ناشناس

اشنایی

با یکی حرف زدم ،اما به کسی اعتماد نداشت حتی بااینکه جوابم مثبت بود طبق حرفهاش و حتی جوابم رو میدونست. اون میگفت من سختگیرم اما واقعیت خودش اینجوربود. سوالاتی رد و بدل شد،خودش هم میگفت سوال بپرسیم. اون خیلی رو حرفها تمرکز میکرد و اخرم به نتیجه نرسیدیم. الان من ناراحتم چراوقتی جواب منو میدونست اینجوربود. ۱۰سال فاصله سنمون بود

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز حرف‌هاتون نشون میده طرف مقابلتون حتی با وجود جواب مثبت شما، به خاطر بی‌اعتمادی و سختگیری خودش جلو نیومده.
این‌جور آدم‌ها معمولا بیشتر دنبال پیدا کردن مشکل هستن تا ساختن رابطه، و حتی وقتی جواب رو می‌دونن، باز به شک و تردید ادامه میدن.
ناراحتی شما طبیعیه، ولی این بیشتر نشون میده که مشکل از کمبود اعتماد و انعطاف اون بوده، نه از تصمیم یا ارزش شما.
بهتره این رو به حساب ناسازگاری سبک فکری بذارین و ازش عبور کنین، چون ادامه دادن با چنین دیدگاهی احتمالا فرسایشی می‌شد.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/سکستراپیست
profile-photo
سلام و درود
در بحث ازدواج هر کسی معیارها ملاک ها و اولویت هایی رو داره که ممکنه با دیگری متفاوت باشه و متناسب با اون متر و معیارهایی که مشخص کرده در مسیر ازدواج قرار می گیره
احساسات شما کاملا قابل درکه اما وقتی بپذیرید دو نفر دقیقا به همین منظور و برای شناخت بیشتر و بهتر با هم آشنا می شوند که به این باور برسند که آیا مناسب هم هستند یا خیر کمتر دچار احساسات آزار دهنده خواهید شد چرا که در غیر اینصورت و با ازدواج دو نفری که درک مشترکی از هم و یا زندگی مشترک ندارند قضیه به مراتب دشوار تر خواهد شد و با این وجود فرد رو در جریان اون زندگی دچار تعارضات روانی آسیب زا و فرسایشی خواهد کرد
موید باشید🌱
profile-photo
باسلام
پروسه ازدواج طولانی و زمان بر هست. تمام افراد قصد دارند بهترین انتخاب را داشته باشند. گاهی هم انتخاب ها وسواس گونه می شود و موقعیت هایشان را از دست می دهند.
نگران نباشید چیزی را از دست ندادید فقط تجربه شما از شناخت آدم ها بیشتر شد.
وقتی بی اعتمادی یا رفتارهای عجیب می بینید تن به هر ازدواجی ندهید. این رفتارهای طرف مقابل هشدار هست.