سوال 994436

سلام وقت بخیر یه چند وقتیه اصلا از خودم راضی نیستم حس میکنم تو بیشتر مسائل زندگیم اونجوری که بخام نیستم مثلا به چیزایی برام مهم نیست که حس میکنم بعدش که مهم بوده و اینکه یا برعکس. حس میکنم ترسو شدم و اینکه حس میکنم تو به جمعی تیکه اینا بهم میندازن اصلا متوجه نمیشم یا نمیتونم جوابشونو بدم همش سکوت میکنم بعدش اعصابم خراب میشهو با خودم میگم که چرا چیزی نگفتم. حرف زدنم تو اجتماع اصلا خوب نیست همش تو تصمیماتم دوبه شک هستم نود درصد روزم همش فکرم درگیر مسائل هستش اینور اونور حتی مشغول کار هستم باز ذهنم درگیر جاهای دیگس لزوما فکر بد نیست همش فکر میکنم به آینده کار و...هرچیزی دیگه یه حس گم شدی دارم خیلی هیجانی تصمیم میگیرم وقتی یه بحرانی پیش میاد دستور پامو گم میکنم نمی‌دونم چیکار کنم به اتفاقی میوفته حس میکنم آخر زمان شده خیلی هولم آرامش ندارم به کارو سریع باید تموم کنم ممنون میشم راهنمایی کنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
پیشنهاد می کنیم با امتحان کردن یک چیز جدید به ترس های خود غلبه کنید و موانع و محدودیت های زندگی خود را از سر راه بر دارید چرا که با این کار نه تنها به یک چالش جدید وارد میشوید بلکه اعتماد به نفس خود را به قدری بالا می برید.
همه ما عادت داریم قبل از اینکه کاری انجام دهیم خاطرات بد و شکست هایمان را در ذهن تداعی کنیم اما این اشتباه است و باید از بین برود سعی کنید برای یک بار هم که شده خاطرات مثبت را در ذهن خود یادآور شویم،این را بدانید همه چیز بستگی به خودتان دارد و این انتخاب خود شما است که منجر به بالا رفتن اعتماد به نفستان شود و یا کاهش آن.
کافی است از بین این کتاب‌ها یکی را انتخاب کرده، با دقت بخوانید و به تمرین‌ها و راهکارهای ارائه شده در آن عمل کنید. با این کار، بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی متوجه تغییرات چشم‌گیری خواهید شد.
-کتاب نقشه راه سخنرانی نوشته احمد دباغیان
-کتاب خودآموز سخنرانی از آماندا ویکرز و استیو باویستر
-کتاب صحبت در جمع به زبان ساده نوشته لوری روزاکیس
-آیین سخنرانی اثر دیل کارنگی نوشته دیل کارنگی .
در نهایت به متخصص مراجعه کنید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
با سلام
دوست عزیز نوعی بهم ریختگی روحی همراه با وسواس فکری شما رو اذیت می کنه. .
گاه افکار مخرب و منفی و تحقیرکننده و .. می تونه روح و روان رو مورد آزار قرار بده و پس از مدتی منجر به ایجاد ویژگی هایی اعم از زددرنجی، بدبینی و عدم مدیریت هیجانی بشود.
خوب تامل کنید . باید اندکی به خود رسیدگی کنید شما نیاز به بازسازی روانی دارید اگر می تونید در جلسات مشاوره و اگر نه به صورت شخصی خود را مورد بازبینی قرار بدین . افکارتون و خودگویی هاتون رو بررسی کنید هرگونه آیتم منفی رو بیرون بکشید و یادداشت کنید . پس از یک هفته باید جایگزین های مثبت برای آنها داشته باشید این جایگزین کردن نیاز به تمرین و ممارست دارد باید تکرار شود تا ملکه ذهن شما شود ذهن شما باید به روال مثبت جدید عادت کند.
علاوه بر این تمرین ها چند برنامه شاد و مفرح را در برنامه های روزانه بگنجانید. ورزش مستمر. ارتباط با دوستان. پیگیری یک علاقمندی و فعالیت های معنوی و معاشرات با افراد مذهبی و آرام از نظر روحی و ...
اگر پس از مدتی اوضاع بهبودی پیدا نکرد با یک روانپزشک مشورت داشته باشید.
profile-photo
باسلام
دوست گرامی بهتر بود در مورد اینکه از چه زمانی دچار این حالات شده اید توضیح می‌دادید
شناخت علت، هم به ما در ارائه راهنمایی کمک می کند و هم به شما کمک می کند روند درمان را راحت تر طی کنید
📍گاهی فشار کاری زیاد و فقدان استراحت باعث بروز این حالات می گردد
📍گاهی هم خستگی روانی
📍گاهی اوقات هم چند شکست پشت سر هم و نرسیدن به اهداف و آرزوها
....
