ناشناس
سلام بر مرجان عرشی های عزیز!
سلام و درود بر شما دوست عزیزم!
سوال شما عزیز را باید طور دیگری پاسخ بدم!
تمام آن چیزی که باعث به وجود آمدن این افسردگی لعنتی از 10 سال پیش در من شده است در ابتدا بی توجهی و بی محبتی از سوی مادر و خواهران من بوده است و حضور نداشتن آن ها در زندگی من و تنهایی بی انتها و بی کران من سال های سال و در آخر کار وارد آمدن یک شکست عشقی بسیار شدید و یک ضربه کمرشکن کشنده روحی و روانی و عصبی که سال ها درگیرش بودم و هنوز نتوانستم از آن کمر راست کنم به قدری که ضربه ای مهلک بود بر جسم و جان من در سن 18 سالگی در اوج شور و شوق و نشاط و در اوج جوانی!
خلاصه مسیر زندگی من به کل عوض شد و به بیراهه ای رفتم که تهش بن بست بود و با ملاج خوردم به دیوار! عشق آن دختر هم نصیب و قسمت من نشد! و من مثل شمع ذره ذره سوختم و گداختم و آتش گرفتم و آب شدم و خاکستر شدم!
خیلی تنها هستم تمام عمرم تنها بودم و تمام عمرم از مهر و محبت و مهربانی و دوستی و از توجه و اهمیت و از عشق محروم بوده ام! من هیچوقت لذت عشق را درک نکردم و نچشیدم و لذت آرامش در کنار عشق را هم درک نکردم! من تمام عمرم از عشق و آرامش و محبت و مهربانی و خوش اخلاقی و دوستی محروم بوده ام!😭😭😭💔💔💔
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخکاربر عزیز متشکرم از شما که دعوت به گفتگو رو بپذیرفتید و وقتتون رو به ما دادید. بسیار عالی شرایط رو توضیح دادید همچنین بنده پیام های قبلی شمارو هم مجدد مرور کردم تا بهتر بتونم مشکل شما رو متوجه بشم.
درگیر شدن در مسائل عاطفی در سنین نوجوانی همونطور که فرمودید میتونه فرد رو در معرض آسیب قرار بده، چون در این سنین هیجانات غلبه بر تصمیم گیری ها و تفکرات منطقی دارن، در واقع هنوز دست آوردهای فرد برای مقابله با شرایط دشوار عاطفی و روحی کامل نیست، مثل جنگی که شما برای پیروزی در اون هنوز آموزش کافی ندیدید یا سلاحی در دست ندارید، بنابراین میتونه ضربات مهلکی بزنه. همچنین نداشتن حمایت خانواده ویژگی های شخصیتی و ... همگی میتونن بر هم سوار بشن و در نهایت باعث رنج فراوان و افت کارکرد شدید و تجربه احساسات ناخوشایند در فرد بشن. اما قبل از هر حرفی باید بگم به واقع چیزی که درحال حاضر وجود داره و انکارناپذیر هست، شمایید. شما هنوز هستید و خیلی واضح و شیوا در مورد مشکلتون برای ما مینویسید. این بسیار غبطه برانگیز هست.
اما درمورد مشکلات و تشخیص هایی که مطرح فرمودید، یه نکته نظر منو جلب کرد و اون این بود که گفتید در ارتباط با انسان ها دچار اضطراب میشید. موافقید در این مورد بیشتر توضیح بدید؟ در مورد بیرون رفتنتون از منزل، از جاهایی که میتونید برید، از افکاری که باعث اضطرابتون میشه، در واقع مانع ارتباطات شما شده...
موافق هستید یا پیشنهاد دیگری دارید؟
🕊
درگیر شدن در مسائل عاطفی در سنین نوجوانی همونطور که فرمودید میتونه فرد رو در معرض آسیب قرار بده، چون در این سنین هیجانات غلبه بر تصمیم گیری ها و تفکرات منطقی دارن، در واقع هنوز دست آوردهای فرد برای مقابله با شرایط دشوار عاطفی و روحی کامل نیست، مثل جنگی که شما برای پیروزی در اون هنوز آموزش کافی ندیدید یا سلاحی در دست ندارید، بنابراین میتونه ضربات مهلکی بزنه. همچنین نداشتن حمایت خانواده ویژگی های شخصیتی و ... همگی میتونن بر هم سوار بشن و در نهایت باعث رنج فراوان و افت کارکرد شدید و تجربه احساسات ناخوشایند در فرد بشن. اما قبل از هر حرفی باید بگم به واقع چیزی که درحال حاضر وجود داره و انکارناپذیر هست، شمایید. شما هنوز هستید و خیلی واضح و شیوا در مورد مشکلتون برای ما مینویسید. این بسیار غبطه برانگیز هست.
اما درمورد مشکلات و تشخیص هایی که مطرح فرمودید، یه نکته نظر منو جلب کرد و اون این بود که گفتید در ارتباط با انسان ها دچار اضطراب میشید. موافقید در این مورد بیشتر توضیح بدید؟ در مورد بیرون رفتنتون از منزل، از جاهایی که میتونید برید، از افکاری که باعث اضطرابتون میشه، در واقع مانع ارتباطات شما شده...
موافق هستید یا پیشنهاد دیگری دارید؟
🕊
