ناشناس
رفتار مادرم
سلام وقت بخیر من پنج ساله ازدواج کردم الآنم دوتا بچه کوچک دارم خانواده م قمهستن و ما تهران.ما دوسه ماه یکبار به قم میریم پیش خانواده ولی خب شوهرم کلا زیاد جایی نمیمونه حتی خونه فامیل خودش بعد مشکلم اینه مامانم همش میگه شما بیاید چند روز بمونید یعنی من و بچه ها،ولی هم شوهرم به بچه ها و هم بچه ها به اون وابسته ن و کلا شوهرمم هیچ تفریحی بدون ما نمیره حتی یه آبمیوه هم برای خودش بدون ما نمیخره ولی مامانم همش گیر میده تو بمون و یکمم شوهرم ناراحت میشه چون قبل ازدواج تنهایی کشیده دلم نمیاد زیاد تنها بمونه .حالا موندم با مادرم چطور رفتار کنم ک بپذیره ما باهم میریم سرمیزنیم و باهم برمیگردیم.دیروز مثلا مامانم میگه بابا چند روز دیگه میاد تهران شما باید بیاید باهاش بمونید چند روز.انگار تعیین تکلیف میکنه نه پیشنهاد !
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخباسلام
دوست گرامی وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، اولویت اصلی و اساسی با زندگی مشترک است لذا هرچند مادرتان علاقمند است شما نزدشان بمانید اما شما باید صلاح زندگی مشترک تان را در نظر بگیرید
🔴اول اینکه برای مادرتان همین گونه که برای ما توضیح دادید، شرح دهید که متوجه شوند فرزندان شما دوری از پدرشان را تحمل نمی کنند و... یک بار هم توضیح دهید و وارد جر و بحث نشوید
در فرصتهای مناسب حتما با همسرتان هم صحبت کنید تا حتی اگر سخت شان هم هست برای بیشتر ماندن در قم همراهی تان کنند
موفق باشید🎯🎯🎯
دوست گرامی وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، اولویت اصلی و اساسی با زندگی مشترک است لذا هرچند مادرتان علاقمند است شما نزدشان بمانید اما شما باید صلاح زندگی مشترک تان را در نظر بگیرید
🔴اول اینکه برای مادرتان همین گونه که برای ما توضیح دادید، شرح دهید که متوجه شوند فرزندان شما دوری از پدرشان را تحمل نمی کنند و... یک بار هم توضیح دهید و وارد جر و بحث نشوید
در فرصتهای مناسب حتما با همسرتان هم صحبت کنید تا حتی اگر سخت شان هم هست برای بیشتر ماندن در قم همراهی تان کنند
موفق باشید🎯🎯🎯
کاربر گرامی با سلام
بسیار عالی موقعیت رو شرح دادید، مسئله ای که عنوان فرمودید به کررات در خانواده دیده میشه، والدین همیشه به آن صورت منطقی که شما توقع دارید با مسائل برخورد نمی کنند، گاهی تمایل دارند خود فرزندشان نهایت با نوه هایشان به منزل آن ها بیایند تا گویا در فضایی صمیمی تر با هم وقت بگذرانند، به نوعی در این شرایط حس تملکی که نسبت به فرزندانشان داشتند ارضا می شود، حتی برخی از خانواده های پسران هم گاهی اوقات ترجیح می دهند پسرشان تنها بدون خانواده چند ساعتی به دیدارشان بیاید. بنابراین شما با پدیده نادر و غیرقابل درکی رو به رو نیستید. اما اینکه چه باید کرد؛ تنها گذاشتن همسرتان در شرایطی که توضیح دادید اصلا کار صحیحی نیست و توصیه نمی شود، اما در کنارش سعی کنید با درخواست مادرتان در عین قاطعیتی که دارید با عطوفت و درک بیشتری برخورد کنید، از او ناراحت نشوید، سعی کنید تماس های تلفنی و یا تصویری بیشتری با وی برقرار کنید، در صورت امکان رفت و آمدتان را از چند ماه یکبار به حداقل ۲ الی ۳ هفته یکبار برسانید البته با رضایت و توافق همسرتان. می بایست پذیرفت که انتخاب چنین شرایطی در مقایسه با ازدواج در شهر خود، نیاز به صبر و تلاش بیشتری جهت برقراری تعادل در خانواده ها دارد. موفق باشید
مشاور و روانشناس🕊
