پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/12/05
سوال 993097
سلام به همگی من ۵ساله جدا شدم دیگه امیدی به این زندگی ندارم دوسه بار رفتم خواستگاری ولی آون چیزی که من میخواستم نبوده خدا شکر درامد ماهیانه خوبه بدنیست بعضی وقت ها میگم منو جادو کردن که نمیتونم یه زندگی جدیدی شروع کنم اگه کسی میتونه کمک کنه زندگیم بی روح شده کاش درست میشد حالم خوب میشد خدا کمکم کن
۴ پاسخ۱۷ بازدید
1402/12/05
سوال 993095
سلام بابت اینکه جواب سوالم را پاسخ دادید مچکرم ولی واقعیت اینکه خیلی با خودم خلوت میکنم کلنجار میرم هیچ جوره نمیتونم از دختری ک خوشم اومده چشم پوشی کنم چون واقعا عاشقش شدم ودلیل اینکه نمیتونم مستقیما با دختره رک حرف بزنم اینکه تا ب الان هیچ دوست جنس مخالفی نداشتم و چون ظاهرم خوبه همه فک میکنن من یک دختر باز تمام ب معنا هستم وتا ب الان ک سن خودم ۳۲ساله همش خود ارضایی کردم یبار با دختر داییم دوست شدم وقرار بود باهم ازدواج کنیم ک ایشون عقب کشیدن و واقعا از اون روز ب بعد خیلی شکسته شدم حتی حاضر شدم بخاطر اینکه نبینمش ب تهران بیام و همینجا کار کنم و بمونم ولی هیچ پیشرفتی نداشتم تو زندگیم چون همش ب خودم میگم چرا اینجوری شد چرا من باید همیشه تو بدبختی زندگی کنم چند نفری شماره تلفن خونه تیمی رو دادن ک برم خودمو اونجا تخلیه کنم و دیگ خود ارضایی نکنم ولی واقعا بدم میاد از این کار وحالا اینجایی ک کار میکنم از دختر صابکارم خوشم اومده خیلی خیلی عاشقش شدم چون دوست جنس مخالفی نداشتم برا م خیلی مشکله با یه دختر در مورد دوستی و ازدواج حرف بزنم هر کاری میکنم از ذهنم پاک کنم و دیگ بهش فک نکنم نمیشه و لحظه ب لحظه علاقم بیشتر میشه بهش با اینکه دختر صابکارم خودش شمارمو گرفت تو گوشیش سیو کرد ولی زنگی نزده وبهم گفت ک مجردی یا متاهل من گفتم متاهل هستم و میخواهم طلاق بگیرم الان از گفته خودم پشیمانم ولی واقعا عاشقش شدم نمیدونم چطوری سر صبحت رو باز کنم واین داره ازارم میده
۲ پاسخ۱۱ بازدید
1402/12/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993093
سلام و عرض ادب. از روان شناسان و دوستان عزیزی که تجربه دارن درخواست کمک دارم. مدتی پیش یک خواستگار داشتم که سه جلسه حضوری باهم صحبت کردیم و احساس کردم مناسب هم نیستیم. متأسفانه با وجودی که همیشه در این مورد راهنمای دیگران بودم خودم اشتباه بزرگی مرتکب شدم و درگیر رابطه عاطفی و احساسی با اون آقا شدم و از هرچند وقت یک بار یا ایشون با من ارتباط می گیره یا من . البته به طور حضوری نه. بلکه از طریق مجازی . چون در بسیاری موارد انسان مذهبی هستم حتی وقتی ارتباط هم دارم با ایشون بسیار عذاب وجدان می گیرم هر دوهنوز مجردیم اما من مطمئنم که ایشون مخصوصا از لحاظ مذهبی و فرهنگی مناسب بنده نیست منتها به دلیل صحبتهایی که نباید انجام میشده یه وابستگی به ایشون پیدا کردم که می دونم غلطه.زمان ارتباط گرفتن بنده هم هر بار بیشتر از یک روز نمیشه و کسی که همیشه از این ارتباط پشیمون میشه و رابطه رو قطع میکنه من هستم وگرنه ایشون مایل هستن حتی به طور حضوری دوباره همدیگه رو ببینیم و یه جورایی من اصلا کاملا متوجه هستم که ایشون خیلی فاصله مذهبی با من دارن در حالیکه اوایل رابطه یه جوردیگه نشون میدادن. درسته من خودم هم یک سر این رابطه هستم اما من عذاب وجدان بسیار بدی تجربه میکنم اما ایشون هرگز.همیشه فکر میکنم تنها نکته ای که باعث این ارتباط شده نوع صحبت کردن ایشون بوده که یه خلا عاطفی رو در من جبران میکنه از نظر من ایشون اون خلا رو که تو ازدواج من لازم دارم خیلی خوب پر می کنن که برای من مهمه اما میدونم برای ازدواج کافی نیست .