گاهشماری ماههای قمری

آن طور که من شنیده‌ام در زمان پیغمبر اکرم و قبل از آن، طوری بود که ماه ربیع الاول مصادف با اول بهار بود. برای اینکه ترتیب سالها به هم نریزد، هر سه سال یک بار، کبیسه اعلام کرده و یک ماه به آن اضافه می‌کردند. تا اینکه در زمان خلیفه دوم به عللی سال کبیسه را حذف کردند و به این ترتیب دیگر ماه ربیع الاول در بهار قرار نمی‌گرفت. سوال من این است که آیا این موضوع صحت دارد یا نه؟ که ظاهرا صحت دارد، آیا الآن ماههای سال مثل رمضان، ماه حج، که در جای خود نیستند، چه حکمی دارند؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم
با سلام و احترام

قضیه آنطور که به ان اشاره فرمودید نبوده.
مطالبی در زیر بیان می شود که امیدوارم مفید باشد.
عرب ماه ها را بر فصول چهارگانه تقسیم بندی می کرد: از پاییز آغاز می کرد که آن را ربیع می گفته اند، زیرا اولین باران در آن فصل می بارد. سپس زمستان و بهار (که آنرا صیف یا الربیع الثانی نیز نامیده اند) و آنگاه تابستان است (که قیظ نیز نامیده اند) و پس از مدتی این تقسیم بندی را رها کردند.

تعداد روزهای سال قمری، 354 روز است، یعنی کمتر از تقریباً یازده روز از سال شمسی.
حج نیز در زمان های چهارگانه: پاییز، زمستان، بهار و تابستان واقع می شده است.
زمان جاهلیت برای اینکه حج آنها در زمان درو و خرمن و آماده شدن کالاها (پوست و چرم و...) واقع شود و این وضعیت در یک حال ثابت و در بهترین و حاصلخیزترین زمان باقی بماند، سال کبیسه را از یهودیان مجاور خود فرا گرفتند. این جریان حدود دویست سال قبل از هجرت [نبوی ] رخ داد. یهودیان که سال قمری آنها هم یازده روز از سال شمسی کم داشت پس از سه سال، یک ماه بر دوازده ماه خود اضافه می کرده و آن را "فیادار" یا "آذار الثانی" می نامیدند. عرب ها نیز تفاوت بین سال قمری و سال شمسی خود را با الحاق یک ماه جبران می کردند. آنها تفاوت بین دو سال شمسی و قمری را، ده روز و 21 ساعت و 12 دقیقه، اعتبار می کرده؛ ولی در کل، ده روز و بیست ساعت به حساب می آوردند.
ابوریحان بیرونی گفته: «عرب ها، هر 24 سال قمری، نه ماه کبیسه می کردند و ماه های آنها با زمان ها ثابت بود و به یک طریق با زمان جاری و از اوقاتش تقدم و تأخر نمی گرفت.»

متولی انجام کبیسه یا همان "نس ء" یا "نسی ء" (یعنی کبیسه گرفتن سال و تغییر و تأخیر در ماه)، مردمانی از قبیله بنی کنانه بودند که به "نسأة" خوانده می شده و به "قلامس" نیز معروف بودند. مفرد قلامس، قَلمّس به معنی دریای پرآب است. اولین ناسی (کبیسه گیر) حذیفه بن فقیم بن عدی و آخرین آنها ابوثمامه جنادة بن عوف بوده است... هنگامی که نسی ء انجام می شد، قلمّس پس از انقضای حج در عرفات آن را در جَوّی از حرمت و عظمت به مردم اعلام می نمود و ماه های حرام را نیز بر می شمرد.
عرب ها پس از بعثت نبوی همچنان به انجام نَسی ء پای بند بودند. نسی ءِ اول برای ماه محرّم منظور می شد و صفر را محرم و ربیع الاول را صفر می نامیدند. نیز نسی ء دوم برای ماه صفر بود و ماهی که پس از آن می آمد را هم صفر می نامیدند و این چنین گذشت تا نسی ء در ماه های دوازده گانه متداول شد و به ماه محرم باز گشت کرد و آنگاه به مانند قبل آن را تکرار نمودند... از نتایج این کار تبدیل ماه های حرام به حلال بود و اینکه جنگ در ماه های حرام [واقعی ] رخ می داد. و لذا این آیه کریمه نازل شد و نسی ء را تحریم کرد: «انما النسی ء زیادةٌ فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاماً و یحرمونه عاماً لیواطئواعدة ما حرّم اللهُ فیحلوا ماحرّم اللَّه» [سوره توبه / 14

مشخص شد که ماهها صحیح هستند نسیء زمان رسول الله صلی الله علیه و آله کنار گذاشته شد و ربطی هم به دومی ندارد.

در پناه خدا باشید