و چندین عامل دیگر
لذا منشا مشکل شما برای ما روشن نشده اما به طور کلی توصیه می کنم
📌خودتان را سرگرم کنید
فکر کنید ببینید انجام چه کارهایی شما را سرگرم می‌کند. بهترین راه این است که فعالیت‌های مورد علاقه خود را روی کاغذ بنویسید، البته مساله این است که هنگام ناراحتی و بی‌حوصلگی هیچ کاری لذت بخش نیست. پس چه کار باید کرد؟ فهرستی از فعالیت‌هایی که قبلاً از انجام آن‌ها لذت می‌بردید را تهیه کنید. پس از آن یکی از آن‌ها را انتخاب کنید و انجام دهید.
📌 هم صحبت پیدا کنید
«صحبت کردن با دیگران و بیان احساسات شخصی همیشه به شما کمک می‌کند تا احساس خوبی داشته باشید. دوستانی را برای صحبت کردن انتخاب کنید که به شما توجه داشته باشند و با آن‌ها درد دل کنید.»
📌تلاش کنید ولی واقع بین باشید
اگر تلاش کردید ولی نتیجه نداد، کار دیگری را شروع کنید. دنبال کردن اهداف نامشخص می‌تواند، موجب افسردگی شود. در این شرایط فقط می‌توانید بگویید: «نهایت آنچه از دستم بر می‌آمد، انجام دادم و دیگر آن را انجام ندهید.»
📌برای تجدید روحیه تان، ورزش کنید
تحقیقات بی‌شماری نشان می‌دهند که ورزش می‌تواند برای غلبه بر تجدید قوا مفید باشد. ورزش کنید تا کاملاً خسته شوید. ورزش یکی از روش‌های مناسب برای از بین بردن حالت عصبی شماست.
📌بنویسید و بنویسید
یک تکه کاغذ بردارید و شروع به نوشتن احساساتتان کنید. هیچ چیز را مخفی نگه ندارید. هر چه واقعاً حس می‌کنید را بنویسید. زیاد در قید و بند معنی‌دار بودن نوشته‌هایتان نباشید. هر فردی ممکن است حتی با نزدیک‌ترین دوستانش نیز نتواند بعضی حرف‌ها را مطرح کند ولی با خودش که می‌تواند.
بنابراین هر آنچه در دل دارید را روی کاغذ بریزید. پس از آن که توانستید احساسات سرکوب شده خود را بیرون بریزید، به مقدار قابل ملاحظه‌ای احساس راحتی خواهید کرد. آنچه تاکنون گفته شد، تنها نمونه های اندکی از راهکارهایی است که به شما کمک می کند تا از آنها برای رهایی از خستگی های روحی و ذهنی خود بهره بگیرید.
📌تغذیه مناسب داشته باشید
تغذیه مناسب، کلید داشتن سلامت فیزیکی و روانی افراد است. در طول روز وعده‌های کوچک و مناسب داشته باشید تا باعث شود انرژی شما در روز بالا بماند. البته ممکن است به سمت غذاهایی با قند بالا گرایش پیدا کنید اما بدانید که ترکیبی از کربوهیدارت‌ها انتخاب بهتری برای شما خواهد بود
📌به اندازه کافی بخوابید
میزان خواب تاثیر بالای بر حال و هوای افراد دارد. زمانی که شما خواب کافی نداشته باشید علایم خستگی روحی شما بیشتر از قبل خواهد بود. کمبود خواب برای شما ناخوشایند بوده و منجر به ناراحتی و خستگی فراوان می‌شود. مطمئن شوید که در طول شبانه‌روز 8 ساعت خواب کافی خواهید داشت.
📌استرس را از خود دور کنید
و در نهایت سعی کنید تغییراتی را ایجاد کنید تا به شما کمک کند استرس خود را مدیریت کرده و از حجم آن کم کند. استرس زیاد منجر به افسردگی خواهد شد و شما را در معرض آسیب قرار می‌دهد. به زندگی خودتان از زوایای مختلف نگاه بیاندازید و اگر درس و یا کار بیش از اندازه دارید، سعی کنید آن را حذف و یا به کمترین حالت برسانید.
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