ناشناس

سوال 995840

سلام خانم شربیانی عزیزخسته نباشیدسوال کرده بودیدچندموردرو...ما۱۱ماهه باهمیم وروزاول اومدن خاستگاری انگشترانداختن درخانواده وچندتابزرگتروچون شرط خونه گذاشتم گفتم ملک بخرن بعدعقدکنیم خریدملک طول کشیدمنم میدونستم به اسونی نیست تواین اوضاع مملکت خریدملک اگه خودشون داشتن وهمونومیزدن یاشش دنگ یاسه دنگ چراولی ایشون رفتن برای من خریدن واین خریدملک هشت ماه طول کشیدتاکارکردن وروپسندازفعلی خودشون گذاشتن برای خریدخونه.تاخریدوتموم شدوسندش یه ماه طول کشبدبیادهمون هشت ماه وخورده طول کشید. براهمین ازدواجمون طول کشیدبه هرحال.بعدمدارس شروع شدمنم فرزندمواینجاثبت نام کردم ودرس میخونه ایشونم همسن بچه من بچه داره اونجاثبت نامه ودرس میخونه یخورده بخاطرمدارس وامتحان وگرفتاری های زندگی نشدبعدایشون کارشون روبیشترکردن چون روشون برای زندگی وخریدخونه ووخرج وهزینه های دیگه فشاربودکارش بیشترشده ووفت وزمان کم میارن کارشونم جوریه برمیدارن قبول میکنن کارمشتری روبایدانجام بدن وتحویل بدن دیگه هی سرش شلوغترشدتوکاروزندگی ازیطرف دیگم ماشینشون خراب شدودرست نشدمجبورشدن اونوبدن وسه برابرهزینه کنن ماشین جدیدونوبگیرن وهزینه وفشاروچک واینازیاددارن شرایط نشدوقت برای دیدن ماباشه.این مابین تواین یازده ماه پنج ماه وهموندیدیم براهمین شرایط هاشدوگرنه ایشون جونشون داره درمیره فقط یه ساعت منوبیین ازطرف دیگه هم این وسط نقل مکان داشتن برای خودشون برای خونه ای که زندگی میکنن وبازهم این مابین چون میخان مهمونی وجشن بگیرن سمت خودشون برای عقدمون میگن هزینه میخادوهزینه های مهظروعقدوحلقه وحتی چیزای دیگه فکرمیکنن وابایدکارکنه که بتونه برسونه همروقراراخرمون دیگه تاقبل عیدبوده که دستش خالی شده یه مقداردیگه کارکنن جمع کنن برای کارای اخرمون.مخالفتی ندارن خانواده اگه بخادبه حرف اون هاباشه ازخداشونه ازدواج کنم برم ولحظه ای اینجانباشم صحبت کردم درموردمشکلات خانوادگی خودم درگفتگوهاهرخاستگاری میومدبرام مادرمن هدفش اینه من برم براش مهم نیست خوب هست زندگیم بعدهایابد.درمورداین اقاهیچ جرف منفی نمیزنن جون بهشون احترام گذاشته وبراشون هنیشه خوب بوده ومحبت کرده چیزخاصی ومخالفتی نکردن تاالان ندیدنمون وطول کشیدن عقدمون بنابرچیزهایی اتفاق افتاده که گفتم بخاطرهمون شرایط وموردها.ایشون تاقبل عقدگفتم مسکن خریدن حتی طلای قراردادی من روخریدن بیشترازاونم خریدن.فقط میگم این مشکلات مابین خودمون هم هی قهراشتی قهراشتی گاهی حالم ازاین رابطه بهم میخورداین اواخرخیلی قهرواشتی داشتیم به حالت سردی رسیده دیگه پای حرف ایشون بشینی مقصرهمش طرف مقابل رومیدونه ودلیل رفتاراش رفتارای طرف میدونه ولی درصورتی که من خیلی مثال هازدم جاهایی که واقعاعقلی واحساسی منطقی فکرمیکنم بی تقصیربی گناه بودم ایشون اون برخوردروداشتن.دیکه من کوچیکترینش رومیگم براتون من روتوجمع صداکردن من نشنیدم وواقعامتوجه نشدم توشلوغی دوروبرم وسروصداهاایشون قهرکردحرف نزدچندساعت جوری که من برم سمتش وحرف بزنم خنده شوخی کنم شیطونی کنم بخنده وسریع وابده انگارنه اتگارکه قهربوده قبلش قهربودتوقیافه بودچرامن الویتت نیستم چرانشنیدی چندبارصداکردم.