بسیار عالی موقعیت رو شرح دادید، مسئله ای که عنوان فرمودید به کررات در خانواده دیده میشه، والدین همیشه به آن صورت منطقی که شما توقع دارید با مسائل برخورد نمی کنند، گاهی تمایل دارند خود فرزندشان نهایت با نوه هایشان به منزل آن ها بیایند تا گویا در فضایی صمیمی تر با هم وقت بگذرانند، به نوعی در این شرایط حس تملکی که نسبت به فرزندانشان داشتند ارضا می شود، حتی برخی از خانواده های پسران هم گاهی اوقات ترجیح می دهند پسرشان تنها بدون خانواده چند ساعتی به دیدارشان بیاید. بنابراین شما با پدیده نادر و غیرقابل درکی رو به رو نیستید. اما اینکه چه باید کرد؛ تنها گذاشتن همسرتان در شرایطی که توضیح دادید اصلا کار صحیحی نیست و توصیه نمی شود، اما در کنارش سعی کنید با درخواست مادرتان در عین قاطعیتی که دارید با عطوفت و درک بیشتری برخورد کنید، از او ناراحت نشوید، سعی کنید تماس های تلفنی و یا تصویری بیشتری با وی برقرار کنید، در صورت امکان رفت و آمدتان را از چند ماه یکبار به حداقل ۲ الی ۳ هفته یکبار برسانید البته با رضایت و توافق همسرتان. می بایست پذیرفت که انتخاب چنین شرایطی در مقایسه با ازدواج در شهر خود، نیاز به صبر و تلاش بیشتری جهت برقراری تعادل در خانواده ها دارد. موفق باشید
مشاور و روانشناس🕊
درود 🌱
شرایطی که توصیف کردین، قابل درکه؛ شما بین وفاداری به همسرتون و دلبستگی به خانوادهی مادریتون گیر افتادین و هر دو طرف هم انتظاراتی دارن که گاهی با هم همراستا نیست.
برای مدیریت این موقعیت پیشنهاد میکنم:
با احترام ولی قاطعانه با مادرتون گفتوگو کنین. یه گفتوگوی آروم و محبتآمیز داشته باشین و بهش بگین که سبک زندگی و رابطهی شما با همسرتون طوریه که ترجیح میدین همهی برنامهها خانوادگی باشه. تأکید کنین که این به معنای بیاحترامی یا بیعلاقگی به خانوادهی مادری نیست، بلکه انتخابی برای حفظ انسجام زندگیتونه.
الزاما همه چیز رو توضیح ندین، اما مرز مشخص کنین.
زمانهایی که به قم میرید رو با کیفیتتر کنین تا حس کمبود زمان جبران بشه. حتی اگه مدت کوتاهیه، با محبت، حضور فعال و توجه به مادرتون میتونین این کمیت رو با کیفیت جبران کنین.
اگه امکانش هست، گاهی پدر یا مادرتون رو به تهران دعوت کنین تا ببشتر کنار شما و بچه ها باشه.
در کل، شما دارین نقش یه همسر همراه و دختر وفادار رو بهخوبی ایفا میکنین. فقط کافیه با حفظ احترام، مرزهاتون رو با آرامش مشخص کنین تا از سوءتفاهمها کم بشه.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک /سکستراپیست 🌱
شرایطی که توصیف کردین، قابل درکه؛ شما بین وفاداری به همسرتون و دلبستگی به خانوادهی مادریتون گیر افتادین و هر دو طرف هم انتظاراتی دارن که گاهی با هم همراستا نیست.
برای مدیریت این موقعیت پیشنهاد میکنم:
با احترام ولی قاطعانه با مادرتون گفتوگو کنین. یه گفتوگوی آروم و محبتآمیز داشته باشین و بهش بگین که سبک زندگی و رابطهی شما با همسرتون طوریه که ترجیح میدین همهی برنامهها خانوادگی باشه. تأکید کنین که این به معنای بیاحترامی یا بیعلاقگی به خانوادهی مادری نیست، بلکه انتخابی برای حفظ انسجام زندگیتونه.
الزاما همه چیز رو توضیح ندین، اما مرز مشخص کنین.
زمانهایی که به قم میرید رو با کیفیتتر کنین تا حس کمبود زمان جبران بشه. حتی اگه مدت کوتاهیه، با محبت، حضور فعال و توجه به مادرتون میتونین این کمیت رو با کیفیت جبران کنین.
اگه امکانش هست، گاهی پدر یا مادرتون رو به تهران دعوت کنین تا ببشتر کنار شما و بچه ها باشه.
در کل، شما دارین نقش یه همسر همراه و دختر وفادار رو بهخوبی ایفا میکنین. فقط کافیه با حفظ احترام، مرزهاتون رو با آرامش مشخص کنین تا از سوءتفاهمها کم بشه.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک /سکستراپیست 🌱