واقعا مستاصل شدم خیلی دلم میخواد این ارتباط برای همیشه قطع بشه اما متاسفانه هر بار عهد خودم رو میشکنم باور کنید نکات منفی ایشون رو یک جا یادداشت کردم اما نمی دونم چرا نمی تونم پایبند بمونم با افراد زیادی حتی تو این سامانه آشنا شدم که به راحتی رابطه رو قطع کردم به قول خانم دکتر آشتیانی نشانه تصمیم هیجانی اینه که فرد به سرعت پشیمون میشه و من هم فکر میکنم گرفتار این عارضه شدم و اینم بگم در تصمیمات دیگه زندگیم اینطور نبودم خواهش میکنم راهکاری به بنده بدین که از این وضعیت بیام بیرون
۷ پاسخ۳۹ بازدید
1402/12/04
سوال 993089
سلام من تو محیط کاریم با منشی مغازه ک دختر صابکارم هست عاشقش شدم وباهم حرف میزنیم میگیم میخندیم در طول روز ک باهم داریم کار میکنیم هم اون زیر چشمی بهم نگاه میکنه هم من ب اون بعد همش در مورد اینکه سینگله بهم میگه هی ب من نگاه میکنه بعد من نگاهش میکنم ب زمین نگاه میکنه بعد از یه طرف هم باباش برج ۶مغازشو میخاد بده بهم خودش میره کلا شهرستان زندگی کنه بعضی موقع ها ته حرفاش میخوره ب درمورد جنسی حرف زدن بعضی موقع ها ک میاد مغازه یه ادکلن میزنه ک من واقعا بیشتر عاشقش میشم بهش گفتم بوی ادکلن ک زدی مستم میکنه کم کم دارم عاشقت میشم خندید سرشو انداخت پایین گفت یا خدا کار اصلی خودش ارایشگری هستش فقط بعضی موقع ها ننه باباش میرن شهرستان یدفه ۱ماه میمونن اونجا دخترش میاد منشی میشه میشه ولی من واقعا عاشقش شدم بعد نمیدونم چجوری بهش بگم لطفا راهنماییم کنین
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1402/12/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993084
سلام من آقاهستم .خودم بلد نیستم و تحربه اش را ندارم و روم هم نمیشه و وقتش را هم ندارم برم دم در همسایه های خانم یا محل کارش تحقیق کنم میترسم برم خرابکاری کنم آبرو ریزی بشه مسلما صحیح نیست من که آقاهستم و جوان درباره دختر مردم از همسایه ها یا همکارانش سوال کنم ممکنه برخورد منفی دیگران مواجه شوم .کسی هم ندارم پدر مادرم هر دو از کار افتاده و تقریبا بیمار و زمین گیر هستند کسی هم در اقوامم ندارم برای تحقیق چکار کنم به سخنان خود خانم اکتفا کنم؟راه حلی به من میدهید؟درست هست از خود خانم بخواهم افرادی را معرفی کنند که با آنها صحبت کنم ؟آیا تحقیقات حتما لازمه .فرض کنید معرف هم شناخت کافی از دو طرف ندارد مثلا همین همدم باشد و من به دلایل مختلف امکان تحقیق ندارم معاشرت طولانی میتونه حایگزین تحقیقاات بشه
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1402/12/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993083
سلام من با خانمی آشنا شدم که بعد از سه چهار جلسه به شدت خواستار ازدواج با من بود و با تمام خواسته هام موافق بود من به دروغ برای تست ایشان مطرح کردم فلان مشکل جسمی را دارم باز ایشان پذیرفتند فقط یک نکته بگم جلسه اول دیدار همراه برادرشان آمده بودند و برادرشان به من گفت ما آبرو داریم مواظب آبروی ما باش .من هر خواسته ای داشته باشم ایشان موافقت میکنند وقتی از ایشان میپرسم چرا من را میخواهی یا چرا باهمه چی کنار میای جوابی ندارند.در ضمن برای من مرتب متنها و نوشته های خیلی طولانی و زیبا در پیام سانها برام میفرسته یک بار هم اصرار داشت همدیگه را ببینیم من گفتم فعلادنه بعددم در خانه ما آمد. من هم حس خوبی به ایشان دارم ولی رفتار عجیبش من را ترسانده پیش یک مشاور رفتم البته بع تنهایی وایشان گفت ممکنه بعد ازدواج عوض بشه.چکار کنم؟
۳ پاسخ۱۱ بازدید
1402/12/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993082
