ناشناس

سوال 996338

سلام ممنون از اینکه پاسخ سوال منو می‌دید چون ۲۰ ساله منو درگیر کرده لاصه می‌گم من آبان ۱۳۸۳ از طریق ک کردن سیستم‌های کافی آشنا شدم که صحبت کردم هرچی بهش می‌گفتم من دوست دارم باور نمی‌کرد یه شب که دستش پاره شده بود و رفتیم بیمارستان شب موندم اونجا صبحش که رفتم ببینمش کنار تختش وایسا ده بودم بهم گفت پیشونیمو ببوس دستشو گرفتم و بوسیدم وقتی که سرمو آوردم بالا چشش پر اشک بود و گفتش که عاشقتم سینا در حد مرگ همدیگرو می‌خواستیم مامانش قبول نکرد بردنش از دانشگاه ۵ شهریور همون سال عقد کرد ۵ مهر روز تولدش زنگم زد تو پرانتز بگم مین الان که دارم تعریف می‌کنم قلبم داره عین طبل می‌کوبه گفت که اگر طلاق بگیرم باکره باشم اسمشو تو شناسنامه پاک میشه نو می‌خوای گفتم آره رات می‌میرم عقد بود تو دوران عقد س** کامل داشتیم شب زفاف رو با درخواست خودش براش فراهم کردم و با تمام عشق انجام شد همش می‌گفت که دوست دارم تو پدر بچه‌ام باشی من مال توام بعد از ۸ سال سرباز بودم سال ۹۱ زنگم زد گفت سینا من حامله شدم چیکار کنم بندازمش و این مدت من همش بهش می‌گفتم من عذاب وجدان دارم نمی‌خوام با تو حرف بزنم هر وقت طلاق گرفتی برگرد اینو بگم که شوهرش می‌رفت دانشگاه شهر دیگه من می‌رفتم پیش اصفهان خونه خودش و تا سال ۸۸ بیشتر این رابطه نبود ولی تلفنی همچنان در ارتباط بود بعد من تو این چند سالی که با اون بودم زندگیم رو با اون می‌ساختم شوهرش پسرخاله شد الان عد از ۶ سال بی‌خبری زنگ زده میگه کانادا میگه کانادا هستم ه بچه ۱۲ ساله داره میگه که تو هنوزم دلت می‌کشه با من باشی من تمام مردهایی که تو زندگیم بودن از تو خبر دارم از عشق تو بعد میگه که از علیرضا جدا شدم ولی هنوز رسمی نشده گفتم چرا به من نگفتی و رفتی میگه من پیدات نکردم دم اگه طلاق نمی‌گرفتم که زنگت نمی‌زدم گفتم بهش تمام تلاشمو می‌کنم میام پیشت میگه باشه ولی ولی ولی حرفاش داغونم کرده اصلاً نمی‌دونم چیکار کنم هیچکسم تو زندگی من نیست ۳۷ سالمه درس دانشگاه هستم دلم عشق می‌خواد استاد زندگیشو می‌کنه روز زن زنگ زد ولی جوابشو ندادم به من میگه تو همونی ولی من عوض شدم خیلی شما بگید من چیکار کنم گیجم داغونم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
باسلام
دختری که شما در دوران نوجوانی عاشقش بودید بر فرض محال اگر نیمه گمشده شما هم بوده و در آن سن انتخاب درستی بوده همانطور که خودش هم گفته عوض شده ، پس دیگر همان فرد نیست.
و سوال اینجا است: چرا شما عوض نشده اید؟بعضی افراد از درد عشق بیشتر لذت می برند. آیا شما هم جزو آن دسته هستید؟ چون چیزی که شما عشق می بینید هیچ دست آورد مثبتی جز تنهایی برای شما نداشته
۲۰ سال عمر خود را در سراب هدر کرده اید. در حالیکه این خانم زندگی کرده است.‌ بهتر است از این رابطه سمی فاصله بگیرید. از یک روانشناس کمک بگیرید تا علت این وابستگی بیمارگونه را شناسایی کنید و بعد وارد یک ارتباط سالم شوید.
ولی اگر از درد عشق و تنهایی و احساس قربانی بودن لذت می برید می توانید بقیه عمرتان را از درد دوری فردی که شناختی از او ندارید همچنان بسوزید. انتخاب با شما است.
اگر خودشناسی دارید معایب و محاسن این ارتباط را بنویسید و به جز بحث احساسات آنرا منطقی ببینید. موفق باشید
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز شما در سن پایین وارد یک رابطه ی اشتباه شدید و یک چرخه ی معیوب را مرتبا تکرار کردید، سال های زیادی از این ماجرا می گذرد اما این رابطه هنوز ادامه دارد.
در واقع شما در یک تله ی روانشناختی گیر افتاده اید که نیاز به مداخله ی جدی دارید.
خودتان به تنهایی توان مقابله با این موضوع را ندارید.
توصیه میکنم از کمک یک روانشناس بهره من شوید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
باسلام
دوست گرامی اصلا کاری به روابط خارج از عرف و شرع شما دو نفر ندارم
ولی به طور کلی شما 20سال است خودتان را درگیر کسی کرده اید که زنگ تفریح زندگی اش بودید،، هراز گاهی با هم رابطه داشتید و متاسفانه عمرتان را تلف کردید
ایشان ازدواج کرد، صاحب فرزند شد، مهاجرت کرد، حالا طلاق گرفته و باز یاد شما افتاده
تا کی می خواهید عمرتلف کنید؟
اولا این خانم اصلا قابل اعتماد نیست چون علی رغم داشتن همسر و بچه همچنان با شما رابطه داشته
در ثانی رابطه با ایشان و حتی ازدواج با وی هیچ عشقی به شما نمی دهد این رابطه صرفا خیانت آلود بوده و متاسفانه شما در طی این سالها اصلا سعی نکردید آن را کنار گذاشته، فراموش کنید و زندگی درستی برای خود برگزینید
🌹اگر عشق می خواهید این خانم را کلا کنار بگذارید، چند جلسه مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید
در ادامه کم کم سعی کنید همسری مناسب ، قابل اعتماد و شایسته انتخاب کنید
این رابطه را کنار بگذارید چون نه آرامشی در آن است و نه عشقی
موفق باشید🎯🎯🎯