سلام وقتی آقا از من در مورد میزان مهریه سوال میکنن صراحتا بگم ۱۱۰ تا مدنظر ما هست یا اجازه بدم وقتی موضوع رسمی شد و خانواده ها در جریان قرار گرفتن؟ آخه من ترجیحم اینه دو یا سه جلسه بیرون خونه اول با طرف آشنا بشم...اولا وقتی میپرسیدن میگفتم نظر خانوادم در این مورد مهمه جواب صریح نمی دادم بعد طرف بعد چند که بار که رفت و آمد کرده بوده و هم فکر منو درگیر کرده بود هم وقتم تلف شده بود پاشو تو یه کفش میکرد که ما ۱۴ تا فقط مهر میکنیم وقتم تلف میشد و اعصابم خورد میشد از بهم خوردن ماجرا چون ما و خانوادمون زیر ۱۱۰ سکه اصلا موافق نیستیم
سلام و عرض ادب؛ ۲۵ سالمه یه جا خواستگاری رفتم دختر خانم همون اولین جلسه در مورد جزئیات شغل و درآمد و خانه و ماشین و ... از من سوال کردن و در مورد جامعه و اثبات خدا و ... هم پرسیدن، منم به مادرم گفتم جواب منفی بده. البته از نظر خانواده و سطح فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی تقریبا هم سطح بودیم و البته ایشان برون گرا و بنده میان گرا یا درون گرا هستم . حالا میخواستم نظر مشاورین محترم رو بدونم. با تشکر
سلام پسری هستم 31 ساله مجرد یه مورد ازدواج خانواده ام به من پیشنهاد دادن که برای خواستگاری بریم . این خانوم از لحاظ ظاهری و حجاب و خانواده و.... همه چیزیش اون طوری که من میخام هست و کیس مورد نظرم هست ولی تنها مشکلی که هست از لحاظ سنی 13 سال از من کوچک تر هست میخاستم ببینم همچین کاری انجام دهم یا ن؟؟
سلام و درودمیتونید سوالات و کارهای مناسب رو برای داشتن یک رابطهای قوی و سالم قبل از دواج رو از لحاظ روانشناسی مطرح کنید؟مثلا بهترین سوالات برای شناخت طرفین چیا هست؟ممنون میشم چند نمونه مثال بزنید.با تشکر.
با سلام. من چند وقت پیش بواسطه یکی از دوستان با اقایی اشنا شدم، جلسه اول رفتیم بیرون و صحبت کردیم. اقا از لحاظ ظاهر و درامد از من پایینتر بودن. اما از لحاظ اخلاقی مودب و مورد تایید بودن. ایرادهایی داشتن، مثلا قیافشون.در خلال صحبتشون گفتن درامدم اینقدره شما مشکلی نداری؟ گفتم بتونید مدیریت کنید من مشکلی ندارم. با نظر مثبت از هم خداحافظی کردیم. فرداش بهم پیام داد شما از من بالاترید من نمیتونم خواسته هاتون رو تامین کنم. درصورتی ک من چیزی نخواسته بودم. هفته بعد دوباره پیام داد من یک هفته اس به شما فکر میکنم از نظر من شما خیلی خوبید. میشه باز صحبت کنیم.از اونجایی ک من از اخلاقشون خوشم اومده بود گفتم باشه و دومین قرار رو گذاشتیم.اینبار هم دو ساعت حرف زدیم موقع خداحافظی گفتن نظر من مثبته، شما تصمیمتون رو بگیرید بازهم لازمه حرف بزنیم یا ب خانواده ها بگیم.فردای اون روز دوباره پیام دادن شما سطحت بالاتر از منه.من هم جواب دادم از نظر اخلاقی خیلی خوبید اما اعتمادبنفستون خیلی ضعیفه. بخاطر همین دیگه نمیتونم بهتون اعتماد کنم پس جواب منم منفیه.حقیقتش خودم هنوز تصمیم قطعی نگرفته بودم ایشون مطابق معیارهای من هست یا نه. اما بعضی خصوصیات مشترک داشتیم ک وجه شباهتمون نسبت ب خواستگارهای قبلی بیشتر بود.معرف ایشون گفتن این اقا دلش پیش شماس اما جرات نداره ادامه بده گف تماس بگیرم باهاش صحبت کنم؟ گفتم نه.اما ذهن خودمم هنوز درگیرشهنمیدونم کار درست چیه