یاتومشهدپدرم بودمن نتونستم اومدن کنارم ازخجالت دستشون روبگیرم کل مسیرباهام حرف نزدن توقیافه بودچرادستم رونگرفتی دیگه مامیخایم ازدواج کنیم انگشترانداختم بخای حساب کنی زن منی توتوبازاردستم روردکردی نگرفتی بخاطربابات یااطرافیان رفت جلوترمن قدم زداین اخلاقارونمیدونم چی بزارم اسمش روشخصیتشه بی منطقه بی درکه مفهوم حرفام رونمبفهمه یابدمتوجه میشه کلاقهریه هرچی بهش برمیخوره ذاتیه خصلته براهمین اینقدرسرموضوعات مختلف اتفاق میوفته احساس میکنم اصلاحرف منونمیفهمه تادهن وامیکنم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی علی رغم اینکه هر دو شما از لحاظ سنی در شرایط مطلوبی هستید و دوران اول جوانی را هم پشت سر گذاشته و دوران دوم جوانی را سپری می کنید، تجربه یک زندگی ناموفق دارید و هر دوتان والد هستید، اما بسیار بسیار ناپخته رفتار می کنید و از هم توقع دارید
🌹توجه کنید اگر با همین رفتارهای ناپخته بخواهید پیش بروید زندگی دوم تان هم خراب می‌شود چه با این فرد و چه با هر فرد دیگری
داشتن طلا، خانه، ماشین جدید و جشن ازدواج و... خیلی خوب است اما اولویت اصلی زندگی شما دو نفر باید پرداختن به مهارت‌های اصلی زندگی، طرز صحبت با هم، یافتن راه‌هایی برای تعمیق رابطه، مقابله با اختلافات، برخورد با کدورت‌ها و... باشد
این قدر که هر دوتان به مادیات توجه دارید به مسائل اساسی دیگر زندگی تان هم بپردازید، در موردش صحبت کنید و دنبال راهکار باشید
مثلا یکی از مشکلات شما دو نفر، قهر است، در یک موقعیت مناسب پیرامون این مساله صحبت کنید که وقتی کدورتی ایجاد می‌شود چه کار کنید تا ادامه دار نشود؟ توافق کنید در موردش صحبت کنید نه اینکه رهایش کنید و با اخم و قهر تبدیل به گرهی کور کنید
هردوتان مراقب باشید تا با اشکالات زندگی قبلی، وارد زندگی جدید نشوید خصوصا که قرار است با دو بچه هم سر و کار داشته و تربیتشان کنید
لذا بالغانه فکر کنید و رفتار کنید
توصیه می کنم توافق کنید و حتما یکی دو جلسه مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید
مطالعه کتاب‌های مرتبط با مهارت‌های زناشویی اکیدا توصیه میشود
انتشارات رشد و نسل نواندیش در این راستا کتاب های خوبی دارد
موفق باشید 🎯🎯🎯
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز اگر تنها مشکل شما عدم درک و قهر و آشتی های پی در پی است، توجه داشته باشید که هیچ کس کامل نیست. مهم این است که دو نفر کنار هم مهارت های لازم را فرا گیرند و برای آرامش بخشیدن به زندگی تلاش کنند.
توصیه میکنم اگر این آقا را قطعا انتخاب کرده اید، زندگی مشترک تان را آغاز کنید.
دوری و فاصله بین تان فقط باعث ایجاد مشکلات و سردی می شود.
با انتقال فرزندتان به مدرسه در تهران و جشنی مختصر می توانید موانع دورب را بر طرف کنید.
در حال حاضر ایشان حدود یک سال است که نامزد شما هستند، از خیلی از لحاظ شما را ساپورت کرده اند، بنابراین شما را همسر خود میدانند، اینکه شما دستش را پیش پدرتان رها کرده اید احساس کرده اند که به اندازه ای که ایشان شما را همسر خود میدانند شما چنین نیستید.
بقیه توضیحات در سوالات قبلی تان داده شده است.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