سلام من چند وقت پیش پیغامی دادم یک مقدار با واکنش منفی خانمهای مشاور مواجه شدم من برداشتم این بود که خانمهای مشاور به این عقیده هستند اگر دختر خانم حرف منفی در جلسات آشنایی زد مثلا گفت من اگر زندگیم ایده آل نباشد فرزند نمیاورم یا متارکه میکنم چون صادق بوده از دختر خانمی که شاید به دروغ حرف مثبت میزند بهتر است من نظرم این است میگند هیتلر کتابی نوشته بودقبل از حکومت رسیدنش به نام نبرد من که افکارش را درآن نوشته بود ظاهرا مردم آلمان بدون توجه به این کتاب و افکارش به او رای دادند و آن همه مصیبت برای آلمان و دنیا به وجود آمد .منظورم اینه از کنار حرفها و افکار سرسری نمیشه رد شد.به نظر من با با کسیکه در زمان آشنایی شاید دروغ بگوید و سخنان نرم بگوید باتمام خواسته هات موافق باشد و خودش را اهل زندگی جلوه دهدشاید بشود زندگی کرد چون ممکنه نیاز روحی و جسمی و روانی اش به ازدواج وتشکیل خانواده و زندگی خانوادگی آنقدر زیاد بوده که این راه را انتخاب کرده و همین نیاز شدید و شابدهمیشگی بعدها هم باعث شود در زندگی بماند و خود را با طرفش تطبیق دهد ولی کسیکه صراحتا حرفهای منفی میزند قطعا اهل زندگی نخواهدبود من با تحربه هایی که داشتم من به این عقیده رسیدم حالا سوال من اینه آیا عقیده من درسته؟
۲ پاسخ۸ بازدید
1402/12/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993081
سلام و وقت بخیر،بنده به اتفاق مادرم به منزل دختر خانمی برای آشنایی رفتیم و بعداز آشنایی جزیی مادرم شماره دختر خانم و از مادرش گرفت که اگه بشه بیرون همدیگرو ببینیم ولی مادر ایشون مخالفت کردو گفت فقط وفقط تلفنی یابه صورت پیامکی ،سوال بنده ازشما کارشناس محترم اینه که خب چطورمن این دختر خانم و بشناسم با خصوصیات اخلاقیش آشنا بشم از کجا معلوم پشت تلفن یا پیامکی به بنده دروغ نگه ،پشت تلفن نمشه آدمارو شناخت ،ممنون میشم راهنمایی بفرمایید که بنده چه تصمیمی بگیرم چون خودم به صحبت رودر رو بیشتر موافق هستم تا تلفنی اگر قبول نکردند چی ،بیخیال این آشنایی بشم؟
۳ پاسخ۱۳ بازدید
1402/12/03
سوال 993075
باسلام وقت بخیر دوتاسوال دارم اول اینکه چراآقایان درهمان لحظه اول آشنای چه حضوری یاغیرحضوری باصمیمیت ومهربانی بیش ازحدصحبت میکنند که من خانم درهمان لحظه اول به صمیمیت وکلمات محبت آمیزشک میکنم که واقعا هدفشان ازدواج باشدووقتی گفتم که اینگونه صمیمی بودن رانمیپسندم چون که انسان روازاصل موضوع دورمیکنه وباعث مسایل عاطفی میشه واقایان میفرمایند بایدصمیمی باشیم که بیشتروبهترهمدیگروبشناسیم ومن تاکنون این صمیمیت رودرمورد هیچ کس قبول نکردم واینکه آقایان میفرمایندمااهل زندگی نیستیم یعنی اشتباه کردم دوست داشتم نظر مشاوران گرامی رابدانم وسوال دوم وقتی اقای میفرماید من هرکاری دوست داشته باشم میکنم وشماهم هرکاری دوست داشتی بکن اصلا به این میگن تشکیل خانواده باتشکر
۴ پاسخ۱۳ بازدید
1402/12/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993074
سلام قبلا مشاوره گرفتم ۱۴روز از آشنایی من با پسرهمدمی می گذره اما اصلا سعی در شناخت من نمی کند،۲باربیشترتلفن،اونم خودم گفتم نبوده،پیام هم در شب و خیلی سردودرحدچندکلمه،میگن اشنایی باید باشه،خسته شدم دیگه،مثلا سرماخورده بود من چقدر احوالشو پرسیدم اما من سرماخورده بودم انگار نه انگار،چه کنم؟پسرا میگید سخت میگیرد اخه کدوم سختی؟رفتارتون ادم زده میشه🤐
۳ پاسخ۸ بازدید
1402/12/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993073
سلام. رابط همدم شماره منزل دختر خانم رو دادناگه شخصا تماس بگیرم ایرادی دارد؟ خانواده خودم رو تا وقتی بدونم جدی است در جریان نخواهم گذاشت.لطفا بگید چی باید بگم، چطور رفتار کنم.
۳ پاسخ۷ بازدید