ناشناس

سوال 994800

سلام وقتتون بخیرمن ۴ماه عقد کردیم و ۴ماه هم نامزد بودیم از نامزدم دورم ایشون توی شهر دیگه کار می‌کنن و نهایتا ماهی یکبار میبینمشون تازگی هامتوجه شدم انگار یه اخلاق خاصی دارن و منو خیلی ترسونده نمیدونم چیکار کنم ایا باهاشون مطرح کنم یا نه ؟مثلا ۲ هفته پیش امدن شهرما که خانه مادرشون هم یکی از روستای شهرماست گفتن من رسیدم شهرمون میای با هم بریم بازار و من گفتم بله گفت واقعا؟گفتم بله ،گفت میام دنبالت وقتی امد خانه ما چندلحظه هم ننشت گفتم نه من باید برم خونه مادرم حتی شربتی که درست کرده بودیم نخورد و اصلا به روی خودش نیاورد که قرار بود بریم بازار بعد نیم ساعت زنگ زد گفت فراموش کردم قرار بوده که بریم بازار من نرفتم خونه مادرم بیا منتظرت هستم منم گفتم نه و تو اخلاقت اینه چرا اینطوری میکنی خلاصه بحث مون شد اما اصرار کرد گفت تقضیر من بوده ببخشید این ها آشتی کردیم قبلا هم یه سری آمد خونمون بعد رفتیم توی اتاق من خودش گفت من میرم توی اتاقت تو می‌خوابم بیا پیشم بعدش بوسم کرد یکدفعه گفت هوا گرمه بریم بیرون منو فرستاد از اتاق بیرون خودش توی اتاق موند منم ناراحت شدم که خودش گفت بیا پیشم من که به اجبار نرفته بودم گفت برو بیرون منم ناراحت شدم چون خوب ما خیلی به هم نزدیک نشدیم در حد معاشقه با هم رابطه داریم منم درخواست نداده بودم ناراحت شدم ایشون هم ناراحتی منو دیدن گریه کردن گفتن من تحمل ناراحتی تو رو ندارم گفتم چرا این کار رو کردی گفت گفتم شاید کسی بیاد داخل اتاق و هم گرم بوده ،یا همین دیروز با من تماس گرفت معمولا ما زیاد صحبت نمی‌کنیم در حد ۲یا ۳دقیقه اما همین که احوال پرسی کرد ناگهانی گفت خداحافظ بدون اینکه چیزی بگه اما دوباره انگار دانست خیلی زود و ناگهانی بوده حرفش رو ادامه داد. یا مثلا چند بار دیگه که آمده خونه ما بعضی وقت هاش خودش میگه من برم هنوز ۱۰دقیقه نیست آمده خودش هم میگه میام بعد اینطور میکنه البته وقت های هم خونه ما نهار خورده اما بعضی وقت ها اینطور میکنه به نظر شما ایشون آدم مودی هستن؟ و من باید جیکار کنم چون خیلی زود تصمیم شون رو عوض میکنن یا مثلا ظهرها پیام میدادن چت میکردیم سرکار بودن موقع غذا اول خودشون این پیشنهاد رو دادن بعد چند وقت گفتن آنتن نداره گوشیم بعد ۱۰روز به ایشون گفتم چی شد وقتی خسته ای نمی‌خواد چت کنی منم میدونم اما نگو آنتن نیست به نظرم اخلاقش نرمال نیست یا من هیلی حساسم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی شناخت شما و همسرتان به دلیل بعد مسافت بسیار کم هست و در حاضر با شناخت بسیار کم هم به این مرحله رسیده اید.
توصیه می کنم از همسرتان بخواهید وقت بیشتری در نظر بگیرد که با یکدیگر بیشتر گفت و گو کنید و برای رابطه تان وقت بگذارید. هردو رفت و امد داشته باشید.
شفاف و مستقیم مشکلات به وجود امده در رابطه را به همسرتان بگویید.
ممکن هست بخاطر منزوی بودن یا معذب شدن در منزل شما اینگونه رفتار می کنند. اما قطعا نیازمند گفت و گو زوجی هستید تا خواسته ها و نیازهایتان را با یکدیگر مطرح کنید.
profile-photo
سلام و درود
دوست عزیز معمولا دوران عقد و نامزدی چون دوطرف هنوز به شناخت دقیقی از روحیات و اخلاقیات همدیگه دست پیدا نکردند بروز اینچنین مشکلات و تعارضاتی گریز ناپذیره مضافا اینکه بدلیل دوری شما از همدیگه نقش این موضوع چند برابر میشه
در درجه اول سعی کنید حرف هاتون رو به دور از قهر،دوری کردن و بدور از گوشه و کنایه بصورت مستقیم و شفاف بیان کنید و هیچ ذهن خوانی نکنید و صرفا به دلیل حدس و گمان هایی پیش داوری و قضاوت نکنید
رابطه و بهبود کیفیت اون نیازمند. داشتن مهارت های کافی و موثره که حتما باید بلد باشید و چگونگی ارتباط موثر،گفتگوی سالم و صمیمانه در جهت دوام رابطه عاطفی رو باید درک و رعایت کنیدحتما در این زمینه مطالعه داشته باشید
چه بسا این رفتارها ناآگاهانه یا ناشی از خجالت در قرار گرفتن در فضایی جدید باشه
اما در حالت کلی پیشنهاد میکنم حتما بصورت حضوری طی چند جلسه با زوج درمانگر در ارتباط باشید تا با مشاهده و آگاهی از جزییات بیشتر رفتاری مسله شما ریشه یابی و حل بشه
profile-photo
درود 🌱
به دلیل فاصله ی مکانی بین شما و نامزدتان شناخت به صورت دقیق اتفاق نیفتاده است و نسبت به رفتار و اخلاق یکدیگر آشنایی ندارید.
با توجه به توضیحات شما ایشان قصد ناراحت کردن تان را ندارند و خودشان بابت شرایطی که پیش می آید ناراحت می شوند.
ممکن است ایشان فردی خجالتی هستند و چون تازه عضو خانواده شما شده اند، در حضور و جمع اعضا احساس راحتی ندارند. اما اگر احساس میکنید رفتارهای ایشان وسواس گونه و اجباری است حتما به متخصص مراجعه نمایید تا از ادامه ی این وضعیت و ایجاد دلخوری های بیشتر جلوگیری شود.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