ناشناس
سوال 996115
سلام وقتتون بخیر من خانمی هستم که در سن بیست و پنچ سالگی عقد کردم پس از عقد متوجه شدم همسرم مصرف متادون دارد و معتاد بوده برای همین بکسال درگیر طلاق بودم ولی بعدبه خاطر اینکه به خود مون فرصت دوباره بدهم وارد زندگی مشترک شدم و یکسال هم با ایشان زندگی کردم ولی بعداز یک سال متوجه شدم دوباره به اعتیاد رو آورده از طرف دیگر مشکل جنسی داشتند و نمی توانستند با من رابطه داشتند با وجود علاقه ای که به من داشتند در ماه های اول به اصرار من به مشاور مراجعه کردیم که مشاور هم تایید کرد ایشان نمی تواند با من رابطه برقرار کند و بهتره جدا شویم ولی من تا زمانی که دوباره سراغ اعتیادش برود کنارش ماندم و سعی داشتم کمکش کنم ولی بعداز آن اتفاق دیدم بهتره جدا شوم و این زندگی ارزش ماندن ندارد و با سختی توانستم بعداز یک سال طلاق بگیرم و دادگاه هم به من شناسنامه سفید داد اکنون حدود ۴۰ سالم شده و ده سال از ان ماجرا میگذرد و در این ده سال سعی کردم روی شغلم تمرکز کنم و چون طلاق خیلی برام سخت بود شغلم را عوض کردم و دوباره از نو زندگیم را ساختم سرکارم کسی ماجرای طلاقم را نمی دونه و همه فکر میکنند مجردبودم فقط چند دوست صمیمی ام می دانند و توضیح دادن این ماجرا برام خیلی سخت و درد آوره که بخوام درمورد مسایل خصوصی ام صحبت کنم دراین مدت هرکسی که به خواستگاری ام می آمد را رد می کردم و اعتمادم کم شده بود ولی حالا دلم میخواد دوباره ازدواج کنم ولی نمی دانم دقیقا چه بگم خیلی سخته برام از طرفی ازدواج یک ساله پر از دردی داشتم و از طرفی شناسنامه ام سفید است وقتی درمورد علت طلاقم تو موارد آشنایی صحبت میکنم معمولا اعتیاد را مطرح میکنم ولی در سوالات بعدی سعی میکنم یکسری موارد را نگویم و افراد فکر میکنند دروغ میگم و مرموزم در صورتی که این طور نیست و من برام سخته راجع به مشکل جنسی که داشتیم صحبت کنم به نظرتون بهتره چه جور خودم را معرفی کنم حتی در محل کارم خیلی ها از من می پرسند چرا ازدواج نکردی و تو شرایط خوبی را داری ولی من میترسم از طلاقم صحبت کنم البته در این ده سال از نظر مالی وضعیت خوبی برای خودم ساختم اما به کسی راجع به اون صحبت نمیکنم و میترسم طرف مقابلم کلاهبردار باشد
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخباسلام
دوست عزیز شرایط سختی که داشتید قابل درک هست و قطعا این بی اعتمادی مربوط به دوران ازدواج شما هست.
بسیار خوب هست که خودتان را در مسیر پیشرفت شغلی قرار دادید اما اینکه تا به الان از ازدواج فرار کردید یا بخاطر بی اعتمادی نتوانستید خواستگاری را ببینید قطعا نیاز به بررسی دارد.
توجه کنید فرصت چندین باره دادن به یک آدم اشتباه باعث بی اعتمادی و ناامیدی به ازدواج می شود.
اکنون معیارهای خودتان را مشخص کنید و اگر فردی برای آشنایی و خواستگاری اقدام کرد ببینید چقدر به معیارهای شما نزدیک هست.
درباره ی زندگی گذشته خود لازم نیست وارد جزئیات شوید. علت طلاق (اعتیاد و مشکلات جنسی)و مدت ازدواج را بگویید.
دوست عزیز شرایط سختی که داشتید قابل درک هست و قطعا این بی اعتمادی مربوط به دوران ازدواج شما هست.
بسیار خوب هست که خودتان را در مسیر پیشرفت شغلی قرار دادید اما اینکه تا به الان از ازدواج فرار کردید یا بخاطر بی اعتمادی نتوانستید خواستگاری را ببینید قطعا نیاز به بررسی دارد.
توجه کنید فرصت چندین باره دادن به یک آدم اشتباه باعث بی اعتمادی و ناامیدی به ازدواج می شود.
اکنون معیارهای خودتان را مشخص کنید و اگر فردی برای آشنایی و خواستگاری اقدام کرد ببینید چقدر به معیارهای شما نزدیک هست.
درباره ی زندگی گذشته خود لازم نیست وارد جزئیات شوید. علت طلاق (اعتیاد و مشکلات جنسی)و مدت ازدواج را بگویید.
درود 🌱
گاهی گفتن تمام حقیقت درباره امور گذشته میتواند باعث از بین رفتن اعتماد و ایجاد حساسیتهای بیجا شود. اینکه بتوانید تصمیم بگیرید کدام مسائل را، چگونه و با چه جزئیاتی با طرف مقابلتان در میان بگذارید، موضوعی پیچیده است که نیاز به بررسی شرایط خاص هر فرد دارد.
