ناشناس
بددهني
من يه خانوم ٣٨ ساله هستم و يه بچه ١٠ ساله دارم ، ١٤ ساله ازدواج كردم ، با اينكه در يك خانواده ي بسيار مؤدب و آرومي بزرگ شدم و دوره ي مجردي خيلي خوبي هم سپري كردم و خيلي دختر مودب و مهربون و درس خون و سر به زيري بودم ، از هيچي ناراحت نميشدم ، حرف هيچ كس رو به دلم نميگرفتم ، دختر كينه اي نبودم ، زندگي من طوري بود كه تو دوران مجردي اصلأ معني و مفهوم ناراحتي رو درك نكردم چون دليلي برا ناراحتي نداشتم ، ٢٤ سالم بود ازدواج كردم و به كل عوض شدم ، الان شديدأ زود رنج ، عصباني و از همه بدتر بددهن شدم ، از زمين و زمان گله دارم ، هر كس هر چيزي ميگه من به خودم ميگيرم ، به هيچ چيز علاقه نشون نميدم ، حتي از بچه م هم بدم مياد و اصلأ بهش رو نميدم ، شديدأ از رفتار خودم دارم شكنجه ميشم ، و چيزي كه منو داره اذيتم ميكنه بددهنيم و بي محلي به بچه م هست ، خواهش ميكنم بهم يه راهي نشون بديد ، كمكم كنيد 😔
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
4 پاسخباسلام
دوست گرامی بسیاری از مواقع، اگر ما در شرایط خاص و سخت قرار نگيريم، تاب آوری و تحمل مان مشخص نمیشود
شاید در دوران مجردی ودر خانه پدری، آن قدر فضا آرام و کم چالش بوده که طبیعتا فرصتی برای عصبانیت و ناراحتی تان نبوده
اما پس از ازدواج و مواجه شدن با مشکلات و مسائل مختلف، این تاب آوری شما دچار صدمه شده و طبیعتا کم طاقت شده اید
💭بررسی وضعیت زندگی زناشویی تان، رضایت از زندگی مشترک تان، اینکه در طی این سالها چقدر به خودتان و علایق تان رسیده اید، چقدر مورد توجه و محبت قرار گرفته اید و...
بسیار مهم است
توصیه می کنم حتما مراجعه حضوری نزد یک مشاور مجرب داشته باشید
💭از طرف دیگر خودتان هم سعی کنید تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید، مثلا ورزش و یا پیاده روی منظم داشته باشید
با دوستان و همسالان خود بیشتر مراوده و ارتباط داشته باشید
خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و سعی کنید به علایق تان رسیدگی کنید
حتما سعی کنید یک هنر یا حرفه جدید بیاموزید
خودتان را وادار کنید که با فرزندتان بیشتر وقت بگذارید و رابطه تان را نزدیک تر کنید و...
تصور می کنم اگر بیشتر به خودتان و علایق تان رسیدگی کنید و از حالت فرسودگی و کسالت خارج شوید، کم کم اوضاع روحی تان بهتر میشود
مراجعه حضوری نزد روان شناس یا مشاور فراموش نشود، تصور می کنم بررسی جنبه های مختلف زندگی تان ضرورت دارد
موفق باشید 🎯🎯🎯
دوست گرامی بسیاری از مواقع، اگر ما در شرایط خاص و سخت قرار نگيريم، تاب آوری و تحمل مان مشخص نمیشود
شاید در دوران مجردی ودر خانه پدری، آن قدر فضا آرام و کم چالش بوده که طبیعتا فرصتی برای عصبانیت و ناراحتی تان نبوده
اما پس از ازدواج و مواجه شدن با مشکلات و مسائل مختلف، این تاب آوری شما دچار صدمه شده و طبیعتا کم طاقت شده اید
💭بررسی وضعیت زندگی زناشویی تان، رضایت از زندگی مشترک تان، اینکه در طی این سالها چقدر به خودتان و علایق تان رسیده اید، چقدر مورد توجه و محبت قرار گرفته اید و...
بسیار مهم است
توصیه می کنم حتما مراجعه حضوری نزد یک مشاور مجرب داشته باشید
💭از طرف دیگر خودتان هم سعی کنید تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید، مثلا ورزش و یا پیاده روی منظم داشته باشید
با دوستان و همسالان خود بیشتر مراوده و ارتباط داشته باشید
خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و سعی کنید به علایق تان رسیدگی کنید
حتما سعی کنید یک هنر یا حرفه جدید بیاموزید
خودتان را وادار کنید که با فرزندتان بیشتر وقت بگذارید و رابطه تان را نزدیک تر کنید و...
