ناشناس

سوال 995832

سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
سلام و درود
دوست عزیز رابطه دو طرفه نیازمند یادگیری مهارت مختلفی از جمله مهارت گفتگو،،حل مسأله ،درک متقابل و ...است
در یک رابطه رفتار طرفین و طرز برخورد اونها بر کیفیت رابطه اونها به مرور تاثیر خواهد گذاشت و دقیقا بعد از فروکش کردن احساسات و هیجانات اولیه خودنمایی می‌کنه
هر چند که قهر کردن و سکوت بدون ایجاد فضایی برای گفتگوی سالم و راهبردی برای حل مسأله بصورت شفاف و منطقی امری ناسالم در رابطه عاطفی و در برخورد با شریک عاطفی ست اما باید به رفتارهایی که موجب این برخورد هم شده دقت کرد بعنوان مثال اگر از برخورد یا رفتار و کنشی در فرد مقابل دیدید که آزار دهنده است باید با ایجاد شرایطی مسالمت‌آمیز بدور از سرزنش،قضاوت و یا برخوردی که باعث ایجاد حالت تدافعی در فرد باشه که مسلما اینها نیازمند آگاهی،کمک گرفتن از مشاور ،مطالعه چند کتاب در این راستاس تا بشه به این جمع بندی در جهت ارزیابی تناسبات و اشتراکات و تفاهم رسید
موید باشید 🌱
profile-photo
باسلام
بعد از اینکه با هم ازدواج کردید این ابراز علاقه و دوست داشتن ( بدون مهارت ارتباط و حل مسئله) برای یک ازدواج موفق کافی نیست و قطعا این احساس دلسردی تشدید می شود.
اگر بخواهید دنبال مقصر بگردید و هر کس کارش را توجیه کند مشکل باقی می ماند.
آیا درباره این احساس صحبت کرده اید ؟ آیا تمایلی برای رفع مشکلات دارند یا قهر و سکوت تنها راه حل است؟
بهتر است هم درباره احساسی که در خصوص این قهر و آشتی دارید صحبت کنید و هم کلاهتان را قاضی کنید و ببینید این توجه و ابراز علاقه و هدایای گران قیمت در برابر این حال بدی که دارید چقدر برایتان ارزش دارد.
ادامه این رابطه بدون تغییر پایان خوشی ندارد. کتابهای زیادی در خصوص شناخت ویژگی های زنانه و مردانه(آنچه مردان درباره زنان باید بدانند ، آنچه زنان درباره مردان باید بدانند ، زنان ونوسی و مردان مریخی و......) و مهارتهای زندگی وجود دارد که هر دو می توانید مطالعه کنید و اگر موفق نشدید به تنهایی اختلافات را مدیریت کنید از یک روانشناس کمک بگیرید. موفق باشید
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز آیا شما بعد از این مدت شناختی که از ایشان به دست آورده اید در همین مواردی که به آن اشاره کرده اید خلاصه می شود؟
آیا مواردی که باعث می‌شود ایشان به هم بریزند را شناسایی کرده اید؟
سعی میکنید آنها را رعایت کنید ؟
گاهی برخی مسائل به گونه ای که مطرح می شوند، برداشت نمی شوند!
مثلاً زمانی که شما به ایشان میگویید «به خاطر خودت میگم فلان جا نرو سرت کلاه میذارن»
ممکن است برداشت ایشان چنین باشد که شما به قدرت درک و فهم ایشان اعتماد ندارید و ایشان قرار است خود را در مهلکه ای گرفتار کند، بنابراین واکنش نشان می دهند.
یا زمانی که شما در رابطه با موضوعی با ایشان صحبت کردید و جوابتان را گرفتید، وقتی موضوع را مجدد با خواهر ایشان مطرح میکنید، ایشان احساس میکنند شما حرف ایشان را باور نکرده اید و به دنبال مچ‌گیری هستید.
اکثر انسان‌ها قدرت و توانایی تکلم دارند تا بتوانند آنچه را که می‌خواهند و آنچه را که در ذهن و قلب‌شان است را به زبان بیاورند و بیان کنند، تا دیگران متوجه منظورشان شوند. صحبت کردن و گفتن خواسته‌ها سخت نیست، فقط کمی تمرین می‌طلبد. ایشان خواسته های از شما دارند و متقابلاً شما هم همین طور.
آیا تا به حال در این موارد صحبت کرده اید؟
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