ناشناس

سوال 995233

کارشناسان محترم همدم درود بی پایان.مشکلی برای بنده به وجود اومده که مسئله از این قرار است :وقتی ۷ ماهه بودم مادرم فوت میکنن و من پیش عمه ام و همسرشون بزرگ میشم و زندگی میکنم. پدر اصلی خودم بعد از فوت مادرم ازدواج میکنن و همسرشون رو میکشن و خودشون هم خودکشی میکنن. این واقعه وقتی اتفاق افتاده که من ۸ ساله بودم . و اصلا هیچ ارتباطی با پدرم نداشتم و به عنوان دایی میشناختمشون.حالا با آقایی از طریق همدم آشنا شدم که بسیار شبیه به مرد ایده آل من هست‌ . اما خانواده محترمشون با این قضیه کنار نیومدن ، خودشون مشکلی ندارن ولی خانواده نمیپذیرن. من باید تاوان کسی رو پس بدم که هیچ تاثیری حتی اندازه هزار تومان در زندگی من نداشته. بسیار اندوهگین و ناراحتم. بهشون گفتم اول تحقیق کنید فکر کنید راجع به خودم و خانواده ام من باز هم صبر میکنم . خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید اصلا حال خوبی ندارم. من میتونستم بهشون دروغ بگم یا بگذارم یه مدت از آشنایی بگذره بعد مطرح کنم اما دلم نمیخواست با چنین شیوه ای جلو برم و صداقت برای من مهم بود و هست. با توجه به روحیات خانوادشون ممکن بود اگر در جلسات بعد هم مطرح میکردم با ری اکشن بدتری مواجه بشم و احساس وابستگی بیشتر بود.من هیچی جز خوشبختی نمیخوام . حتی مهریه زیاد و شیربهاء هم نمیخوام چون حالم کنارشون حال خیلی خوبی بود. اخه تقصیر من چیه این وسط خواهش میکنم کمکم کنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی البته بهتر بود برای بیان این مساله عجله نمی کردید
با کمی تاخیر، بیان کردن مساله، اصلا به معنای دروغگویی نیست بلکه دادن فرصت برای شناخت بیشتر است
اول شما باید بگذارید آقاب خواستگار و خانواده اش شما را خوب بشناسند، سپس مساله در موقع مناسب عنوان گردد
عجله برای بیان این مساله صرفا فرصت شناخت کامل و بدون سوگیری را میگیرد
📍الان هم چاره ای ندارید، اجازه دهید این آقا و خانواده اش به اندازه کافی فکر و بررسی کند و در نهایت تصمیم بگیرد که آیا خواهان ادامه آشنایی هست یا نه؟
در ضمن اگر هم این آشنایی ادامه نیافت، ایرادی ندارد، در موارد بعدی سعی کنید برای بیان گذشته، عجله نکنید
ضمنا اگر شکل مرگ پدرتان مساله ای همه گیر نیست و همه اطرافیان اطلاعی ندارند و احتمال فاش شدن آن نیست، دلیلی ندارد شکل مرگ پدرتان را به تفصیل عنوان کنید
موفق باشید🎯🎯🎯
profile-photo
با سلام
دوست خوبم احساساتتون رو درک می کنم . در این شرایط بدنبال مقصر گشتن صرفا اترژی شما را هدر می دهد و روحتون رو خسته.
سعی کنید از یک واسطه کمک بگیرید تا شرایط را صیقل دهند و با خانواده ایشان صحبت کنند. مسلما مهم شرایط شخصی و اصالت و پاکدامنی و سلامت شماست نه افرادی که در زندگیتون نقشی نداشتند .
آرام باشید و صبور. قضایا را به پروردگاری بسپارید که به مهربانی و حکیم بودنش یقین دارید و بدانید اگر این ازدواج به مصلحت باشد خداوند آن را هموار می کند . شما از عاقبت امور بی خبرید پس صرفا از خداوند طلب خیر کنید .
profile-photo
سلام و درود
صداقت و شفافیتی که در بیان این موضوع داشتید بسیار قابل ستایش و احترامه و شما بهترین کار رو انجام دادید چرا که تبعات عنوان نکردن این موضوع با گذشت زمان ممکن بود به مراتب آسیب زننده تر باشهاما با توجه به صحبت هاتون اینگونه برداشت شد که شما با خانواده طرف مقابل صحبتی نداشتید که پیشنهاد میکنم این گفتگو و دیدار صورت بگیره چه بسا با دیدار حضوری و برخورد با همدیگه و شناختی که صورت خواهد گرفت و با گذشت زمان قضیه به شکل دیگری پیش خواهد رفت
موید باشید 🌱
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز صداقت شما در ابتدای امر بسیار ستودنی است، مسلما شما ویژگی های مثبت زیادی دارید که آقا پسر جذب تان شده اند.
گذشت زمان و شناخت بیشتر میتواند نظر خانواده ی ایشان را در رابطه با شما تغییر دهد.
در ازدواج سلامت روان، شخصیت و تناسب شخصیت بین دختر و پسر از طریق مشاوره پیش از ازدواج بطور نسبی برآورده می شود. سعی کنید با مراجعه به متخصص و بررسی موضوع دلایلی برای خانواده ی ایشان داشته باشید که با آگاهی بیشتری در این رابطه تصمیم گیری کنند.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
باسلام
مسلماً این اتفاقات از کنترل شما خارج بوده و هیچ سهم و مسئولیتی در قبال اشتباهات پدرتان متوجه شما نیست . ولی باورهای غلط افراد گاهی آنقدر در زندگی پر رنگ می شود که نمی گذارد بدون قضاوت اشتباه تصمیم درست بگیرند.
در اصل خود این آقا باید نظر خانواده را به تنهایی یا به کمک یک فرد معتمد تغییر دهد و شما بطور مستقیم نمی توانید کاری انجام دهید.
نوشته اید خود خواستگار مشکلی ندارد. و خانواده نپذیرفته اند.‌آیا پرسیده اید برای جلب رضایتشان کاری انجام داده یا قصدش را دارد؟
اگر اعتقاد به تقدیر دارید هنوز نباید ناامید شوید. شاید راهی برای جلب رضایتشان باشد و اگر این اتفاق نیفتاد شاید قسمتتان جای دیگری است.
گاهی پذیرش شرایط و ذهن را درگیر چراهای بی جواب نکردن یک موهبت است که باید برای یادگیری آن تلاش کنید.‌موفق باشید