تصور می کنم اگر بیشتر به خودتان و علایق تان رسیدگی کنید و از حالت فرسودگی و کسالت خارج شوید، کم کم اوضاع روحی تان بهتر میشود
مراجعه حضوری نزد روان شناس یا مشاور فراموش نشود، تصور می کنم بررسی جنبه های مختلف زندگی تان ضرورت دارد
موفق باشید 🎯🎯🎯
باسلام. بد دهنی ، بی تفاوتی، زود رنجی و نداشتن رابطه خوب با فرزند متأسفانه با یک مشاوره متنی بهبود نمی یابد چون نیاز است در کنار یادگیری مهارت ارتباط ، مهارت مدیریت هیجان منفی و کنترل خشم و مهارت حل مسأله ، علت بد دهنی و عاملی که باعث می شود کنترلتان را از دست بدهید مشخص شود. بد دهنی راهی ناکارآمد برای بیان نارضایتی و برآورده نشدن انتظارات است. شاید در کنار آن نیاز به دارو درمانی داشته باشید تا بتوانید رابطه با فرزندتان را بهتر کنید و تحملتان را بالا ببرید. وقتی انتظارات ما از زندگی با زندگی واقعی خودمان فاصله زیادی پیدا می کند نارضایتی اینگونه خودش را نشان می دهد. از یک روانشناس کمک بگیرید تا به کمک درمان شناختی رفتاری و مهارت آموزی این چرخه خشم، بد دهنی، احساس گناه را از بین ببرد و خودگویی ها و افکار منفی را شناسایی کند. بهتر است هر چه زودتر اقدام کنید چون فرزندتان در دوران بلوغ است و رابطه خوب با او بسیار اهمیت دارد. موفق باشید
درود 🌱
اینکه تونستین با صداقت از حال درونتون بگین یعنی هنوز اون خانم مهربون و دلپاک درونتون زندهست، فقط زیر فشار سالها خستگی و بیتوجهی گم شده. زودرنجی، عصبانیت همگی نشونههای فرسودگی عاطفی و احتمالا افسردگیه و شما نیاز دارین اول از همه به فکر حال خودتون باشین. نه سرزنش نه قضاوت؛ فقط توجه و ترمیم.
پیشنهاد میکنیم حتما با یک روانشناس همراه بشین تا بتونین آرامآرام به خود واقعیتون برگردین. کنار این روزی چند دقیقه وقت برای خودتون بذارین، یادداشتنویسی یا پیادهروی کنین، و رابطهتون با بچهتون رو کمکم بازسازی کنین. لازم نیست یکشبه تغییر کنین، فقط کافیه هر روز یک قدم کوچیک به سمت حال بهتر بردارین.
شما خسته شدین. این خستگی میتونه تموم بشه، اگه خودتون رو دوباره باور کنین. هنوز دیر نشده.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
اینکه تونستین با صداقت از حال درونتون بگین یعنی هنوز اون خانم مهربون و دلپاک درونتون زندهست، فقط زیر فشار سالها خستگی و بیتوجهی گم شده. زودرنجی، عصبانیت همگی نشونههای فرسودگی عاطفی و احتمالا افسردگیه و شما نیاز دارین اول از همه به فکر حال خودتون باشین. نه سرزنش نه قضاوت؛ فقط توجه و ترمیم.
پیشنهاد میکنیم حتما با یک روانشناس همراه بشین تا بتونین آرامآرام به خود واقعیتون برگردین. کنار این روزی چند دقیقه وقت برای خودتون بذارین، یادداشتنویسی یا پیادهروی کنین، و رابطهتون با بچهتون رو کمکم بازسازی کنین. لازم نیست یکشبه تغییر کنین، فقط کافیه هر روز یک قدم کوچیک به سمت حال بهتر بردارین.
شما خسته شدین. این خستگی میتونه تموم بشه، اگه خودتون رو دوباره باور کنین. هنوز دیر نشده.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
من متأسفانه بعد ازدواج با برخورد نامناسب خانواده ي همسرم روبرو شدم و شخصيتم بهم اجازه نميداد بهشون چيزي بگم ،و در برابر حرفاشون سكوت ميكردم و همسرم هم سكوت ميكردن و ميگفتن بي احترامي ميشه اگه من جوابشون رو بدم و اين باعث ميشد من تو خونه با همسرم حرفم بشه ، همسرم با اينكه بسيار انسان درست و كاري و پرتلاش هستن و هيچ وقت از لحاظ مالي برا ما كم نزاشته ولي به همان ميزان از لحاظ عاطفي كم گذاشت ، چون از بس كار ميكنه فقط خسته ش خونه مياد و همين كه خونه ميرسه ميخوابه ، و همين كه ميخوام اعتراض كنم حرفش اينكه من دوستت دارم كه برات خونه درست كردم ، من دوستت دارم كه شكمتون رو سير ميكنم ، هر چي ميخوايد براتون ميخرم ، يعني همسر من دوست داشتن رو اينحوري ميدونن ، ولي تو اين ١٤ سال يكبار نشده ما بشينيم رودرروي هم و يه چايي بخوريم ، تا حالا نشده با من هم بدون اينكه چشمش تو تلويزيون باشه با من حرف بزنه ، حتي ناز كشيدن رو هم بلد نيست ، و من وقتي اعتراض ميكنم به من ميگه برو پيش روان شناس ، چون خودش رو حق ميدونه


