ناشناس

عشق یک طرفه

سلام پسری هستم که به شدت عاشق فردی شده بودم که از من هشت سال بزرگتره من سی و یک سال و اون سی و نه سال کلی با هم تفاوت داریم از نظر تحصیلی و مالی ولی با هم صمیمی بودیم تا یکی دو سال حسم رو پنهان نگه داشتم ولی یه مدت وقتی پیامهام و توجهم بیشتر شد بد تر از من فاصله گرفت ولی بالخره یه روز همه چیز رو بهش گفتم حتی وقتی بهش ابراز کردم انگار سرد برخورد کرد و اون صمیمیت بینمون هم از بین رفته با گفتن همین مسایل که ما تفاوتمون زیاده و این چیزا من رو رد کرد و گفت اصلا به رابطه فکر نمیکنه و کلا تو این داستانا نیست ولی من هنوز بعد هشت ماه تو فکرش هستم هر لحظه میاد تو ذهنم با اینکه بهش گفتم دیگه بی خیالت میشم نمیتونم با کسی ارتباط بگیرم احساس میکنم کسی به جز اون به چشمم نمیاد همش منتظر پیامش هستم دلم برا صحبت کردن باهاش تنگ شده همه اش حس میکنم گفتن حسم بهش اشتباه بوده باید پنهان نگهش میداشتم افسوس به شدت به هم ریختم کمکم کنین از این وضع نجاتم بدین

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱 واقعا قابل درکه که تو این شرایط دلتون گرفته و دچار سردرگمی و دلتنگی شدید. شما تو این رابطه، صادق و شجاع بودین؛ حستون رو پنهان نکردین و با وجود تفاوت‌ها، جلو رفتین و ابراز کردین. اما اینکه اون خانم علاقه‌ای نشون نداد، معنیش این نیست که شما دوست‌داشتنی یا باارزش نیستین، بلکه یعنی اون فرد برای شما مناسب نبود، یا در زمان مناسبی برای رابطه نبود.

این حجم از وابستگی، بیشتر از اینکه از عشق واقعی بیاد، از خلأ عاطفی، رؤیاپردازی یا احساس خاص بودن اون رابطه شکل گرفته. آدم‌ها گاهی دلبسته‌ی کسی می‌شن که براشون نقش خاصی پیدا کرده؛ مثل پناه، آرامش، انگیزه یا حتی امید به تغییر زندگی. اما وقتی اون فرد در دسترس نیست یا علاقه‌مند نیست، ادامه‌دادن این احساس، بیشتر به خودآزاری شبیه می‌شه.
سعی کنید با خودتون مهربون‌تر باشین؛ شما شکست نخوردین، فقط به درِ بسته خوردین.ارتباط ذهنی‌تون با اون شخص رو کم‌کم قطع کنین؛ با پاک کردن چت‌ها، عکس‌ها، خاطرات. خودتون رو مشغول کنین؛ با یادگیری، ورزش، آدمای جدید، حتی سفر کوتاه یا کار داوطلبانه. از مشاور کمک بگیرین؛ وقتی گیر می‌افتیم تو یک فکر تکراری، مشاور می‌تونه ذهنمون رو باز کنه.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
profile-photo
باسلام.‌ عشق یکطرفه و هیجانی به تنهایی باعث ایجاد هیجانات منفی می شود و در شرایط شما اختلاف سنی، تفاوت در سطح مالی و تحصیلی هم به آن اضافه شده است. بیشتر مواقع گذر زمان (۶ماه تا یکسال) کمک می کند تا کم کم منطقی به جریان نگاه کنید. برای تسریع در این امر باید نکات منفی را پر رنگ کنید، تعریفتان از عشق را تغییر دهید، اولویت ها، هدف و انتظاراتتان از رابطه را مشخص کنید و به خودگویی هایتان دقت کنید وقتی مرتب به خودتان بگویید بجز او نمی توانم کسی را ببینم، خاطرات خوب و تجربیات مشترکتان را مرور کنید و ذهنتان را درگیر موضوعی کنید که کنترلی روی آن ندارید احساستان بدتر می شود.‌ می توانید با پر کردن اوقات فراغت با ورزش و دوستان صمیمی ، طبیعت گردی و .... فکر تان را آزاد کنید.‌موفق باشید
profile-photo
باسلام
دوست گرامی به طور طبیعی ارتباط با جنس مخالف همیشه جذابیت های خاص خود را دارد
شما یک جوان مجرد بودید که در اوقات فراغت بدون توجه به وجود تناسبات اصلی و فرعی، با این خانم رابطه عاطفی برقرار کردید و طبیعی است که بعد از مدتی وابسته به وی شوید
در این دست روابط چون عمدتا چالشی وجود ندارد و طرفین قرار نیست پیرامون مسائل مهم با هم مراوده و تصمیم گیری داشته باشند و در کل مساله شراکت و مسوولیت و تعهدی در کار نیست، همه چیز فانتزی به نظر می رسد و لذا وابستگی عاطفی کاذبی شکل می گیرد
لذا ضرورت دارد با این مساله منطقی برخورد کنید و توجه داشته باشید که این وابستگی شما از روی منطق و وجود حداکثرتناسب نبوده بلکه صرفا هیجانی گذرا ست
✔️توصیه می کنم هر نوع ملاقات با این خانم را کلا متوقف کنید حتی دورادور، هیچ گونه تماس تلفنی و مجازی هم نداشته باشید
از فکر کردن و خیال پردازی در مورد ایشان خودداری کنید
اوقات خود را بسیار پربار کنید و فرصت بیکاری و بطالت به خودتان ندهید
حتما هم با یک مشاور، به طور حضوری صحبت کنید و به مرور به خودتان فرصت دهید تا این مساله کم کم از ذهن تان برود
✔️در مورد ازدواج و انتخاب همسر هم زیاد مطالعه کنید تا با تناسب واقعی آشنا شوید و به این بینش برسید که این سبک رابطه شما چقدر هیجانی و بدون بررسی بوده است
در ضمن، وارد روابط احساسی صرف نشوید، صرفا رابطه ای را
شروع کنید که تصمیم تان ازدواج باشد
موفق باشید 🎯🎯🎯