ناشناس
شک داشتن
من ۱۲ ساله با یه دخترم و ۱۲ ساله دمبال ازدواج با اونم ولی هرکاری میکنم نمیشه که نمیشه
اوایل رابطه خیلی خوب بود ولی وقتی به درازا کشید همش شد دعوا و تهمت زدن سمت اون در صورتی که بخدا قسم من اصلا ادم ایجوری نیستم حتی ۵ ساله بخاطر اینکه بتونم باش ازدواج کنم ساعت ها فاصله دور از خانواده کار میکنم پول دربیارم
۱۰ دیقه حرف بزنیم به دعوا و مشاجره کشیده میشه
۳۶ سالم شد نتونستم بیارمش تو زندگیم
الانم واقعا ازم فاصله گرفته دیگه هم بعد ۱۲ سال نمیتونم به کس دیگه فکر کنم
تماما ذهنیتش نسبت به من فورا بد میشه در صورتی که بخدا قسم ادم شیله پیله داری نیستم زندگیمم فوق العاده سادست واقعا نمیدونم چیکار کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخباسلام
دوست عزیز ۱۲ سال تلاش و ماندن در یک رابطه ای که ستون های محکم ندارد کار اشتباه و پوچی هست. وقت و انرژی خودتان را هدر ندهید به کمک روانشناس درمان سوگ بعد از جدایی را شروع کنید.
وقتی اختلاف در رابطه زیاد هست ریسک طلاق هم بالا می رود.
سخت هست اما باید به این باور برسید که این رابطه تاریخ انقضایش تمام شده و شما تمام تلاشتان را کرده اید. واقع بین باشید. این رابطه در ذهن شما باید هروز به یک نقطه کوچک تبدیل شود.
دوست عزیز ۱۲ سال تلاش و ماندن در یک رابطه ای که ستون های محکم ندارد کار اشتباه و پوچی هست. وقت و انرژی خودتان را هدر ندهید به کمک روانشناس درمان سوگ بعد از جدایی را شروع کنید.
وقتی اختلاف در رابطه زیاد هست ریسک طلاق هم بالا می رود.
سخت هست اما باید به این باور برسید که این رابطه تاریخ انقضایش تمام شده و شما تمام تلاشتان را کرده اید. واقع بین باشید. این رابطه در ذهن شما باید هروز به یک نقطه کوچک تبدیل شود.
درود 🌱
دوست عزیز شما تمام تلاشتون رو کردین اما گویا ارتباط عاطفیتون فرسایشی شده و طرف مقابل هم ذهنیتی منفی نسبت به شما پیدا کرده.
در چنین روابط طولانیای، مخصوصا وقتی ازدواج اتفاق نمیافته، دلزدگی، توقعات حلنشده، خستگی و زخمهای کوچک قدیمی، کمکم بزرگ میشن و به شکل دعوا و بدبینی خودشون رو نشون میدن.
پیشنهادم اینه که اگر هنوز راه ارتباطی بازه و دوست دارین این رابطه رو نجات بدین، مشاوره زوجی بگیرین تا با کمک یک نفر بیطرف، بفهمین واقعا مشکل کجاست.
ولی اگر طرف مقابل کاملا فاصله گرفته و امیدی به بهبود نیست، شما باید عزتنفستون رو حفظ کنین و بپذیرین که «دوست داشتن» همیشه مساوی با «ماندن» نیست. گاهی رها کردن، خودش نهایت عشق به خود و حتی به طرف مقابله.اینهمه سال عمر کمی نیست... اما اگر چیزی جز دلشکستگی عایدتون نشده، شاید وقتشه مسیر تازهای رو برای خودتون باز کنین؛ نه برای فراموش کردنش بلکه برای پیدا کردن خودتون.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
دوست عزیز شما تمام تلاشتون رو کردین اما گویا ارتباط عاطفیتون فرسایشی شده و طرف مقابل هم ذهنیتی منفی نسبت به شما پیدا کرده.
در چنین روابط طولانیای، مخصوصا وقتی ازدواج اتفاق نمیافته، دلزدگی، توقعات حلنشده، خستگی و زخمهای کوچک قدیمی، کمکم بزرگ میشن و به شکل دعوا و بدبینی خودشون رو نشون میدن.
پیشنهادم اینه که اگر هنوز راه ارتباطی بازه و دوست دارین این رابطه رو نجات بدین، مشاوره زوجی بگیرین تا با کمک یک نفر بیطرف، بفهمین واقعا مشکل کجاست.
ولی اگر طرف مقابل کاملا فاصله گرفته و امیدی به بهبود نیست، شما باید عزتنفستون رو حفظ کنین و بپذیرین که «دوست داشتن» همیشه مساوی با «ماندن» نیست. گاهی رها کردن، خودش نهایت عشق به خود و حتی به طرف مقابله.اینهمه سال عمر کمی نیست... اما اگر چیزی جز دلشکستگی عایدتون نشده، شاید وقتشه مسیر تازهای رو برای خودتون باز کنین؛ نه برای فراموش کردنش بلکه برای پیدا کردن خودتون.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
باسلام. ۱۲ سال زمان زیادی است و باعث میشود نتوانید به این اختلافات منطقی نگاه کنید و تصمیم عاقلانه ای بگیرید. بنظر شما هدف از ازدواج چیست؟ و یک شریک زندگی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ چقدر دختری که ۱۲ سال برایش صبر کرده اید انتظارات شما از یک ازدواج موفق را برآورده می کند؟ خیلی سخت است قبول کنید انتخابتان از ابتدا اشتباه بوده و برای آرامش در زندگی بجای اینکه او را وارد زندگی کنید او را کنار بگذارید . شما هنوز زندگی مشترک را شروع نکرده اید به پایان خط رسیده اید و فکر می کنید از هم فاصله گرفته اید. بهتر است به کمک یک زوج درمانگر برای بهبود ارتباط و حل کردن مشکلات تلاش کنید و اگر موفقیتی حاصل نشد برای قطع رابطه با کمترین آسیب تصمیم بگیرید. موفق باشید


