ناشناس

سوال 995385

۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

7 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی به نظر می رسد شما تیپ شخصیتی درون گرا هستید
توجه کنید هر نوع تیپ شخصیتی اگر به درستی مدیریت نشود می تواند دردسرساز شود
مثلا از یک انسان درون گرا، یه فرد منزوی بسازد و یا از یک فرد برون گرا فردی ایجاد کند که دائما دوستی های سطحی و نسنجیده و... را تجربه می کند
لذا من تصور می کنم شما با توجه به روحیه تان، بیش از حد به دنیای درون تان پناه بردید و لذا الان بیش از اندازه احساس تنهایی دارید
لذا انجام چند اقدام توصیه می شود 👇
📍میزان فعالیت‌های اجتماعی تان را زیاد کنید، برای این منظور حتما در یک کلاس ورزشی شرکت کنید، کلاسهای مهار تی و هنری هم اکیدا توصیه می شود از این طریق دامنه روابط تان گسترش می یابد
📍تا دیر نشده در مورد معیارهای انتخاب همسر مطالعه بیشتر کنید، مشاوره حضوری بروید و سعی کنید دیدگاه تان را اصلاح کنید
مگر می‌شود همه مردان بی احساس باشند و یا همه حائز یک ویژگی خاص باشند؟
چون به شدت به سمت تنهایی گرایش یافته اید، از تجربیات اجتماعی تان کاسته شده و شناخت دقیق از پیرامون خود ندارید
لذا با مطالعه و مشاوره سعی کنید معیارهای درست انتخاب همسر و شیوه بررسی آنها را بشناسید تا بتوانید انتخابی درست و منطقی داشته باشید
نه نیاز است زندگی مجردی برگزینید و نه با خانواده دچار چالش شوید بلکه سعی کنید سبک زندگی تان را اصلاح کنید و برای یک ازدواج منطقی هم برنامه ریزی کنید
موفق باشید🎯🎯🎯
سلام زهرا جان،
عزیزم با توجه به مطالبی که عنوان کردید، به نظر می‌رسد عواملی باعث خدشه‌دار شدن عزت نفس شما گردیده. شاید گاهی معانی کلمات در جایگاه خود قرار نمی‌گیرند. مثلا عدم توجه به احساسات را منطقی بودن، منفعل بودن را آرام بودن می‌دانیم. در حالیکه خیلی با هم متفاوتند.
رفتار انفعالی و عدم توجه به احساسات، بعد از گذشت مدت طولانی، انسان را به سمت پرخاشگری سوق می‌دهد. به گونه‌ای که فرد حالش هم از خود و هم از دیگران، خوب نیست.
در روابط اجتماعی دچار مشکل خواهد شد. خودش را دوست داشتنی نمی‌بیند. با اطرافیان رابطه صمیمی ندارد . در حقیقت یکی از نیازهای اساسی انسان، دوست داشتن و دوست داشته شدن ارضاء نمی‌شود. نتیجه‌اش می‌تواند افسردگی باشد. ناکامی و ناامیدی از نشانه‌های آن است.
برای شما ضرورت دارد که بطور حضوری با یک مشاور و یا روانشناس مراجعه کنید تا به شکل زیربنایی به موضوع پرداخته شود.ریشه مسائل بررسی شود.با دادن راهکارهایی به جهت شناسایی و درمان کمک شود.
قطعا دارودرمانی به همراه روان‌درمانی راهگشاست.
با آرزوی حال خوب و سلامت روانی و جسمانی شما.
profile-photo
سلام دوست گرامی
شما دارای نشانه های خلق پایین و افسردگی را دارا هستید و افکار خودکشی را هم دارید لازمه که همچنان زیر نظر روانپزشک باشید و از طرفی جلسات رواندرمانی هم داشته باشید برای کار کردن روی افکار ناکارامدی که دارید مثلا از همان اوائل کودکی دوست داشتنی نبودم و....به هر حال هر فردی هم ویژگی های مثبت و منفی دارد و این به معنای دوست داشتنی نبودن نیست،سعی کنید دایره ارتباطی تان را افزایش دهیدو دوستانی داشته باشید و بخشی از تنهایی تان را پر کنید
