ناشناس
سوال 994872
سلام والدینم نزدیک ده سال هست جدا زندگی می کنند پدر هم بعد از چند سال تلاش نتونست حل کنه عدم تمکین گرفت و ازدواج کرد مادر 71 و پدر 79 سال دارند. فرزند آخر هستم یک برادر و یک خواهر بزرگتر و مجرد دارم و همراه مادر زندگی می کنیم. داخل 35 سالگی هستم و یک سالی هست تصمیم گرفتم ازدواج کنم ماشین خونه ارشد کارمند و ... محیا هست. همه خانواده تحصیلات دانشگاهی بالا و سطح مالی بالا دارند. آدم مذهبی، سالم و معمولی هستم چند مورد ازدواجی از محیط کارم پیشنهاد شد با وجود اینکه معیارهای بده را تا حدودی داشتند مادر اصلا قبول نکرد بررسی کنه و پا پیش بزاره دلیل رو چندین و چند بار جویا شدم نتیجش شد اینکه تو از نظر من لایق ازدواج و زن داشتن نیستی و مثل پدرت هستی و .... سر ازدواج مجدد پدرم هم شدیدا با پدرم سر سنگینم. رابطه فامیلی خاله و عمه درست و حسابی هم متاسفانه ندارم می ترسم از پدرم کمک بخوام مادرم تردم کنه و از دستش بدم. هر دختر خانمی هم متوجه این وضعیت خانواده و مورد قبول نبودنم پیش مادر بشه گاردش میره بالا و احتمالا جواب منفی - چه کنم؟ لطفا راهنمایی کنید.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخبا سلام
برادر خوبم شرایط سختی را می گذرانید اما با توجه به شرایط سنی که دارید انتظار می رود با استقلال بیشتری در مورد اجرایی شدن تصمیم های ازدواج قدم بردارید . منظور از استقلال پشت کردن به اطرافیان و یکدندگی و .. نیست بله شما باید در عین اینکه قاطعیت تون رو در مورد ازدواج نشان می دهید اما هنر گفتگو کردن برای ارتباطی موثر با مادر داشته باشید . گفتگویی همراه با قاطعیت مهربانی احترام و ادب. قدم هایی را خود بردارید و قدم هایی را با احترام و مهربانی مادر را همراه کنید .
از طرفی لا نوع رفتار و منش خود توانمندی هاتون رو به مادر اثبات کنید تا بمرور دیدگاهشون مثبت تر شود.
اما نکته بعد حتما پیش از ازدواج مراجعه ای به روان شناس داشته باشید خودتون و ملاک هاتون مورد ارزیابی قرار بگیرد تا قدم هایی محکم تر حرکت کنید می تونید یک جلسه هم مادر را نزد مشاور ببرید تا گفتگویی داشته باشند .
و نکته دیگر اینکه رابطه تون رو با پدر ترمیم کنید ازدواج ایشان از حقوق مسلمشون بوده و شما بجای همدلی با ایشان موضع گرفته اید . بجای این رفتار سعی کنید با رعایت احترام ارتباطتون رو با پدر هم تقویت کنید . قرار نیست با برقراری ارتباط با هریک دیگری را ازدست بدهید این ووضوع با سیاست و نوع مدیریت شما بستگی دارد
برادر خوبم شرایط سختی را می گذرانید اما با توجه به شرایط سنی که دارید انتظار می رود با استقلال بیشتری در مورد اجرایی شدن تصمیم های ازدواج قدم بردارید . منظور از استقلال پشت کردن به اطرافیان و یکدندگی و .. نیست بله شما باید در عین اینکه قاطعیت تون رو در مورد ازدواج نشان می دهید اما هنر گفتگو کردن برای ارتباطی موثر با مادر داشته باشید . گفتگویی همراه با قاطعیت مهربانی احترام و ادب. قدم هایی را خود بردارید و قدم هایی را با احترام و مهربانی مادر را همراه کنید .
از طرفی لا نوع رفتار و منش خود توانمندی هاتون رو به مادر اثبات کنید تا بمرور دیدگاهشون مثبت تر شود.
اما نکته بعد حتما پیش از ازدواج مراجعه ای به روان شناس داشته باشید خودتون و ملاک هاتون مورد ارزیابی قرار بگیرد تا قدم هایی محکم تر حرکت کنید می تونید یک جلسه هم مادر را نزد مشاور ببرید تا گفتگویی داشته باشند .
و نکته دیگر اینکه رابطه تون رو با پدر ترمیم کنید ازدواج ایشان از حقوق مسلمشون بوده و شما بجای همدلی با ایشان موضع گرفته اید . بجای این رفتار سعی کنید با رعایت احترام ارتباطتون رو با پدر هم تقویت کنید . قرار نیست با برقراری ارتباط با هریک دیگری را ازدست بدهید این ووضوع با سیاست و نوع مدیریت شما بستگی دارد
درود 🌱
به نظر میرسد اختلافات بین پدر و مادرتان حتی بعد از جدایی هم حل نشده است و به قول معروف دودش در چشم بچه ها می رود.
