ناشناس

پذیرش فرزندان همسر

سلام من جدا شدم ولی بچه ای از ازدواج قبلی ندارم درخواست ازدواج از آقایی یک سال از خودم بزرگتر با شرایط مالی و ظاهری و تحصیلی خوب دریافت کردم تنها مشکل این آقا داشتن دو فرزند یک پسر سه ساله و یک دختر ۶ساله هست و اینکه هفت ماه بیشتر از جدایشون نگذشته با توجه ب صحبت های ک داشتیم اولش دلیل ازدواجش رو این ذکر کرد که می‌خوام بچه هام کمبودی نداشته باشن از لحاظ احساسی و اینکه آنقدر بچه ها برام مهم هستن ک حتی مادرشونم اجازه دعوا و داد زدن سر بچه ها رو نداشتن بعد ک متوجه شد من از این جواب جا خوردم تعجب کردم گفت نه دلیلش تنهایی سرو سامون گرفتن خودمه‌ والا بچه ها همین الآنم پرستار دارن من در جواب گفتم از اون جایی ک من تجربه ای در مادر بودن ندارم و خیلی یهویی همزمان هم همسر شماباشم هم مادر بچها مسئولیت سنگینیه بعد ازدواج ی مدت پرستار بچه ها بمونه منم‌ حضور داشته باشم تا بتونم با بچه ها ارتباط بگیرم و دوست شم خب حقیقتا من هر چقدرم‌ هم ک بخوام خوبی کنم دلسوزی ک‌صد البته این کارو میکنم باز مادر اونا نیستم اونا مادرشون زنده‌سالم هست من فقط میتونم توی جایگاه ی دوست خیلی خوب برا بچه هات باشم بهشون محبت کنم درکل‌ اخلاقم طوری هست ک بچه ها منو ی جورایی هم سن خودشون حس میکنن‌ دوستم دارن و در رابطه با بچه های شما هم همین طوره فقط اینکه اگه کار اشتباهی کردن توی رابطه منو بچه ها دخالت نکنه چون خودش گفت ک اره دخترم شبا میومده پیشم از مادرش گلایه می‌کرده ک دادکشید سرم فلان کرد گفتم ی طرفه ب حرفای بچه ها گوش نده خب گاهی واقعا ی اخم یا دعوای کوچولو لازمه ک بفهمه اشتباه کرده من ک زن بابای سیندرلا نیسم ک بخوام بچه هارو کتک بزنم شکنجه بدم این آقا خیلی سریع جبهه گرفت با لحن خیلی بدی گفت تایپ من نیستی فلان یعنی مشکل از من بود من تند رفتم یا اینکه این آقا فقط پرستاربچه میخواست؟خیلی ذهنم درگیره ک‌ نکنه من آدم خودخواهی بودم خواسته هام عجیب و زیاد بوده

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
دوست عزیز شما خواسته منطقی داشتین که اول به‌عنوان دوست با بچه‌ها ارتباط بگیرین و یک‌باره نقش مادر رو نپذیرین؛ این نشونه پختگی و واقع‌بینی شماست، نه خودخواهی. واکنش تند اون آقا نشون میده یا دنبال همسر و پرستار همزمان بوده یا هنوز آماده نیست. پس مشکل از شما نیست، بلکه این شرایط و توقعات ایشونه که مناسب شما نبوده.

آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
profile-photo
با سلام.
دوست عزیز در نوشتار شما دو نکته وجود دارد.
اول این که باید قبول کنید این آقا حساسیت ویژه ای در مورد بچه هاشون دارن حتی زمان زندگی با مادرشون . چه رسد به این که فردی غیر از مادر مسولیتشون رو قبول کنه. احتمالا به چالش برخورد می کنه. بویژه که بچه ها هم عادت کردن به پدر چغلی کنن و او رو در جریان قرار بدن.
دوم این که شما حقایق رو گفتید اما بیان هر واقعیت و یا در هر زمانی کار چندان درستی نیست. البته این خوبه که شما رو با خود واقعی این آقا آشنا کرده اما هر پدری باشه و با چنین گفته هایی از طرف یک فرد غریبه روبرو بشه ممکنه دچار واهمه بشه. شاید باید دیرتر این مسایل را مطرح می کردید اما از طرفی هم حساسیت او رو متوجه نمی شدید . در کل در موقعیت مشابه اگر فرد حساسیت ویژه ای ندارد در بیان چنین حرف هایی احتیاط بیشتری داشته باشید .
profile-photo
باسلام.‌ دیدگاه این آقا نسبت به مسائل تربیتی بسیار خاص است و اگر به همین صورت گفته باشید حرف غیر منطقی نزده اید . وقتی دلیل جدایی این بوده که تحمل دعوای مادر بچه ها را هم نداشته, انتظار داشتید با گفتن این حرف ها عکس العمل بهتری نشان دهد. حتی اگر مجدد تماس گرفتند رابطه را شروع نکنید. احتمال شکست چنین ازدواجی خیلی بالا است. موفق باشید
profile-photo
سلام و درود
دوست عزیز شما بعنوان یک فرد دارای اختیار ‌‌و شخصیتی مستقل با توجه به معیارها و ملاک های ذهنی خودتون حق انتخاب دارید و همینطور ازدواج با این شرایط ویژه نیازمند آمادگی کامل از هر جهت داره پس نباید از این بابت خودتون رو سرزنش کنید چرا که شما کاری غیر منطقی و خلاف واقع انجام ندادید و فقط دغدغه مندی های خودتون رو بیان کردید و نکته بعدی اینکه این حجم از تفکر متعصبانه بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت و نگاه تک جانبه صرفا از روی محبت به فرزند با ازدواج نمیشه آینده خوبی رو براش متصور بود چرا که با این دید ممکنه با هر انتقاد و چالشی که در زندگی گریز ناپذیره شما رو متحمل فشار روانی فرسایشی کنه که تبعات آسیب زایی براتون داشته باشه
موید باشید🌱