ناشناس

بی انگیزگی

سلام-دانشجوی دکترا و مدرس حق التدریس در یکی از دانشگاه‌های دولتی شهر تهران هستم. بنده به تدریس علاقه زیادی دارم و حتی پیش از آن که دانشجوی دکترا شوم، در این دانشگاه تدریس میکردم. تدریس را در حدی دوست داشتم که در جریان فوت یکی از عزیزانم، حالم را با حضور در کلاس خوب کردم. حدود دو ترم هست که یک درس عملی (در شاخه مهندسی) را ارائه میکنم. ترم اول بسیار تجربه بدی داشتم (به علت تجربه اول ارائه یک درس جدید) و در ترم دوم با یکسری اصلاحات جبران کردم و تجربه خوبی شد. اما در این ترم، به شدت نسبت به کلاسم بی انگیزه شده ام. کلاسم بیش از 70 دانشجو دارد که عموم آنها صرفا با انگیزه نمره گرفتن درس من را اخذ کرده اند و چون تجربه کاری دارند، ترجیح میدهند که در کلاس حاضر نشوند و روزهایی که به علت آزمون‌ها نیاز به حضور ایشان هست، هیچ توجه و احترامی برای درس قائل نیستند. برخی از نزدیکانم ، کم تجربگی من را عامل این موضوع میدانند. از دیدن بی انگیزگی و از همه بدتر، نمره پرستی این دانشجویان به شدت عصبانی و دلخور میشوم و احساس میکنم زحماتم بی فایده است. چگونه بر این حس بد غلبه کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
باسلام
ایجاد احساس خشم و عصبانیت شما می تواند به علت افکار خود آیند منفی باشد. افکاری که با چرا,‌ باید و نباید ، درست و نادرست همراه است.
به خودگویی هایتان دقت کنید تا با شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی به احساسات منفی خودتان غلبه کنید.
بطور مثال وقتی بخودتان می گویید: دانشجو نباید فقط بخاطر نمره سر کلاس بیاید. فکر می کنید این فکر یک قانون است و همه ملزم به رعایت آن هستند. در حالیکه همه افراد با یک انگیزه و هدف وارد دانشگاه نمی شوند و همه مانند شما به یادگیری علاقه ندارند. وقتی برای رفتار آنها ، دلایل دیگری پیدا کنید دیگر احساس بی کفایتی و بی انگیزگی نمی کنید. درس نخواندن و غیبت آنها یک انتخاب است و پیامدش را باید بپذیرند. شما می توانید مطابق با مقررات دانشگاه با غیبت و عدم حضور برای آزمون برخورد کنید تا کم کم درس شما را جدی بگیرند. موفق باشید
profile-photo
درود 🌱

کاملا قابل درکه وقتی با عشق و علاقه تدریس می‌کنید اما از سمت دانشجوها بی‌تفاوتی و فقط نگاه نمره‌محور می‌بینید، دلسرد بشید. ولی یادتون باشه که ارزش و اثر تدریس شما فقط توی واکنش دانشجوها خلاصه نمی‌شه.

راه عبور از این دل‌زدگی، بازنگری در انتظارات‌تونه؛ اینکه تمرکزتون رو بذارید روی رشد شخصی، بهتر شدن تدریس‌تون و تأثیر روی همون درصد کمی که واقعا گوش می‌دن. یه وقتایی باید تعریف موفقیت رو از «بازخورد بیرونی» به «رضایت درونی» تغییر داد.
ضمن اینکه هر نسل از دانشجو سبک و روحیه خاص خودشو داره و گاهی با تغییر کوچیکی توی شیوه تدریس یا تعامل، می‌شه انگیزش بیشتری درشون ایجاد کرد.

در نهایت، خیلی وقت‌ها معلم بودن یعنی کاشتن بذرهایی که شاید سال‌ها بعد ثمر بدن؛ اما اون ثمر، همیشه عمیق و موندگاره.

آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/سکستراپیست 🌱
profile-photo
باسلام
دوست گرامی شما نمی توانید از همه دانشجویان توقع داشته باشید که شدت علاقه شان به درس و ادامه تحصیل مانند خودتان باشد
شرايط تغییر کرده، ورود به دانشگاه ها بسیار راحت تر از قبل شده، مانند گذشته نیست که مستعد ترین و پرانگیزه ترین ها وارد دانشگاه می شدند، الان فرصت برای ورود همگان به فضای علمی باز است، مهم این است که در این فضا شما به عنوان مدرس، بتوانید چیزهایی را به آن‌ها یاد دهید که جای اگر فارغ التحصیل خوب و نابی نشدند، حداقل مسائل اساسی را از شما و سایرین آموخته باشند
🔴توصیه می کنم بر روی حضور و غیاب خیلی تاکید و توجه داشته باشید
🔴اصلا از اصول تان کوتاه نیایید مثلا اگر چهار جلسه غیبت معادل حذف درس است این مساله را خیلی جدی بگیرید
🔴در زمینه کنترل و مدیریت کلاس زیاد کتاب بخوانید
🔴حتما از همکاران قدیمی و با تجربه خود در این زمینه کمک بگیرید، مشورت با افراد قدیمی و پرتجربه افق های جدیدی را برای تان می گشاید
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