سوال 996473

سلام اقایی هستم ۳۷ ساله ،حدود ۶سال با یک خانمی اشنا شدم که مطلقه هستن و دارای یک فرزند،خانواده من با ازدواج کاملا مخالفت کردن و مانع شدن ،در این حین این خانم به بنده خیانت کرد و با شخص دیگری وارد رابطه شد و از هم دیگه جدا شدیم .بعد از چند وقت با پیام و فرستادن افراد برای ابراز پشیمانی به رابطه برگشتیم ولی من به شدت دچار اختلال روانی و استرس شدم ،و در این مدت کل افکارم متمرکز این رابطه و این خانم شده و از طرفی استرس مخالفت خانواده که باعث شده من همیشه دچار استرس و افسردگی شوم و ادم گوشه گیری شوم ،و این رابطه کلن افکار من رو درگیر کرده ،ممنون میشم راهنمایی و مشاوره بهم بدین که از شر استرس و اضطراب راحت بشم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات سرنوشت ساز برای هر فردی در طول زندگی است.شما فردی را انتخاب می کنید که در کنارش آرامش را تجربه کنید، تناسبات لازم با این خانم که وجود ندارد اما با این حال ایشان به شما خیانت هم کرده اند و خیانت توجیهی ندارد.
ادامه ی رابطه با ایشان که یک بار اعتماد شما را از بین برده اند و از طرف دیگر با خانواده در این که مخالف ایشان هستند، زندگی را برایتان سخت می کند و باعث ایجاد تنش های فراوان میگردد.
توصیه میکنم به کمک متخصص این موضوع را حل کنید و پشت سر بگذارید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک سکستراپیست 🌱
profile-photo
باسلام
دوست گرامی علت مخالفت خانواده چیست؟ توجه کنید در فرهنگ ایران خانواده نقش بسیار زیادی دارد.
اگر شما تا به الان ازدواجی نداشته اید علت این که این خانم را انتخاب کرده اید چیست و اینکه ایشون فرزند دارند و مسئولیت های فرزندشون هم در زندگی شما تاثیر دارد.
مسئله بعدی خیانت هست. آیا توضیح داده اند به چه علت با فرد دیگری وارد رابطه شده اند؟ چقدر تلاش می کنند تا اعتماد شما را بدست آورند؟!
خیانت اعتماد را از بین می برد و ممکن هست تا اخر زندگی نسبت به این خانم بی اعتماد باشید.
با خودتان روراست باشید، معیارهایتان را بررسی کنید. ریشه اضطرابتان را پیدا می کنید.
مخالفت خانواده، خیانت خانم، داشتن فرزند از ازدواج سابق تمام این ها که قبل ازدواج شما را نگران کرده است قطعا بعد ازدواج هم چالش ساز هست.
profile-photo
باسلام
شما درباره نکات منفی و تاثیر آن روی خودتان توضیح داده اید ولی به ویژگی های مثبت و دلایلی که علی رغم تمام اتفاقات مجدد وارد رابطه شده اید و علت مخالفت خانواده و افسردگی و استرستان اشاره ای نکرده اید.
اگر ملاک های انتخابتان در سن ۳۱ سالگی منطقی و درست بود و انتظاراتتان از همسر و زندگی مشترک با شناختی که از این خانم بدست آورده اید برآورده می شد شاید اینقدر اضطراب نداشتید.
آیا شما به انتخابتان مطمئن هستید یا نگرانی و استرستان بخاطر این است که با مخالفت خانواده خودتان به نوعی موافق هستید و دلیل ماندن و ادامه رابطه فقط وابستگی و صمیمیت فیزیکی است ؟
ازدواج با خانمی که فرزند دارد بهر حال چالش بیشتری دارد. اگر خودتان آمادگی این مسئولیت اضافه را دارید ایرادی ندارد ولی باید ویژگی های مثبت و شناخت کاملی وجود داشته باشد که این انتخاب را هم برای خودتان و هم برای خانواده توجیه کند.‌
بهتر است با توجه به شناختی که از خودتان ، اولویت ها و انتظاراتتان از همسر و زندگی مشترک دارید معایب و محاسن این انتخاب را مشخص کنید و به آن نمره دهید. تا بتوانید این انتخاب را از تمام جهات ببینید.
این بلاتکلیفی باعث افسردگی و اضطراب و اجتناب از تصمیم گیری شده