هنگامی که میخواهید درباره این که چطور با خواستگارتان صحبت کنید و چه مسائلی را با او در میان بگذارید، به این نکته توجه کنید که یک فرمول مشخص و تعریف شده برای این کار وجود ندارد. توصیه میکنیم که حرفهایتان را ابتدا بنویسید. البته پیشنهادمان این نیست که روخوانی کنید، اما نوشتن کمک میکند که خودتان را با افکارتان رودررو کنید و تصمیم بگیرید که کدام بخش از گذشته خود را با خواستگارتان در میان بگذارید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
گاهی گفتن تمام حقیقت درباره امور گذشته میتواند باعث از بین رفتن اعتماد و ایجاد حساسیتهای بیجا شود. اینکه بتوانید تصمیم بگیرید کدام مسائل را، چگونه و با چه جزئیاتی با طرف مقابلتان در میان بگذارید، موضوعی پیچیده است که نیاز به بررسی شرایط خاص هر فرد دارد.
هنگامی که میخواهید درباره این که چطور با خواستگارتان صحبت کنید و چه مسائلی را با او در میان بگذارید، به این نکته توجه کنید که یک فرمول مشخص و تعریف شده برای این کار وجود ندارد. توصیه میکنیم که حرفهایتان را ابتدا بنویسید. البته پیشنهادمان این نیست که روخوانی کنید، اما نوشتن کمک میکند که خودتان را با افکارتان رودررو کنید و تصمیم بگیرید که کدام بخش از گذشته خود را با خواستگارتان در میان بگذارید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
باسلام
بنظر می رسد در این چند سال نظر دیگران و اینکه چگونه درباره شما فکر می کنند آنقدر برایتان مهم بوده که فراموش کرده اید انسانها چه شما بخواهید چه نخواهید جاهای خالی را با حدسیات شان پر می کنند و چه بهتر که این شفاف سازی برای افراد مهم زندگی توسط خودتان صورت گیرد .
تا زمانی که پذیرش مسأله ای برای خودمان راحت نباشد نمی توان انتظار داشت که بقیه آنرا بپذیرند.
مشکل جنسی همسرتان ربطی به شما نداشته و در حقیقت غیر مستقیم باز هم اعتیاد علتش بوده.
شما هم مانند خیلی از افراد علی رغم تلاش طلاق گرفته اید و لزومی ندارد در ابتدای آشنایی و بدون شناخت درباره مسائل خصوصی صحبت کنید. حتی بزرگ کردن آن دوران و اینکه بگویید دوران سختی بوده بیشتر توجه بقیه را جلب می کند.
شما دیگر یک دختر کم سن و سال نیستید بلکه یک خانم چهل ساله هستید و فردی که انتخاب می کنید هم قطعا تجربیات متعددی داشته است.
آشنایی با فردی که معرف معتبری دارد و مطمئن هستید قصدش ازدواج است یا از خانواده و زندگی اش تا حدودی شناخت دارید ریسک کمتری دارد تا کسی که تمام اطلاعاتتان از طریق صحبت خودش بدست می آید.
وقتی علم و آگاهی بیشتر است طبیعتاً اعتماد کردن دشوار است . و تا زمانی که از ترس سوء استفاده از دیگران اجتناب می کنید رابطه و شناختی شکل نمی گیرد که مخالف آن به شما ثابت شود.
اگر افکار منفی و بازدارنده زیادی دارید از یک روانشناس کمک بگیرید تا هم به رسیدن آرامش فردی و هم در انتخاب همسر و بازبینی ملاک ها به شما کمک کند. موفق باشید
بنظر می رسد در این چند سال نظر دیگران و اینکه چگونه درباره شما فکر می کنند آنقدر برایتان مهم بوده که فراموش کرده اید انسانها چه شما بخواهید چه نخواهید جاهای خالی را با حدسیات شان پر می کنند و چه بهتر که این شفاف سازی برای افراد مهم زندگی توسط خودتان صورت گیرد .
تا زمانی که پذیرش مسأله ای برای خودمان راحت نباشد نمی توان انتظار داشت که بقیه آنرا بپذیرند.
مشکل جنسی همسرتان ربطی به شما نداشته و در حقیقت غیر مستقیم باز هم اعتیاد علتش بوده.
شما هم مانند خیلی از افراد علی رغم تلاش طلاق گرفته اید و لزومی ندارد در ابتدای آشنایی و بدون شناخت درباره مسائل خصوصی صحبت کنید. حتی بزرگ کردن آن دوران و اینکه بگویید دوران سختی بوده بیشتر توجه بقیه را جلب می کند.
شما دیگر یک دختر کم سن و سال نیستید بلکه یک خانم چهل ساله هستید و فردی که انتخاب می کنید هم قطعا تجربیات متعددی داشته است.
آشنایی با فردی که معرف معتبری دارد و مطمئن هستید قصدش ازدواج است یا از خانواده و زندگی اش تا حدودی شناخت دارید ریسک کمتری دارد تا کسی که تمام اطلاعاتتان از طریق صحبت خودش بدست می آید.
وقتی علم و آگاهی بیشتر است طبیعتاً اعتماد کردن دشوار است . و تا زمانی که از ترس سوء استفاده از دیگران اجتناب می کنید رابطه و شناختی شکل نمی گیرد که مخالف آن به شما ثابت شود.
اگر افکار منفی و بازدارنده زیادی دارید از یک روانشناس کمک بگیرید تا هم به رسیدن آرامش فردی و هم در انتخاب همسر و بازبینی ملاک ها به شما کمک کند. موفق باشید


