پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/11/10
سوال 992486
با سلام اخیرا با خانمی آشنا شدم و فکر میکنم نسبت به هم حس خوبی داشتیم .به نظرم خانم آرام و سرزنده و سرحال بدون هیچ مشکل روحی و روانی خاصی بودند.مساله ما اقتصادی بود .ایشان ساکن مناطق نسبتا مرفه نشین تهران و من ساکن منطقه متوسط نشین و پایین تهران هستم خانواده ایشان مرفه تر از خانواده ما هستند مااز قشر متوسط رو به پایین و ایشان از طبقه نسبتا مرفه البته نه خیلی بالا بودند.پدرایشان استاد دانشگاه و پدر من بازنشسته با حقوق ناچیز است.خود خانم شاغل نبودند تقریبا تفریحی تدریس زبان انگلیسی میکردند و زبانشان عالی بود.من شرایط اقتصادی خودم و حتی میزان دریافتی ام را به ایشان مطرح کردم و گفتم که خودتان بستجید با این عدد چه کارهایی میتوان کرد و چه کارهایی نمیتوان انجام داد.بهشون هم گفتم شما هم جدی تر کار کن یه گوشه کار را بگیر.ولی ایشان لیست خواسته هاشون ازمیزان مسافرت و رفت وآمدو کادو و نوع لباس و ... برای من مطرح کردند گفتند تفریحی کار میکنند و اجباری در کار کردن ندارند با یک مشاور هم گویا صحبت کرده بودند من را متهم به دیکتاتوری و عدم انعطاف کردند که میخواهم خواسته هام تحمیل کنم خوب من شرایطم گفتم و گفتم که فعلا راهی برای تغییر ندارم.میگویند شیوه زندگی ما فرق داره. ایشان مادرشان را البته زمانیکه خودشان در دهه سی زندگی بودند از دست داده اند و ظاهرا خیلی مسافرت و رفت و آمد خانوادگی با فامیلهای خیلی دور که امروزه زیاد روال نیست دارند. به خصوص با خاله شان که فکر کنم از دلسوزی جای مادرشان را گرفته انددسفر میروند.من گمان میکردم خیلی همدیگه را دوست داریم ولی ایشان بهم زدند و حتی من را بلاک کردند.ولی متاسفانه من نتونستم ایشان را فراموش کنم و گاهی هوس میکنم دوبار بهشون پیام بدم فکر میکردم من را دوست داره و برمیگرده نظرتون چیه من جایی اشتباه کردم من که نمیتونم خودم تغییر بدم به نظرتون اگر ازدواج میکردیم زندگیمون کیفیت خوب و دوام داشت
۹ پاسخ۴۴ بازدید
1402/11/09
سوال 992469
سلام خدمت دوستانی که نوشته منو خوندید وجواب دادید جواب همه شما منطقی بود من برای حل مشکلم همه کاری کردم حتی دعا نویس پیشنهاد مشاوره ام دادم اما نمیاد دوست عزیزی جواب داد که احساساتشو بروز نمیده من خودم ادم احساسی هستم واقعا درست گفتیدبارها شده که با یه اهنگ غمگین بغض کردم اطلا نگفت چته چرا اشک جمع شد توچشات همه راهارو امتحان کردم جواب نداد به طلاق فکر کردم اما با اینکه سرده هیچ احساسی نداره حتی به مسایل جنسی اما به خاطر پسرم نمیتونم اوایل زندگی اینجور نبود نتونستم مشکلو پیدا کنم که براش فکری بکنم زنگیم به سختی می گذره واقعا واقعا موندم چی کنم کم اوردم
۳ پاسخ۱۳ بازدید
1402/11/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 992463
چقدر سخته کسی نباشه دوست داشته باشه عاشقت باشه هر روز خودمو گول میزنم که من احساس ندارم تا بگذره گاهی عمیق دلم تنگ میشه برای کسی که هرگز وجود نداشته خسته ام از صبر خسته ام از تلاش خسته ام و شدم آدمی که سکوت کرده به کنجی دارم کم کم به فراموشی سپرده میشم حتی توسط خودم و نمیتونم این واقعیت تلخ نادیده بگیرم که من هم قلب دارم من هم به وجود کسی نیاز دارم که بی پرده بگویم دوستش دارم برام دعا کنید خدا منو از درد های بی پایانم رها کنه و از این دنیای بی معنا کم کم داره تمام دنیا یک رنگ میشه برام یعنی خاکستری بی روح نه خنده ای نه گریه ای حس میکنم زره زره وجودم دارن خودشون به دست تقدیر میسپارند که تجزیه بشوم در این دنیای تنهایی هرگز دوست نداشتم اما من دارم به لبه امید هایم میرسم شاید روزی از بلندای صبرم سقوط کنم و در تاریکی بی پایان بی کسی هایم بی صدا بی پایان آرام بگیرم خودم را دوست دارم و دلم برای خودم میسوزه برای تنهایی هام برای دست های خالی ام برای قلب مهربانم برای برای وجود سرشار از محبتم و هیچ کسی را ندارم که با او آرام شوم این جا آخر دنیاست آخر تمام خود امیدی هایم ولی باز هم خودم رو دوست دارم میدانم اگر در این دنیا نه اما پس مرگم و بعد از این که به درگاه خدایم برم دستانم رو در دستان عشق قراره میده و اونجا سرآغاز پاداش تمام درد هایست که کشیدم و اشک های که بی صدا پنهانی ریختم و کسی نبود که با دست های گرمش اشک های منو پاک کنه بگه ناراحت نباش من اینجام من کنارتم🥲
۲ پاسخ۱۳ بازدید
1402/11/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 992426
با سلام وخسته نباشیدمن مشکلی که دارم این که با آقایی در همدم اشنا شدم وچند بار باهم ملاقات داشتیم ایشون تاکید دارن که خیلی باید اشنا بشیم قبلا هر دو هفته ملاقات داشتیم ولی الان تقریبا یک ماه گذشته ودیگه هیچ خبری از ایشون نیست میخواستم بدونم تکلیف من چی هست ، من بهشون پیام بدم یا اصلا نمی خوان ادامه بدن؟ نمی دونم چه طور بپرسم اگه ممکنه راهنمایی کنین🙏🏻 ضمنا این رو هم بیان کنم که چند وقت پیش من به بهانه تبریک روز مرد بهشون پیام دادم وایشون تشکر کرد ولی حرفی از دیدار مجدد نزدن
۰ پاسخ۰ بازدید
1402/11/08
سوال 992421
سلام خانم عطاریان. با شما موافقم که آقایی که تصمیم به تشکیل زندگی میگیره و توان اداره یک زندگی معمولی رو داره نباید از خرید مثلا یک جعبه شیرینی معمولی موقع خواستگاری دریغ کنه و کاملا طبیعیه.کسی که از یک پذیرایی ساده در امر مهم ازدواج امتناع میکنه سه حالت براش هست.یا واقعا توان هزینه های زندگی رو نداره یا صفتی مثل خساست داره یا از آداب معاشرت ضعیفی برخورداره. که در هر سه حالت دختر خانم رو دلسرد میکنه
۲ پاسخ۱۶ بازدید