ناشناس

سوال 995585

من فرزندن ششم از یک خانواده و کوچیکترین فرزندم ، یه بلر ازدواج سنتی با اجبار خانواده در سن ۲۰ سالگی داشتم ، که خانواده خواستگار راه داده بود و بودن تحقیق من بهش دادن و طرف اختلال روانی داشت و روابط های متعدد با زن های شوار دار ، که خودم پول جمع کردم و با مشورت با چندین مشاور بعد از کلی دوندگی تنهایی تو دادگاه فاسد مشهد توافقی جدا شدم ، من تهران اومدم و سالها کار کردم و تحصیل ادامه دادم ، اما به دلایلی بعد از تحصیل برگشتم مشهد ، برادر من دختری ده سال کوچیکتر و فاس از لحاظ اخلاقی داره که بخاطر تعدد روابط نامشروع ،خواستگارش دو روز قبل از عقد عکس های ناجور روابط غیر اخلاقیش آورد و جاری هاش هم گفتن هم مدرسه شون بوده و بخاطر تعدد پسر بازی از مدرسه اونا اخراج شده ،چون عقدش بهم خورد خودش و مادرش که جز فرقه های حجتیه هس و مدام پیش دعانویس هستن من و خواهرم تحدید کردن که زندگی های شما رو هم خراب می کنیم ، و اینکه چرا من دنبال روابط نامشروع نیستم و فساد ، و برادرم هم ما رو تحدید به صدمه زدن ، با شوکر و زنجیر کرد ، دختر ناسالم برادرم ، چندین بار گوشی من هک کرده و اون زمان رفت سراغ خواننده ی مزاحم و دزدی که هم آثار من دزدیده بود و هم دنبال اذیت ازار جنسی بود و با اون دست به یکی کرد ، گوشی من هک کرد ، حتی کسی فرستاد با نقشه قبلی که به من تجاوز کنه اما موفق نشد ، گوشی من ، خواهرم ، دختر عموم که بالای زن بازش دنبال رابطه باهاش بود مدام هک می کرد و می رفت سراغ دوست و آشنا و محل کار و غیره، تا جایی که من تو تهران که برگشتم بعد فوت پدرم ، چون کارم تولید محتوا تو اینترنت بود همه رو از دست دادم ، و سراغ کارفرما ، خواستگار همه می رفت خودش جای من جا می زد و یا پیام هایی مبنی بر اینکه من فاحشه یا فاسدم می فرستاد تا مزاحم ها ی من به عنوان یک زن مطلقه اذیت کنن ، حتی دختر برادرم بعد ازدواجش همین جور مدام داره اذیت می کنه ، من و دختر عموم اونقدر اذیت کرد که ما بارها مراجعه کردیم به پلیس فتا اما چون از طریق اون خواننده شناخته شده و فرقه ای که جزئش هستن، پلیس نتونست کار کنه ، خواهرم تنها بخاطر پیام هایی که مدام به خودش و شوهرش می دادن ، پبگیری کرد از پلیس فتا فهمید دختر برادرم ، اما این از من پنهون کرد ، تا من دوباره مجبور کنه برای اینکه هزینه ای ندن برای نگهداری مادرم در مشهد با زور بکشه مشهد ، خواهرم که در اداره پدرم حسابدار ، ماهی سه میلیون هم از حقوق من را برمی داره و می ده به برادر دیگرم برای بیمه بازنشستگی بی اجازه من ، برادری که او هم با همسرش یک شب که مهمانشان بودم به من تجاوز کرده بودند ، و بیمار هستند ،لازم به ذکر هس پدرم هیچ ارثی هم برای من نگذاشته و اگر من برای نگهداری مادرم برگردم که ۸۳ سالش بعد مرگ مادرم من رو بدون هیچ سرمایه ای از خانه بیرون می کنن . در نتیجه امر ، مزاحمت های محل کار برای یک زن جوان مطلقه در جامعه از یکطرف ، خانواده فاسد و حسود از طرف دیگر ، آنقدر به من فشار آورد که با دکترم مشورت کردم،و با نظر ایشان، هم دارو برای کاهش وسواس اضطراب مصرف می کنم ،و هم با خانواده حتی مادرم قطع ارتباط کردم ، در شرایط کسی مث من ، کمتر کسی هم حاضر به ازدواج می شود ، من برای برون رفت از این شرایط به کمک و راهنمایی نیاز دارم ، ممنون می شم راهکار بدید و بگید برای نجات زندگیم از این شرایط سخت چیکار می تونم بکنم .

