزند برای ازدواج مجدد بسیار مهم است چون اگر. فرزند برای ازدواج پدر و یا مادر آماده نباشد مطمئنا زندگی تلخ میگردد.
در نهایت اینکه به نظرم. آقا خودش با ازدواج موافق نبوده چون گفتگوها با هم تناسب ندارد.