از طرفی به نظر میرسد افکاری که دارید روی ازدواج تان هم تاثیر گذاشته است.
پیشنهاد میشود از مشاور کمک بگیرید.
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز احساسات شما قابل درک است، شرایط دشوار و تنهایی آزارتان می دهد.
لازم است ابتدا دلایل رسیدن به این مرحله را بررسی و ضمن پرهیز از پیش داوری منفی، سعی کنید همواره مثبت اندیشی را مد نظر داشته باشید. تعدیل سطح انتظارات خود نکته دیگری است که باید به آن توجه و عمل کنید ،زیرا همه ویژگی‌های خوب در یک فرد جمع نیست و اگر شما به دنبال فردی آرمانی و خیالی هستید، ممکن است نتوانید او را در واقعیت بیابید، زیرا هر یک از انسان‌ها معمولا نقاط ضعف و قوت‌های خود را دارند.
در قدم بعدی باید درباره هدف از ازدواج، معیارهای انتخاب همسر و آمادگی‌های لازم برای این موضوع تحقیق و بررسی بیشتری بکنید و ضمن مشخص کردن اهداف و معیارهای خود، ببینید آیا از همه جنبه‌ها آمادگی ازدواج را دارید یا نه؟ توجه داشته باشید نه تنها در این باره بلکه در همه زمینه‌ها و کارها تا زمانی که وارد متن آن نشوید از آن ترس دارید ولی زمانی که درگیر موضوعی شدید، نگرانی اولیه‌تان به مرور کمتر می‌شود.
نکته آخر این‌ که در اولین فرصت از مشاوره حضوری یک روان‌شناس یا مشاور با تجربه بهره‌مند شوید تا تصمیم درست و اصولی بگیرید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
با سلام
دوست عزیز شرایط سختی را می گذرانید مسلما تنهایی و نداشتن دوست و رفیق هر فردی رو دچار رخوت و کسالت می کنه و در ادامه به افسردگی و ناامیدی می کشاند.
اما این تنهایی فراوان حق شما نیست. شما به هیچ عنوان شایسته این شرایط نیستید و من مطمئنم بیش از باورهایتان توانایی دارید .
کافی است این افکار و تصورات از خود را کنار بگذارید و بجای اثبات جذاب نبوذن مدام در پی اثبات موفقیت هاتون در روابط باشید هرچند اندک.
مهارت های اجتماعی در ارتباطات اجتماعی آموخته می شود و اکتسابی است . انزوا و در خود رفتن مهارتی را ایجاد و تقویت نمی کند .
این که چرا افرادی بوده اند که شما را طرد کردند یا فیدبک های منفی داده اند دلیل نامعلومی دارد اما یقینا این طور نیست و شما به اندازه کافی قادرید ارتباط خوبی را برقرار کنید .
به گروه های مختلف بپیوندید . مهارت افزایی کنید هم از جهت حضور در اجتماعات و ایجاد روابط و هم از نظر افزایش اعتماد به نفس باید در اجتماع حضور فعال داشته باشید . باید خود را ازین واهمه ها رها کنید و خود را در دریای روابط غرق کنید . افکار منفی را کنار بگذارید خود را دوست داشته باشید باور درونی تون در بروز استعداد و مهارتهاتون موثر خواهد بود .
سلام دوست عزیز
شما به بعضی از مشاوره ها تند و زننده پاسخ میدید
کاش با خودتون حساب کتاب کنید ببینید دوست دارید رسالتتون حال خوب آدمها باشه تسکین دردها یا نمک روی زخم بودن براتون ارزشمنده
خب اگه خواستگار زیاد داشتی پس تو این برنامه چیکار می‌کنی
یجور حرف میزنی انگار همه ی آقایون بدن فقط شما خوبی.
و این جملت(خواستگار زیاد داشتم ) ولی بخاطر ترس همه رو رد کردم
یعنی میخوای بگی برات صف کشیدن خواستگارات ،
خب ما میگیم یک خواستگارت بد دو تا بد اصلا همش بد یعنی تو این همه یکی دو تا آدم خوب پیدا نمیشه ، شما بنظرم کلا مشکل داری