ناشناس

افسرده شدم

سلام و وقت بخیرخانم دکتر،من دختری ۳۷ ساله هستم ،چهره ی خوبی دارم و از نظر اجتماعی و رفتار جایگاه های خوبی هم داشتم،ولی من هیچ وقت جدی تو فکر ازدواج نبودم،همش درگیر تحصیل و کار و فعالیت های بیرون بودم.تو سن۲۳سالگی عقد کردم و تو نامزدی بدلیل اختلاف فرهنگی بهم زدم.بعد اون هم ترس داشتم هم بلاتکلیفی و هم احساساتم هنوز با شخص قبلی بود،بعد۶سال بصورت اتفاقی با شخص جدیدی اشنا شدم یکسال دوران اشنایی و تدارک عقد بود که بخاطر یکسری روابط اقا باز بهم زدم.الان سوالم اینه، همیشه دوست داشتم ازدواج و زندگی مستقل رو اما دنبالش بصورت جدی نبودم و همش میگفتم پیش میاد!الان ک به خودم اومدم و دنبال ازدواج، ناراحتم،چون شخص مورد نظرم روپیدا نمیکنم،کمال گرا شدم،کیس های جالبی هم پیدا نمیکنم و از طرفی استرس سنم رو هم گرفتم...واقعا احساس میکنم‌ تمام فرصت هامو از دست دادم....میشه لطفا راهنماییم کنید🙏🌸

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز شما هنوز فرصت و توانایی ازدواج دارید، فقط لازمه به جای مقایسه با گذشته و سخت‌گیری زیاد، معیارهای ضروری رو مشخص کنید و از کمال‌گرایی فاصله بگیرید. تجربه‌های قبلی شما رو پخته‌تر کرده و حالا می‌تونید فعالانه‌تر دنبال موقعیت باشید. مهم اینه نگرش‌تون رو از «فرصت‌های از دست رفته» به سمت «امکان ساختن آینده» تغییر بدید. آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/سکستراپیست
profile-photo
سلام و درود
این سختگیری و کمالگرایی خصوصا با گذشت زمان و افرایش سن و گاهی اوقات متعاقب اون بدلیل تجربه های ناکام کننده ی گذشته تا حدی طبیعیه اما مهم ترین چیزی که وجود داره و به فرد کمک می‌کنه پیدا کردن نقاط ضعف و قوتی که فرد در گذشته دچارش بوده و بعبارتی تقویت خود آگاهی برای روبرو شدن با واقعیت موجود و تعدیل انتظارات و معیارهایی که برای همسر آینده داره بعنوان مثال بهتره. در طی آشنایی به منظور ازدواج با فرد مورد نظر با اولویت بندی معیارهایی که بهش قایلید درصدی رو بر حسب اهمیت براش در نظر بگیرید و یادداشت کنید در اینصورت اگر فرد موردنظر معیارهای مهم شما رو پوشش داد و درصد قابل توجهی رو در این موارد به خودش اختصاص داد می‌تونه گزینه مناسبی برای شما باشه
موید باشید🌱
profile-photo
باسلام. احساس شما قابل درک است ، نگران هستید با بالا رفتن سن دیگر نتوانید فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کنید و مستقل نشوید. اگر بپذیرید که ازدواج ، اولویت شما نبوده و انتظارات و ملاک هایی دارید که در افراد کمی وجود دارد کمتر خودتان را سرزنش می کنید. اگر کسی در سن پایین ازدواج کند (چون اولویتش بچه دار شدن باشد) و در سن بالا بگوید از خودم راضی نیستم چرا تحصیلاتم را ادامه ندادم به او چه می گویید؟ تغییر گذشته از کنترل ما خارج است. زندگی ما برآوردی از انتخاب های ما است. اگر در حال حاضر ازدواج را اولویت بدانید نیاز دارید با توجه به موقعیت ملاک ها و انتظاراتتان را بازبینی کنید. و اگر خواسته شما ازدواج موفق و مطابق میل و انتظاراتتان باشد باید بپذیرید احتمال آن زیاد نیست و ممکن است یک مجرد خوشبخت باقی بمانید. گاهی پذیرش بهتر از تمرکز روی چیزی است که کنترلی روی آن وجود ندارد. موفق باشید