ناشناس

مهریه

سلام وقت بخیر آقا پسری چند وقت پیش ازم خواستگاری کردند و طبق در جلسه خواستگاری قرار شد خود دختر پسر درباره مهریه صحبت کنیم،تو جلسه ای ک در این خصوص گذاشتیم اول یک عددی رو مطرح کردند و من مخالفتم رو مطرح کردم و بعد چند روز به خواسته ایشون دوباره صحبت کردیم و در نهایت روی عددی توافق کردیم و تو جلسه رسمی تو جمع خانواده ها مطرح شد و قرار بر این شد بریم دفتر خونه تا تاریخ عقد مشخص کنیم،اونجا ی فرم دادن ک پر کنیم،داخلش مهریه و نوع اون قید شده بود. من تعداد توافق شده و عندالمطالبه رو تیک زدم،ایشون همونجا شروع کرد ک هدف من عندالاستطاعه هست. در صورتی ک تا اون موقع حتی یکبار هم مطرح نکرده بودند. خلاصه ک برگشتیم بعد یکی دو هفته اومدن گفتن باشه عندالمطالبه و باز طی دو سه روز بعدش سر تعداد دوباره خواستن بحث کنند. دیدم تو تصمیم گیری ثبات ندارند و گفتم ادامه ندیم بهتره ، دیدم خیلی پیگیر هستند و بهشون گفتم همون تعدادی ک توافق شده رو اوکی هستم بشرطی که یک مشاوره پیش از ازدواج دیگه جدایی از مشاوره پیش از ازدواجی ک تو دوره آشنایی رفتیم بریم تا بیشتر با تیپ شخصیت هم آشنا بشیم. تقریبا پنج جلسه مشاوره رفتیم و مشاور ب شرطی ک سواد رابطه رو تو دوره عقد بگذرونیم گفتن ک میتونیم برای عقد اقدام کنیم. همه کارهای پیش نیاز عقد رو از جمله آزمایش و مشخص کردن تاریخ عقد و رزرو سالن و تهیه لباس رو انجام دادیم،یک هفته ب زمان مقرر آقا پسر گفتن میخوام خودم رو از اول معرفی کنم من آقای فلانی هستم با این مشخصات و مهریه مدنظرم همین تعداد و عنداللستطاعه می باشد. اگه اوکی هستیم بریم جلو. قشنگ دو ماه سر کارم گذاشته بود و کلا برگشت ب حرف خودش . منم دیدم حرف ها ایشون هیچ ثباتی نداره و قابل اعتماد نیست از ادامه انصراف دادم. قشنگ تو این مدت بازی روانی انجام داد و کلی وقت ازم گرفت . شما جای من بودین چه واکنشی نشون می‌دادین ؟ اینم بگم دوباره بعد ۴۰ روز خواهرشون اومدن تو محل و بهم گفتن داداشم میگه همون حرفی قبلی بریم ادامه بدیم ولی من دیگه هیچ جوره ب ایشون نمیتونستم اعتماد کنم . اصلا هم بحثم خود مهریه نبود. اینکه احتمال میدادم تو بقیه مسیر زندگی هم اون ثبات تصمیم گیری رو نداشته باشه.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز احساس شما قابل درکه ، شما چندبار با این آقا بر سر یه موضوع توافق کردین و ایشون هر بار لغزید، اینکه بعد از طی مدتی بعد از اینکه خیالشون از بابت وابستگی و پیشرفت رابطه راحت شد، دوباره زیر همه چیز زدن باعث از دست رفتن اعتماد تون شده. اگر قرار باشه با ایشون ادامه بدید، مرتب باید فرصت بدید و یه رابطه ی فرسایشی رو تحمل کنید.
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
profile-photo
باسلام
دوست گرامی کار بسیار درستی کردید که رابطه را ادامه ندادید، وقتی دو نفر با هم در ارتباط هستند، نیاز دارند نسبت به تصمیماتی که می گیرند، احساس اعتماد و دلگرمی داشته باشند نه اینکه دائم یکی از طرفین احساس ناامنی کند که طرف مقابلش می خواهد چکار کند؟ آیا سر حرفش می ماند؟ و...
لذا تصمیم گیری شما کاملا درست و منطقی بوده است
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
profile-photo
باسلام. توضیحات شما بیشتر درباره میزان مهریه و تغییر عقیده خواستگارتان است. بغیر از این موضوع چه شناختی پیدا کردید ؟ هر بار که رابطه را مجدد شروع کردید درباره نگرانی اش و علت رفتار توضیحی خواستید؟ آیا در رابطه با موارد مشابه هم وسواس و عدم ثبات داشتند؟ آیا میزان مهریه آنقدر مهم بود که نتوانید به شناختتان اعتماد کنید؟ ممکن است این آقا در تصمیمش ثبات داشته و اتفاقا تغییر نکرده ، فقط امیدوار بودند که با آشنایی بیشتر شما با عندالاستطاعه بودن و میزان مهریه موافقت می کنید و انتظار نداشتند همه چیز تمام شود.‌ بهر حال رابطه تمام شده و کسی از آینده خبر ندارد و نمی تواند به شما اطمینان دهد که نگرانی شما بجا بوده یا اشتباه.‌ شاید اگر خانواده ها از ابتدا توافق بر سر مهریه را خودشان بعهده می گرفتند دو ماه وقت و انرژی شما هدر نمی شد. بهتر است این بار مهریه را به بزرگترها بسپارید و در صورت توافق رابطه را ادامه دهید. موفق باشید