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
سلام نگار جان
از خواندن شرح حال زندگی شما بسیار متأثر شدم. در شرایط دشواری قرار گرفتید. جدایی از همسر، فوت پدر، افراد مسمومی که در اطراف شما قرار گرفتند، از دست دادن شغل و.... هر یک از این مسائل برای انسان دردناک و مشکل ساز است.
عزیزم شما باید از دو حوزه کمک بگیرید. در بخش گرفتن حق مالی با یک وکیل مشورت کنید.
اما در بخش بعدی با توجه به پیچیدگی های موضوع بهتر است با یک مشاور و روانشناس به شکل حضوری ارتباط برقرار کنید. چون به جهت کمک به شما نیاز به بررسی دقیق دارد تا بتوان به نتیجه رسید.
البته در مرحله اول اگر بخواهیم راه حلی به جهت کاهش اضطراب و کسب آرامش شما قدمی برداریم ورزش ، بخصوص پیاده‌روی و یوگا، همنشینی با دوستان و بستگانی که به شما آرامش بدند، تا حدی می‌تواند از اضطراب شما بکاهد و در کنار افراد با انرژی مثبت انشاالله روزنه‌ای از امید باز شود.
همچنین استفاده از دارو برای کاهش اضطراب موقتی است حتما نیاز به روان‌درمانی می‌باشد.
توکل به خدا داشته باشید.
قطعا حضور یک مشاور لازم و ضروری است. موفق و پیروز باشید.
آهنگر، دکتری مشاوره، رواندرمانگر در حوزه وسواس، افسردگی، اضطراب، زوج، مشاوره پیش از ازدواج
profile-photo
باسلام
کاربرمحترم بخاطر شرایطی که داشتید متاسفم. توصیه می کنم با وکیل حتما صحبت کنید و ماجرا را شرح دهید. و از حق قانونی خودتان دفاع کنید.
از خانواده دوری کنید و آدرس خود را به هیچ کدام از اعضای خانواده ندهید. بعد از یه مدت مجدد کارتان را شروع کنید.
با توجه به آسیب هایی که دیدید حتما باید به کمک یک درمانگر حرفه ای جلسات تراپی داشته باشید.
profile-photo
باسلام
دوست گرامی شما قبل از اینکه از بخش روان شناسی کمک بگیرید، باید با یک وکیل صحبت کنید تا بتوانید نحوه ب خورد با این همه مشکل و چالش را بیابید
ابتدا باید زندگی شخصی تان به آرامش و ثبات نسبی برسد تا بتوانید انتخاب و ازدواجی مناسب داشته باشید
در ضمن با افراد آسیب زای خانواده تان قطع رابطه کنید، حتی تمام آدرس‌ها و شماره تماس هایتان را تغییر دهید تا در دسترس این افراد نباشید
هر چه از آنها فاصله بگیرید مشکلات تان کمتر می‌شود
توجه به زندگی شخصی تان، ورزش منظم، برقراری رابطه با افراد شایسته و اخلاق مدار و.. می تواند از شدت اضطراب و مشکلات عصبی تان بکاهد
موفق باشید🎯🎯🎯
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز شرح حال شما را خواندم و بابت اتفاقات تلخی که برایتان افتاده متأسفم...
با وجود مشکلات پیش رو که تا کنون توضیح دادید، عجیب نیست اگر دچار مشکلات روانشناختی شده اید. اکثر افراد در چنین شرایطی، احساساتی مانند عصبانیت، اضطراب، افسردگی و تنهایی دارند. طلاق، عدم حمایت خانواده، نگرانی بابت آینده و سختی شرایط فعلی تان، آشفتگی عاطفی و حتی گاهی بیماری روانی ایجاد می کند.
هر کدام از ما بخش های سالم و کارآمد زیادی در شخصیت مان داریم مانند کنجکاوی، خلاقیت، رسیدگی به خود و دیگران، احساس ارزشمندی و خشم متناسب با شرایط. گاهی طی سال ها رشد و تحول، بسیاری ازبخش های سالم و کارآمد ما توسط خانواده، مدرسه، آموزش های دینی و اجتماعی و یا عوامل دیگری مانند تلویزیون، سینما، کتاب ها و مجلات، تقویت نمی شوند. از این رو وقتی در فرآیند طبیعی با استرس، ضربه عاطفی و بی محبتی روبه رو می شویم نمی توانیم به طور کارآمد با آن ها رو به رو شویم.
احساس ارزشمندی و عزت نفس، رفتار ما را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. شرایط پیش روی تان نیز به نوبه خود باعث کاهش عزت نفس و گم شدن هویت تان می شود.
توصیه میکنم با همراهی یک متخصص و درمانگر کارآمدی تان را در ابعاد مختلف تقویت کنید تا بتوانید با قوای بیشتری به مسیر زندگی ادامه دهید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