شما اشاره کردید که با وجود تلاش های پدرتان، مادر به زندگی با ایشان باز نگشت، بنابراین پدر برای ادامه ی زندگی، مجبور به ازدواج مجدد شد. شما در این بین نقش مادر را در نظر نگرفته اید که از پدر دلخوری دارید.
اگر مادرتان این خصوصیت اخلاقی را دارند که روی عقیده شان پافشاری میکنند و یک کلام هستند، بنابراین در هر صورت از دست شما ناراحت می شوند.
بهتر است بدون تنش با ایشان صحبت کنید ، دلایلتان را برای ازدواج مطرح کنید و از حق انتخاب طبیعی خود دفاع کنید.
پیشنهاد میکنم قبل از هر اقدامی رابطه تان با پدر را نیز اصلاح کنید. ایشان والد شما هستند هرچند که رابطه ی زناشویی شان با مادر به پایان رسیده است.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
به نظر میرسد اختلافات بین پدر و مادرتان حتی بعد از جدایی هم حل نشده است و به قول معروف دودش در چشم بچه ها می رود.
شما اشاره کردید که با وجود تلاش های پدرتان، مادر به زندگی با ایشان باز نگشت، بنابراین پدر برای ادامه ی زندگی، مجبور به ازدواج مجدد شد. شما در این بین نقش مادر را در نظر نگرفته اید که از پدر دلخوری دارید.
اگر مادرتان این خصوصیت اخلاقی را دارند که روی عقیده شان پافشاری میکنند و یک کلام هستند، بنابراین در هر صورت از دست شما ناراحت می شوند.
بهتر است بدون تنش با ایشان صحبت کنید ، دلایلتان را برای ازدواج مطرح کنید و از حق انتخاب طبیعی خود دفاع کنید.
پیشنهاد میکنم قبل از هر اقدامی رابطه تان با پدر را نیز اصلاح کنید. ایشان والد شما هستند هرچند که رابطه ی زناشویی شان با مادر به پایان رسیده است.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
باسلام
دوست گرامی توصیه اول من این است که رابطه تان با پدرتان را اصلاح کنید
چرا باید با ایشان سرسنگین باشید؟
وقتی زندگی ایشان با مادرتان خاتمه یافته چه دلیلی دارد ایشان همواره تنها بماند؟؟؟
لذا توصیه جدی دارم کم کم با پدرتان رابطه تان را اصلاح کنید تا در صورت لزوم و در هنگام نیاز به کمک در هر زمینه ای، بتوانید روی پدرتان حساب کنید، پس آینده نگر باشید
📍نکته بعدی اینکه حتما در مورد مخالفتهای مادرتان به طور مفصل با او صحبت کنید، دلایل منطقی اش را بشنوید، پاسخ مناسب دهید و حتی به اتفاق هم مراجعه حضوری نزد مشاور داشته باشید تا موانع شناخته و حتی المقدور رفع شود
دقت کنید سعی کنید همراهی خواهر و برادر خود را هم جلب کنید
اگر والدین تان خصوصا مادرتان مشاهده پیگیری شما و همچنین حمایت خواهر و برادرتان باشند، قطعا به مرور تغییر موضع می دهند و همراهی بیشتری می کنند
از سایر بزرگترهای فامیل مانند خاله و... هم کمک بگیرید تا با مادرتان صحبت کنند و همراهی بیشتر ایشان با شما را طلب کنند
موفق باشید🎯🎯🎯🎯
دوست گرامی توصیه اول من این است که رابطه تان با پدرتان را اصلاح کنید
چرا باید با ایشان سرسنگین باشید؟
وقتی زندگی ایشان با مادرتان خاتمه یافته چه دلیلی دارد ایشان همواره تنها بماند؟؟؟
لذا توصیه جدی دارم کم کم با پدرتان رابطه تان را اصلاح کنید تا در صورت لزوم و در هنگام نیاز به کمک در هر زمینه ای، بتوانید روی پدرتان حساب کنید، پس آینده نگر باشید
📍نکته بعدی اینکه حتما در مورد مخالفتهای مادرتان به طور مفصل با او صحبت کنید، دلایل منطقی اش را بشنوید، پاسخ مناسب دهید و حتی به اتفاق هم مراجعه حضوری نزد مشاور داشته باشید تا موانع شناخته و حتی المقدور رفع شود
دقت کنید سعی کنید همراهی خواهر و برادر خود را هم جلب کنید
اگر والدین تان خصوصا مادرتان مشاهده پیگیری شما و همچنین حمایت خواهر و برادرتان باشند، قطعا به مرور تغییر موضع می دهند و همراهی بیشتری می کنند
از سایر بزرگترهای فامیل مانند خاله و... هم کمک بگیرید تا با مادرتان صحبت کنند و همراهی بیشتر ایشان با شما را طلب کنند
موفق باشید🎯🎯🎯🎯


