ناشناس

خجالتی هستم همه اذیتم کردن و به هم استرس دادن

خجالتی هستم آقا بالای 30 بیکار و فقیر و بی پولم همه اذیتم کردن گفتن بی عرضه و به درد نخور نذاشتن به زبان بیام یا نظری بدهم یا تجربه و مسولیتی داشته باشم مانع پیشرفت و موفقیتم شدن مطمئن هستم اگر اذیتم نمی‌کردن الان تو اروپا دکترا داشتم و پولدار بودمهمه اذیتم کردن ۲۴ساعته به هم استرس دادن گفتن بی عرضه و به درد نخور هستی بیست سالگی کلی دکتر متخصص و معروف و روانشناس رفتم برای خجالتی بودنم که بجای کمکم کنند از قصد هیچ درمانی برام انجام ندادن و از قصد با هم بدرفتار کردن و کاری کردن خیلی بدتر شدم و افسردگی شدید گرفتم چند سال و اینکه همیشه در زندگی عجله و نگرانی داشتم مثلا همیشه گارد استرس داشتم که اذیتم و مسخره ام میکردن اماده باشم علت اصلی خجالتم این می‌دونم که چون وقتی همه اذیتم می کردن و به هم استرس میدادن گارد می‌گرفتم و این باعث شد که خجالتی و استرس داشته باشم ولی چون در همه جا و همه لحاظ حتی یک دقیقه هم در همان نمیگذاشتن آرامش داشته باشم و به هم استرس میدادن نتونستم از گارد استرس دربیام همه جا نذاشتن آرامش داشته باشم واقعا کسی کمکم نکرذه کلی دکتر روانشناس معروف و متخصص روان درمانی سالها پیش که رفتم واقعا کمکی نکردن و رفتار بدی با هم کر پ باعث شدن بدتر شدم فقط دنبال پول بودن که جلسات زیادی برم ولی من پول جلسات بیشتر از دوتا نداشتم حداقل یک جا ارزان معرفی نکردند بلاهای سرم اومده دهه هشتاد شمسی ولی کسی کمکم کرده بودن الان اروپا دکترا داشتم و پولدار بودم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی ناراحتی شما قابل درک هست. رفتار اطرافیان و عدم تشویق و تحسین می تواند مانع اعتماد بنفس در نوجوانی و بزرگسالی شود. توجه کنید دست روی دست گذاشتن و مداوم دنبال مقصر بودن باعث می شود رشدی صورت نگیرید. ورزش را شروع کنید. حرفه ی جدیدی را یاد بگیرید که بتوانید کار و درامد داشته باشید. بخاطر گذشته، آینده را از دست ندهید.
profile-photo
سلام و درود
ناراحتی شما قابل درکه یسری الگوهای رفتاری که در شما شکل گرفته وریشه دوونده همچون خجالتی بودن استرس داشتن می‌تونه ریشه در کودکی و رفتاری که والدین و یا اطرافیان از سر نااگاهی داشتند و یا قرار گرفتن در مسیر اتفاقات ناخوشایند و تروماهایی بوده که رخ داده اما راه حل زیادی وجود داره که فرد به روال عادی و خارج شدن از اون چرخه معیوب برسه وقتی از یک مرحله ای به بعد شما به یک خود باوری یعنی اینکه میشه برای هر کاری از همین لحظه ای که در اون قرار دارید شروع کرد بدون توجه به محدودیت زمانی و سنی وخودشناسی(درک احساسات و عواطف خود و اهدافی و توانایی‌هایی که دارید ) برسیدو بعد از اون برای اینکه این اعتماد بنفس و عزت نفستون بازیابی بشه با انجام کارهایی ساده بصورت گام به گام و مرحله‌ای بصورتی که شکل روتین پیدا کنه و انگیزشی بشه برای تقویت کارهای مثبت و اهداف بلند مدت در آینده همچون مطالعه کتاب و گوش دادن پادکست های انگیزشی و روانشناسی ،ورزش و پیاده روی های ساده در طول روز حتی ده دقیقه هر روز که میتونه محرکی قوی باشه ،یادداشت کردن و نوشتن تمام اتفاقات و افکار و مثبت و منفی به تخلیه ذهنی و کاهش فشار.روانی کمک می‌کنه و حضور فعال در اجتماع های کوچک و بزرگ و نهراسیدن از سوال کردن نظر دادن که با تمرین ذهنی و فرضی به مرور امکان پذیره و فراگیری مهارت هایی کاربردی و مستقلانه در جهت شغلی
و در آخر توجه به این نکته که کمک مشاور می‌تونه موثر باشه تا جایی که خود فرد هم بخواد و برای تغییر آماده باشه چرا که بدون ابزار کمکی توقع معجزه نمیشه داشت
موید باشید🌱
profile-photo
درود 🌱
حرف شما پر از درد و سرخوردگیه و کاملا قابل درکه. خجالتی شدن و استرس دائمی‌تون نتیجه رفتار دیگران و شرایط سخت گذشته بوده، نه ضعف خودتون. وقتی دائما کم‌ارزش و مورد آزار قرار گرفتید، طبیعی بود که گارد بگیرید و اعتماد به نفس‌تون آسیب ببینه. گذشته تقصیر شما نبوده و مسئولیتش با شما نیست.

حالا مهم اینه که می‌تونید شروع تازه داشته باشید و با قدم‌های کوچک، آرامش، اعتماد به نفس و مهارت‌های زندگی‌تون رو بازسازی کنید. هنوز فرصت دارید برای خودتون زندگی بسازید، حتی اگر مسیر طولانی باشه. آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست